روشهای جدید آموزش برای همه
امروزه یکی از مهمترین مسائلی که ذهن بسیاری از کارشناسان را به خود مشغول داشته است، استفاده از روشهای نوین آموزشی میباشد. شیوههایی که بتوانند مطالب آموزشی را بهسادگی هرچهتمامتر به دانشآموزان بفهمانند و رشد آن را بهزودی در جامعه شاهد باشند.
فرزندان ما از آن آینده هستند و آینده نیز شرایطی متفاوت بازمان حال دارد. بنابراین، باید فرزندان خویش را با توجه به رویدادها و شرایط حاکم بر آینده تربیت کنیم و آنها را مطابق با آینده پرورش دهیم.
در زمان تحصیل کودکان دیروز که اکنون پدر و مادرهای امروز هستند کسی راجع به روشهای نوین آموزشی چیزی نمیدانست. تمام معلمان کتابی به دست میگرفتند، جمله به جمله کتاب را میخواندند وهمان مطالب را به عینه برای دانشآموزان توضیح میدادند، بدون حتی یک کلمه بیشتر…
باگذشت زمان و بالا رفتن تحصیلات خانواده و به سبب آن جامعه، ورود رایانه به منازل و آشنایی با کشورهای پیشرفته و قیاس سطوح آموزشی خود با این کشورها چه در آسیا و چه در جهان و البته تیزهوشی کودکان امروز، رفتهرفته به اهمیت این موضوع افزوده شد. تا آنجا که والدین سعی میکنند فرزندان خود را در مدارسی ثبتنام نمایند که از امکانات آموزشی بهتر و بیشتری برخوردار باشند و نیاز امروز خانوادهها را پاسخگویند.
اولین تلاشها
در دهههای اخیر تلاشهای زیادی در کشور صورت گرفته تا روشهای کلیشهای و سنتی آموزشی جای خود را به روشهای تازه و بدیع، مبتنی بر نیازهای فردی و اجتماعی دانشآموزان دهد. آنان را خلاق و تولیدکننده علم و دانش پرورش دهد و دریچههای نوینی را درزمینهٔ علوم و فنّاوری در کشور بگشاید. تغییرات نظام آموزشی و کتب درسی دانشآموزان نیز در همین راستا صورت گرفته است. اما بهواقع تا چه میزان در این امر موفق بودیم؟ آیا واقعاً اتفاقی که منتظرش بودیم در امر آموزش افتاده است؟
یک قیاس ساده
بیایید روش تدریس سنتی با روش نوین را باهم مقایسه کنیم تا بهتر متوجه موضوع شویم. درروش سنتی معلم کلاس را کنترل میکند و فعال است، تمرین میدهد و تمرینها را حل میکند، تکالیف رونویسی از کتاب است، هدف یاددادن به دانشآموز است و معلم تنها کسی است که میداند. در این روش تنها معلم انتقالدهنده معلومات است و مطالب طوطیوار توسط شاگردان حفظ میشوند؛ آسانطلبی و استفاده از یافتههای دیگران پررنگ است و معلم مانند یک سخنران در کلاس حضور دارد.
اما درروش نوین معلم بر کلاس نظارت دارد، دانشآموز در کلاس کاملاً فعال هستند و با دیگران بحث میکنند؛ آموزگار آنها را راهنمایی میکند، تکالیف بهصورت آزمایش و جمعآوری اطلاعات است. هدف آموزش نوین یادگیری است و معلم تنها ایجادکننده پرسشها میباشد. درروش نوین این دانش آموزانند که باید به دنبال پاسخ بروند، آموزگار شرایط یادگیری را فراهم و مفهومسازی میکند. آنوقت دانشآموزان یافتهها را با یکدیگر چک میکنند و روحیه همکاری تقویت میشود. روش نوین اگر بهدرستی انجام بگیرد روشی است که شاگردان به خاطر فعالیت و حضور فکری و نهفقط فیزیکی در کلاس مطالب را بهتر میفهمند؛ اما این به معنی کمکاری معلم نیست. یادمان نرود این کودکان ما هستند که قرار است آموزهها را در ذهن بسپارند نه معلمان.
برنامهریزی و تأمل
بیتردید جایگزین کردن روشهای نوین بهجای روشهای سنتی کار یک روز و دو روز نیست؛ برنامهریزی صحیح و سنجیده میطلبد و اتاق فکری که در آن برای آینده برنامهریزی کرد. دراینباره باید از مشاوران فرهیخته سود جست و مرکز مشاورهای که برای هر سنی ایدهای داشته باشد و آیندهنگری در آن موج بزند فراهم ساخت. کودکان برای امروز نیستند و درواقع روش تدریس امروز باید تربیت این نسل را برای فردا فراهم سازد. نسلی پویاتر، فهیمتر و مقاومتر تا با توکل بر خدا وارده قوی شکافنده علوم باشند.
باید وقت صرف کرد و همهچیز را آماده کرد؛ روزی را باید انتخاب کرد و با اعلام آنکه از این لحظه به بعد دیگر تدریس سنتی وجود نخواهد داشت؛ روش نوین را جایگزین نمود. چنین امری مستلزم اندکی پشتکار و تلاش است. ابتدا باید به آموزگاران آموزشهای لازم داده شود؛ کلاسهای توجیهی برگزار کرد، در زمان مناسب سیدیهای آموزشی در اختیار مربیان و مدرسه قرارداد، برنامهریزی نمود، نظر متخصصان آموزشی را جویا شد و همچنین در چند مدرسه طرح را بهصورت آزمایشی برگزار کرد تا کاستیها رفع و به ایدئال نزدیک شویم.
طرف دیگر این مسئله دانشآموزان هستند؛ متأسفانه بسیار دیدهایم که برخی از شاگردان بعد از درخواست معلم مبنی بر انجام کار تحقیقاتی، بنا را بر راحتی گذاشته و بلافاصله از طریق اینترنت، حتی بدون اینکه خودشان کار را انجام دهند به بزرگتری سپرده و تحقیق کامل شده را بدون اینکه حتی یکبار از رو بخوانند به مدرسه میبرند! آنها این عمل را زرنگی میگمارند و از آن شادمان میشوند؛ اما چرا!؟
رأی اینکه شاگردان کارهای محوله را بهخوبی انجام دهند والدین باید از پذیرش انجام تکالیف آنها امتناع کنند و فرزند را راهنمایی نمایند تا او خود وظیفه خواستهشده را انجام دهد. اینگونه نهتنها به دانستههای وی افزوده میشود بلکه با تکرار و تشویق از سمت دیگران اعتمادبهنفس و استقلال فکری پیدا میکند.

