آگاهی بالاترین تجلی زندگی است. هر چه آگاهی بیشتر باشد، زندگی متعالی تر میشود. هر چه شکل آگاهی بالاتر باشد، سطح حیات بالاتر است. در نظام هستی هر شکل حیاتی از آگاهی خاص خود برخوردار است. بلوغ و درایت بالاتر با بینش، بیداری و آگاهی بیشتری همراه است. آگاهی ابزار بقاست از این جهت اهمیت ویژه ای دارد. کسی که محیط خود را بهتر بشناسد بهتر میتواند در آن زندگی کند. منظور از آگاه بودن از جنبه حقیقت است.
ما موجوداتی هستیم که برایمان آگاهی حالت ارادی دارد. یعنی انسان ذاتا از گونه ای است که حق انتخاب دارد. میتواند درباره اینکه آگاهی را انتخاب کند یا نکند تصمیم بگیرد، میتواند به جست وجوی حقیقت برود یا نرود، میتواند ذهنش را متمرکز بکند یا نکند، این یکی از جنبه های مثبت و شکوهمند طبیعت انسانی است.
اگر از سطح معینی از آگاهی در فعالیتهایمان استفاده نکنیم، اگر هشیار و گوش به زنگ نباشیم، با کمی باور خودتوانمندی و حرمت نفس رو به رو میشویم، خود را در برخورد با مشکلات زندگی ذی صلاح و شایسته نمیدانیم. ذهن ما وسیله اصلی برای بقای ماست اگر با ذهن خود برخورد درست نداشته باشیم عزت نفسمان را خدشه دار میکنیم. فرار از واقعیتها نمونه خیانت به ذهن هستند.
از طریق انتخابهای گوناگون که میان اندیشیدن و نیاندیشیدن میکنیم، به آن کسی که هستیم تبدیل میشویم. در ظاهر و در آگاهی به ندرت این انتخابها را به یاد می آوریم. اما در اعماق وجود ما اینها روی هم انباشته میشوند و نتیجه آن چیزی میشود که به آن “عزت نفس” میگوییم. انسانها از هوش و فراست به یک اندازه برخودار نیستند. اما هوش و فراست نیست که اهمیت دارد. در اصل زندگی آگاهانه تحت تاثیر هوش قرار نمیگیرد. زندگی آگاهانه یعنی داشتن توجه به همه آن چیزهایی که روی اعمال، مقاصد، ارزشها و هدفهایمان اثر میگذارد. زندگی آگاهانه یعنی اینکه براساس آنچه میبینیم و میدانیم رفتار کنیم.
آگاهی اگر به اقدام و عمل منتهی نشود، نوعی خیانت است. بی اعتبار کردن ذهن است. زندگی آگاهانه مستلزم احترام گذاشتن به واقعیتهاست. منظور هم واقعیتهای دنیای درون (نیازها، خواسته ها، احساسات) و هم دنیای بیرون است. این خلاف باور است که بگوییم “اگر به واقعیتهای ناخوشایند توجه نکنیم آنها را نمی بینیم.” زندگی آگاهانه یعنی اینکه در برابر حقایق احساس مسئولیت بکنیم. لزومی به این نیست که آنچه را میبینیم دوست داشته باشیم. مهم این است آنچه را که وجود دارد، همانطور که هست ببینیم. هراسها، انکارها و خواسته های ما حقایق را تغییر نمیدهند. از این رو وقتی آگاهانه زندگی میکنیم ذهنیت را با عینیت اشتباه نمیگیریم. بی جهت فرض را بر این نمیگذاریم آنچه را که احساس کنیم عین حقیقت است. میتوانیم از احساسات خود مطلبها بیاموزیم، اما شرطش این است که احساسات خود را از محک تجربه بگذرانیم و به درستی واقعیتها برسیم.
ویژگی های زندگی آگاهانه
زندگی آگاهانه یعنی اینکه :
► ذهن پویاست و حالت انفعال ندارد.
► هوش و فراستی در کار است که شادی و نشاط را از زوایای مختلف در نظر میگیرد.
► در لحظه اکنون زندگی کنیم.
► به واقعیتها توجه کنیم و از آنها نگذریم.
► واقعیتهای مختلف را از هم تمیز دهیم و میان آنها و تعابیر و احساسات خود تفاوت قائل شویم.
► بتوانیم موقعیت خود را تشخیص دهیم و آن را با اهداف و برنامه هایمان بسنجیم. بدانیم که کجا موفق هستیم.
► به این موضوع توجه کنیم که آیا اعمال و رفتارهایمان با اهدافمان همخوانی دارند یا خیر.
► پذیرای علم و اطلاع جدید باشیم و بخواهیم فرضیه های کهنه را از نو بیازماییم.
► اشتباهات خود را ببینیم و آنها را اصلاح کنیم.
► در مقام بسط و گسترش آگاهی خود باشیم و بعبارت دیگر نسبت به آموختن احساس تعهد کنیم. رشد و تعالی را راه و روشی از زندگی انتخاب کنیم.
► دنیای اطراف را درک کنیم.
► نه تنها واقعیتهای بیرونی بلکه همچنین، به واقعیتهای درونی توجه کنیم.
► به ارزشهایی که ما را در جهت مورد علاقه مان به حرکت در می آورد توجه کنیم.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :