روانشناسی انتقامجویی
در جهانی زندگی میکنیم که رویدادهای آن خشم و انتقامجویی را تصدیق میکند. در جهانی زندگی میکنیم که اغلب ساکنانش بیوقفه در حال جنگ و جدالاند. در حقیقت جنگ ابزار نهایی انسان برای برخورد با اختلافنظر است. جنگ بین کشورها توسط افرادی که از صلح و صفای باطنی برخوردار نیستند، برانگیخته میشود. گاه جنگ برای حلوفصل بعضی مسائل از قبیل : فقر، مواد مخدر، بیسوادی و گرسنگی مورداستفاده قرار میگیرد. این نکته جالبتوجه است که ما استادان بزرگ معنوی را که به عفو و گذشت تأکید میکنند، عبادت میکنیم و مدعی هستیم که آنان را دوست داریم و به ایشان احترام میگذاریم باوجوداین وقتی باید به پیروی از گفته این بزرگان بخششکنیم به جنگ و انتقامجویی روی میآوریم.
انتقام ناشی از افکاری است که از مقصر دانستن دیگران منبعث میشود. در حقیقت، مقصر دانستن در دنیای درون در شکل و سیمای انتقامجویی در دنیای برون ظاهر میشود. افرادی که انتقامجویی را راه و رسم زندگی خویش قرار دادهاند و مقدسترین شعایر مذهبی را نقض میکنند، دیر یا زود در مسیر زندگی، علیل و زمینگیر میشوند.
در شرایطی که هرروز دامنه جنگ و خشونت فراگیرتر میشود، این پرسش مطرح است که ما بهعنوان خانواده بشریت، از این موقعیت چه درسی باید بگیریم؟ درواقع بقای ما و نسل آینده متکی به یافتن پاسخی مناسب به این پرسش است.
همهروزه میشنویم افرادی که بهنوعی حقوقشان پایمالشده است میکوشند با انتقام گرفتن، صدمات و جراحات وارده را التیام بخشند. خانواده این قربانیان از خشم و غضب سرشارند و شعلههای انتقام در قلبشان زبانه میکشد. غافل از اینکه سموم حاصل از این احساسات تند و نفرتانگیز ضرر و زیانش دستکم معادل صدماتی است که به عزیزان آنان تحمیلشده است، گاه پس از انتقامجویی هنوز کینه و دشمنی فرد قربانی را آزاد نمیگذارد.
روان این آدم تحت تأثیر سموم ناشی از خشم ناتوان شده و این انگلها اجازه نمیدهند که به زندگیاش فارغ از درد و رنج ناخواسته ادامه دهد. درواقع او نهتنها بهوسیله فرد خلافکار بلکه بهوسیله نیازش به انتقامجویی قربانی میشود.
با مقصر دانستن دیگران در قبال شرایط کنونی زندگیتان به خشم و کینهجویی خود خوراک میرسانید و آن را چاق و فربه میکنیم.
بکوشید این عقیده را از ذهن دور کنید که دیگران باید برحسب میل و سلیقه شما عمل کنند. این نکته را درک کنید که عقیده شما نسبت به آنان، تغییری در رفتارشان پدید نمیآورد. با پیروی از توصیه تمام رهبران معنوی، حتی در قبال افرادی که ظلم و ستم به شما روا داشتهاند، ذهنتان را از عشق و محبت سرشار سازید. به اینسان خشم و انتقامجویی را از قلمروی ذهن زدوده و به آرامش روحی و غنا و برکت خواهید رسید.
وقتی به خودتان بیاموزید که چگونه مخالفت و نفاق را از ذهن دور کنید و بهجای آن هماهنگی و توازن بنشانید، دیگر خشم را بهعنوان یک شیوه برخورد انتخاب نمیکنید. بهمجرداینکه از ته دل قلم عفو بر کردار ناپسند دیگران بکشید و مسئولیت تمام ابعاد حیات درونی خویش را به گردن بگیرید، خشم و کینهجویی از وجودتان تا رو مار خواهد شد.
سرانجام وقتی ذهن را بهطور کامل از خشم و خصومت پاک و مصفا کنید، دیگر هرگز تحت تأثیر نیاز به انتقامجویی زندگی خود را به بیراهه نمیکشانید. دیگر تمایلی ندارید سرنخهای زندگیتان را به دست افرادی بسپارید که بهرغم شما در حقتان ستم روا داشتهاند. بلکه از طریق فرآیند بخشودن از صلح و صفای باطنی انباشته میشوید و در مسیر اشراق و روشنبینی گام برمیدارید.