وقتی تصمیم می گیرید که مسئولیت تمامی اعمال تان را خودتان شخصا به عهده بگیرید، باید به خاطر داشته باشید که در هنگام روبرو شدن با دیگران هنوز هم اختیار و آزادی انعطاف پذیری در مقابل دیگران را دارید. داشتن اعتماد به نفس بالا به این معنی نیست که همیشه و در هر موقعیتی صرفا خودتان باشید.
آدمهای متفاوت نیاز به برخوردهای متفاوت دارند و همه ما باید قابلیت تحمل و حس همدلی نسبت به این نیازها را داشته باشیم.
هرکسی مجموعه ای از شیوه ها و الگوهای رفتاری خاص خودش را دارد و البته نیازی نیست که آن شیوه را بطور اساسی تغییر دهیم، اما گاهی اوقات راه عاقلانه تر این است که شیوه خود را تا حدی تعدیل کنیم.
روانشناسان این شیوه های رفتاری را بطور خلاصه و ساده شده در چهار گروه شخصیتی اصلی طبقه بندی کرده اند:
اشخاص سرگرم کننده
افرادی پرحرف و سرزنده، دارای حس شوخ طبعی. این گروه از افراد روح شادی بخش میهمانی ها و مجالس هستند. این افراد آشنایی با دیگران و ادامه آشنایی هایشان را دوست دارند و دیدارهای رودررو را به گفتگوهای تلفنی ترجیح می دهند.
اشخاص خشن
افرادی پرمدعا و گاهی اوقات دارای رفتارهای تهاجمی. این افراد دوست دارند که همه چیز مطابق میلشان باشد و بیشتر از افراد دیگر میل به ریاست دارند، بی صبر و عجول هستند و به راحتی قادر به تحمل آدم های نادان نیستند.
اشخاص دوست داشتنی
افراد دلپذیری که مستئل مختلف زندگی را بدون نگرانی و عصبانیت می پذیرند. این افراد دوست دارند که دیگران دوستشان داشته باشند، آدم های خوش فکری هستند و در صورت لزوم از دیگران حمایت خواهند کرد. این افراد از رنجاندن دیگران نفرت دارند.
اشخاص دقیق و مراتب جزئیات
افراد کم حرف، با دقت، که تنها پس از شنیدن و تجزه و تحلیل دقیق نقطه نظرهای دیگران به کندی تصمیم می گیرند. این افراد بیشتر دوست دارند که با امار و ارقام کار کنند و اغلب به تنهایی کار خود را بهتر انجام خواهند داد. پرحرفی را دوست ندارند و بیشتر تمایل دارند که در صورت وجود دلایل محکم چیزی را بپذیرند. این افراد حس شوخ طبعی زیادی ندارند.

می توانید دور و بر خود را ببینید که چگونه افراد متعلق به هر یک از این گروه ها می توانند در روابط شغلی خود آدم های موفقی باشند و همچنین چگونه در صورت لزوم تغییراتی در شیوه ها و الگوهای رفتاری خود به وجود نیاورند ممکن است در ادامه روابط خود به مشکل بخورند.
ایجاد تغییر در الگوهای رفتاری کار درستی نیست که با این کار فردیت یا به عبارتی ثبات شخصیت خود را از دست می دهید، بلکه بدین معناست که با احترام گذاشتن به این واقعیت که شاید دیگران هم شیوه ها و الگوهای متفاوتی نسبت به شما داشته باشند، در حقیقت بین خود و سایرین نوعی توازن رفتاری برقرار می کنید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :