چگونه بر حسادت خود غلبه کنیم؟
حسادت به طور کلی یک ویژگی شخصیتی مخرب است. ویژگی مخربی که نه تنها دیگران بلکه خود ما را بیش از همه آزار می دهد. حس حسادت اگر به رقابت سالم بدل شود می تواند حتی با ایجاد انگیزه به پیشرفت فرد کمک کند اما گاهی حس حسادت به جای ایجاد انگیزه برای داشتن چیزی که دیگری دارد به حسی تبدیل می شود که با تمام قدرت سعی میکند دیگری را از رسیدن به موفقیت باز دارد. گاهی حتی از این هم فراتر می رود و سعی در تصاحب چیزی می کند که متعلق به او نیست و در این بین سعی در نابودی دیگری دارد. شاید این شفافیت برای توضیح حس حسادت کمی تلخ و غیر قابل قبول به نظر برسد اما با مرور اعمال و اندیشه هایمان شاید بتوانیم واقعیت ناپسند این ویژگی آزاردهنده را در وجود خود بهتر ببینیم و سعی کنیم به صورت آگاهانه با آن مقابله کنیم.

چگونه بر حسادت خود غلبه کنیم؟
مواردی که حس حسادت شما را بر می انگیزند، شناسایی کنید.
موقعیت هایی هستند که مانند جرقه ای حس حسادت را در شما شعله ور می کنند و تصاویری را در ذهن شما خلق می کنند که شما از آنها واهمه دارید. چه تصاویر و احتمالاتی در هنگام ایجاد حس حسادت در ذهن شما شکل می گیرند؟
همسر یا نامزد شما با شخص دیگری (همکار، دوست قدیمی، همکلاسی و …) در حال صحبت کردن است > ترس از خیانت با شخصی که به نحوی از شما “بهتر” است.
کودک شما به نظر می رسد که از بودن در کنار خانواده دیگری خوشحال است > احساس ترس و ناامنی از اینکه ممکن است شما پدر و مادر خوبی برایش نباشید.
دوست شما با افراد دیگری وقت می گذراند > ترس از اینکه او دیگران را به شما ترجیح بدهد و دیگر نخواهد که با شما وقتش را سپری کند.
همکار شما در محل کار ترفیع گرفته است > احساس عدم امنیت از این موضوع که شما کار خود را به خوبی انجام نمی دهید و توانایی لازم را ندارید.
همکلاسی شما در کلاس بهترین نمره را گرفته است > ترس از اینکه محبوبیت او باعث شود کسی به شما توجه نکند و تحقیر شوید.
دوست شما چیزی دارد که تحسین همگان را برانگیخته است (ثروت، اتومبیل گرانقیمت، زیبایی و …) > عدم امنیت، احساس کمبود و ترس از فقدان ارزش و مقام اجتماعی
واکنش منفی از خود نشان ندهید.
هنگامی که احساس می کنید حسادت دارد بر شما غلبه می کند، واکنش منفی و مخربی از خود نشان ندهید. تهمت نزنید، چشم غرنه نروید، پشت چشم نازک نکنید و به طور کلی سعی کنید هیچ گونه نشانه ی رنجیدگی از خود بروز ندهید. سعی کنید رفتاری دقیقا برعکس نسبت به یک فرد حسود از خود نشان دهید. برای مثال اگر دوستی قصد دارد ساعاتی را با شخص دیگری سپری کند، به جای هرگونه رنجش خاطری، به او یک رستوران خوب یا یک فیلم مناسب پیشنهاد کنید. اگر نامزد یا شریک زندگی شما مشغول صحبت با شخص دیگری شده است، آنها را با آرامش به حال خود رها کنید. رفتاری داشته باشید که یک فرد با یک رابطه سالم مملو از اعتماد از خود نشان می دهد، حتی اگر شما را تا سرحد مرگ آزار می دهد.
رفتار حسدآلود هرگونه رابطه ای را به تباهی می کشاند. اگر هرچه زودتر بر آن غلبه نکنید، روزی خواهد رسید که تمام دوستان خود را از دست داده اید و رابطه شما با تمام اعضای خانواده و فامیل تیره و تار شده است. بعدا می توانید با لحنی آرام و به دور از پرخاش به صورت منطقی در مورد آنچه که حس حسادت شما را برانگیخته است صحبت کنید اما زمانی که شعله های حسادت شما فروکش کرده اند و شما آرام شده اید.
خود را متقاعد کنید که حس حسادت شما یک توهم ساختگی است.
در بیشتر مواقع حس حسادت حاصل توهمی است که خودتان در ذهنتان پرورشش می دهید. وقتی حسادت می ورزید در واقع به رفتار شخص مقابل واکنش نشان نمی دهید، بلکه به باور های غلط خودتان واکنش نشان می دهید. به بیان دیگر شما نسبت به یک سناریو ذهنی واکنش نشان می دهید که از آن واهمه دارید اما هنوز اتفاق نیفتاده است و ممکن است هرگز نیز اتفاق نیفتد.
اگر همسر شما برای عرض تسلیت با همکارش تماس گرفته باشد، نتیجه گیری منطقی با توجه به شواهد این است که واقعا برای تسلیت گفتن تماس گرفته است مگر اینکه خلافش ثابت شود. اما سناریوی ذهنی شما چیز دیگری را به شما القا می کند و شما واکنش نادرستی با توجه به باور های خود ( اینکه دیگری از شما بهتر است یا اینکه از شما مهم تر است) به این مسئله نشان می دهید. فرد مقابل نیز به دلیل تهمت وارده، حالت تدافعی به خود می گیرد. این حالت تدافعی او را وادار می کند که برای جلوگیری از برانگیخته شدن حساسیت شما نسبت به مسئله، کار های معمولش را به دور از چشم شما انجام دهد. هر چه او بیشتر در لاک خود فرو می رود، حس حسادت و شک شما را بیشتر بر می انگیزد و وارد یک چرخه معیوبی می شوید که هر لحظه بیشتر شما را در خود فرو می کشد و راه برگشت از آن نیز هر لحظه سخت تر می شود.
اعتماد بنفس خود را افزایش دهید.
حسادت معمولا حاصل از حس عدم امنیت و کمبود اعتماد به نفس است. گاهی یک ترس درونی، عمیق و ریشه ای است از احساس تردشدگی است. ترس از اینکه کسی شما را ترک خواهد کرد و عشق و توجهش را از شما دریغ می کند چون شما به اندازه کافی خوب و لایق نیستید. گاهی حسادت به داشتن چیزی به دلیل احساس کمبودی است که در وجود خود احساس می کنیم اما در واقع به دلیل عدم اعتماد به نفس در ما شکل گرفته است. حتی با داشتنش دوباره چیز جدیدی پیدا می شود که این حس را دوباره در ما به وجود می آورد.
باید یاد بگیرید که زندگی دیگران، رفتارشان و داشته هایشان هیچ ارتباطی به شما ندارد و شما زندگی خودتان را دارید همراه با علایق و اهداف متفاوت. افراد با اعتماد به نفس بالا حتی اگر مورد تمسخر قرار بگیرند و یا اینکه توسط دیگران ترد شوند، مشکل را لزوما در خودشان نمی بینند. ممکن است فرد مقابل طرز فکر سطحی داشته باشد. به علاوه یک فرد با اعتماد به نفس بالا، حتی اگر اشتباهی بکند، چیزی از ارزش هایش کم نمی شود، تنها یک تجربه جدید به دست آورده است، به همین سادگی.
از مقایسه خود با دیگران دست بردارید.
بعضی افراد ممکن است به نظر برسد که در زندگی همه چیز دارند اما بیایید واقع بین باشیم؛ آیا واقعا کسی وجود دارد که در زندگیش هیچ مشکلی وجود نداشته باشد؟ ممکن است زندگی راحتی داشته باشند، اما هرگز زندگی کاملی ندارند. حتی هنرپیشه های مشهور هالیوودی زندگی کامل و بی دغدغه ای ندارند. یک زندگی پر از استرس، با مشکلاتی که حتی ممکن است شما را شوکه کند. بیماری های لاعلاج، اعتیاد، دستگیری، خیانت همسر، شکست عشقی و ورشکستگی مالی!
با کسی که فکر می کنید زندگی کامل و بی نقصی دارد ارتباط دوستی برقرار کنید. در نهایت متوجه می شوید که زندگی او نیز خالی از مشکل نیست. تنها فرق او این است که زندگیش را بر پایه حسادت به دیگران بنا نکرده است و بدون نگرانی از اینکه داشته هایش را از دست بدهد یا توسط کسی از او گرفته شود، زندگی می کند. در واقع به جای حسادت به داشته هایش باید سعی کنید که شما هم از این دریچه به زندگی نگاه کنید.
خودخواه نباشید.
خودخواه بودن سطح توقع شما را بالا می برد و باعث می شود همه چیز و همه کس را تنها برای خود بخواهید. اگر به این دلیل که همسر یا دوست شما وقت خود را با شخص دیگری سپری می کند احساس حسادت می کنید، از خود بپرسید “به چه میزان از کل زمانی که همسر یا دوست شما در اختیار دارد، احتیاج دارید؟” این که شما برای وقت گذراندن با همسر، خانواده، پدر و مادر و دوستانتان به یک مقدار معین زمان احتیاج دارید، کاملا قابل درک است. اگر شخص مقابل ذره ای از وقت خود را برای بودن با شما صرف نمی کند، در این صورت نگرانی های شما به جا است. اگر پدر، مادر، همسر یا دوست شما یک مقدار مناسب از وقتش را به شما اختصاص داده است اما شما هرگز احساس نمی کنید که این مقدار کافی باشد و در اعماق وجود خود ترجیح می دهید که تمام وقتش را با شما سپری کند، در این صورت خواسته شما غیر منطقی و خودخواهانه است.
سعی کنید خود را به جای آنها بگذارید و نیاز ها و مشکلات آنها را درک کنید. ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشند که شما از آنها بی خبرید. این مشکلات زمان و ذهن شخص مقابل را به خود درگیر کرده است و باعث می شود که مطابق با توقعات شما رفتار نکند.
خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکنید. خانواده، روابط، علایق، سرگرمی ها، دوستان متعدد، اهداف معین، همگی قسمت های مجزایی از زندگی را تشکیل می دهند که در صورت وابستگی و توجه بیش از حد به یکی، دیگر جنبه های زندگی شما مختل می شود. وقت خود را با سپری کردن با دیگر دوستان و اعضای خانواده و همینطور به انجام فعالیت های مورد علاقه پر کنید.
مرز ها را مشخص کنید. هنگامی که در یک رابطه قرار می گیرید، مرزهایی را با همسر یا نامزد خود مشخص کنید. مرز بروز احساس حسادت در شما نسبت به همسر، نامزد و دوست در کجا قرار دارد؟ یک نگاه؟ یک مکالمه کوتاه مدت؟ یک لبخند؟ قرار ملاقات با دوستان و همکاران؟ و یا …؟ بحث کردن در مورد این موضوع و مشخص کردن مرز های بروز حسادت کار چندان ساده ای برای زوجین نیست. اما اکثر مواقع هر دو نفر دارای مرز های مشترکی هستند. به این معنی که انجام کار هایی (توسط همسر یا نامزدتان) که شما را آزار می دهد در صورت انجام توسط شما نیز ممکن است همسرتان را آزار دهد. بنابر این به محض مشخص شدن این مرز ها و متقاعد شدن طرفین، بسیاری از سوء تفاهم ها برطرف می شود.
اعتماد کنید. اگر به راحتی حس حسادت شما نسبت به همسر یا دوست شما برانگیخته می شود، احتمالا دیوار اعتماد شما قبلا فرو ریخته است. بیشتر اوقات اگر در گذشته به اعتماد شما خیانت شده باشد، این حس عدم اعتماد به روابط جدید شما نیز کشیده می شود. بهترین سوالی که می توانید از خود بپرسید این است: “آیا این شخص در گذشته کاری انجام داده است که با عث از بین رفتن اعتماد شما بشود؟” اگر جواب شما منفی است، پس بهتر است انها را از پیش گناهکار نپندارید و او را قبل از جنایت قصاص نکنید. اگر در گذشته این شخص اعتماد شما را نسبت به خودش زیر سوال برده است، دو راه پیش روی شما است: اول اینکه او را ببخشید، دوم اینکه اگر آینده خوبی در ادامه رابطه خود نمی بینید در صورت امکان به این رابطه خاتمه دهید یا آن را کمرنگ کنید؛ در غیر این صورت حسادت، زندگی و رابطه شما را به نابودی می کشاند.
مثبت باشید.
در پایان یکبار دیگر متذکر می شویم که حسادت رفتاری است برگرفته از ترس های شما. شما مدت زمان زیادی را صرف نگرانی برای چیزی می کنید که هنوز اتفاق نیفتاده است و ممکن است هرگز نیز اتفاق نیفتد. با این طرز فکر، در واقع جریان افکار منفی، احتمال وقوع این اتفاقات بد را افزایش می دهد. سعی کنید مثبت باشید، مثبت فکر کنید و از جریانات اطراف خود برداشت مثبت داشته باشید. نق زدن، گلایه کردن، تهمت زدن، شکاک بودن و حالت قربانی را به خود گرفتن نه تنها چیزی را حل نمیکند بلکه آنچه را که دارید نیز به نابودی می کشاند.
زندگی در جریان است و اتفاقات خوب و بد همه روزه برای تمام افراد کره زمین در حال رخ دادن است اما این نگاه افراد است که متفاوت است. بهتر است برداشت ما از وقایع مثبت باشد و از وقایع خوبی که در زندگی برایمان رخ می دهد هرچند کوچک لذت ببریم. چه خوشتان بیاید و چه بدتان بیاید کاری از دست شما ساخته نیست جز اینکه به زندگی لبخند بزنید و با جذب افراد متفاوت، دوستان جدید و موقعیت هایی که در اطراف شما در حرکت هستند، یک زندگی بهتر را برای خود رقم بزنید. این امر ممکن نیست مگر با تفکر مثبت!