دموکراسی
این استدلال آزادی بیان را تنها راه برقراری حکومت مردم بر مردم (که ایده اصلی دموکراسی است) میداند. اگر قرار باشد که تصمیم گیریها توسط اعضای یک جامعه انجام شود، لازم است که افراد جامعه نظرات خود را بیان کرده، به بحث و مناظره و رأی بگذارند. بعلاوه دموکراتیک بودن حکومت مستلزم این است که میزان مشارکت تک تک اعضای جامعه به یک میزان باشد، و بعلاوه آزادی بحث بین مردم قابل محدود کردن نباشد، مگر شاید با تصمیم خود مردم. اما از آنجایی که در شکل مدرن دموکراسی، مشارکت مردم در حکومت بشکل غیرمستقیم است، آزادی بیان باعث میشود که حاکمان از دیدگاههای مردم آگاهی یابند، و بعلاوه جلوی سؤ استفاده حاکمان از قدرت گرفته شود. ترس شهروندان از انتقاد آزادانه از دولت و سرکوب توسط دولت به عدم پاسخگویی دولت میانجامد.
فرض کنید که در جامعهای اکثریّت بخواهد صدای اقلّیّت را خاموش کند. دموکراسی تنها زمانی میتواند مانع این کار شود که این خاموش کردن صدای اقلّیّت باعث شود که نقشی اساسی از آنها در مشارکت در فرایند دموکراتیک زایل شود. به عنوان مثال فرض کنید که دانشمندی بخواهد نظریّه علمی غالب را زیر سؤال ببرد؛ در این صورت استدلال کردن که انجام این کار لازمهای برای مشارکت در فرایند دموکراتیک جامعهاست، قانعکنندهترین روش استدلال نیست.
- آزادی شخصی
در این استدلال نقض آزادی بیان، بیاحترامی به شخصیت انسانها در نظر گرفته شده، و اجازه ندادن اینکه افراد دیدگاههای دیگران را بشنوند و به نتایجی که خود دوست دارند برسند در تضاد با جایگاه اخلاقی آنها به عنوان انسان دانسته میشود. ارتباط آزاد یک شخص با افراد دیگر بخشی اصلی از رشد و تکامل او در نظر گرفته شده که باعث میشود که انسانها قادر باشند خود زندگی خود را شکل داده و تصمیمهای معناداری بگیرند.
محدودیت آزادی بیان - آزادی بیان مطلق
بگفته فیلسوف دیوید وان میل اوّلین نکتهای که در هر بحث منطقی در مورد آزادی بیان باید به آن توجّه کرد این است که آزادی بیان باید محدود باشد. امروزه توافقی عمومی وجود دارد که باید برای آزادی بیان حد و مرز مشخّص کرد. تمامی جوامع بشری محدودیّتهایی را بر آزادی بیان وضع میکنند، و دلیل این امر این است که اعمال بیان همواره عملاً در رقابت با ارزشهای دیگر قرار میگیرد. جان استوارت میل معتقد به وجود نزاعی دائمی بین تقاضاهای آزادی و تقاضاهای حکومت بود؛ و امّا آخری را بدون اولی نمیتواند وجود داشته باشد. بگفته میل «تمام چیزی که وجود را برای ما ارزشمند میکند اعمال محدودیّتهایی بر رفتار دیگران است. بنابراین برخی قوانین رفتاری باید تحمیل بشود. این تحمیل در وجهه اول باید توسط قوانین انجام شود، و در مرحله بعد توسط نظرات در موارد گوناگون در جاهایی که اعمال قانون ممکن نباشد». بعقیده استانلی فیش، آزادی بیان ارزش مستقلی نیست، بلکه یک جایزه سیاسی است؛ آزادی بیان ارزشش را از این بدست میآورد که به خوبیهایی مفروض منجر میشود.
در دفاع از آزادی بیان مطلق برخی اینگونه استدلال میکنند که محدودکردن آزادی بیان این خطر را دارد که در سطح شیبداری قرار میگیریم که باعث میشود به سمت سانسور کردن و ظلم لغزش کنیم. دیوید وان میل در پاسخ میگوید که هیچ گزینه دیگری وجود ندارد، و ما همواره الزاماً در روی سطح شیبدار هستیم، چه آن را دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم. ممکن است که تصمیم بگیریم که چقدر روی این سطح شیب دار بالا یا پایین برویم ولی همواره روی سطح شیب دار خواهیم بود. بعلاوه استدلال سطح شیبدار را میتوان بگونهای دیگر بیان کرد که نتیجه دقیقاً معکوس بدهد: میتوان اینگونه استدلال کرد که ما هیچگاه نباید جلوی دخالت حکومت را بگیریم زیرا زمانی که این کار را بکنیم در سطح شیبداری قرار میگیریم که به سمت آنارشیسم و بی نظمی، و وضع طبیعی متمایل میشویم. - اصول پیشنهادی
بگفته فیلسوف دیوید وان میل از آنجایی که آزادی بیان در قالب فوایدی که بهمراه میآورد ارزشمند میشود، محدودکردن آن نیز باید بوسیله فوایدی که بهمراه دارد توجیه شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که بیان بر خلاف برخی از اعمال کاملاً قابل محدود کردن نیست؛ اگر حکومتی بخواهد جلوی موتورسواری را بگیرد میتواند تمامی موتورها را جمع کند، ولی در مورد صحبت، حداکثر افراد را پس از اینکه صحبت کردهاند میتواند مجازات کند. بنابراین بحث بر سر محدود کردن بیان نبوده، بلکه بر سر تصمیم گیری هزینه دار کردن آن است. مهمترین و جدیترین این هزینه مجازاتی قانونی (مانند جریمه مالی یا زندانی شدن) که انجام آن امر به دنبال دارد است. علاوه بر این اجتماع خود نیز نقش کنترلی در محدودکردن بیان بازی میکند. مثلاً ممکن است شخصی از بیان چیزی امتناع کند چون فکر میکند که مورد استهزا و یا خشم افراد دیگر جامعه قرار میگیرد.
دو نمونه از مواردی پیشنهادی جهت وضع قوانین حکومتی برای محدودکردن بیان اصل زیان میل و اصل اهانت جوئل فینبرگ هستند.