انتخاب با شما : خوش بین یا بد بین
ما بدبینها به شدت تحت تاثیر شرایط محیط اطرافمان هستیم. اگر اوضاع خوب پیش برود، خواستههایمان برآورده شود، همه چیز دقیقا آنجایی قرار گرفته باشد که دوست داریم، حالمان خوب است، خوشحال هستیم و نگرانیها و بیقراریهایمان آرام میگیرد. اما مشکل اینجاست که خیلی وقتها دنیا بر مراد دل ما نمیچرخد. حتی با وجود تلاشهای زیاد، ممکن است شرایط طوری پیش برود که ناکام بمانیم. خوشبینی، وقتی که شکست میخوریم کار سختی است. ما اغلب قبول نمیکنیم که بدبین هستیم؛ اسم خودمان را گذاشتهایم واقعبین.
اما بیایید به آدمهای مثبت و خوشبین نگاه کنیم. آنهایی که حتی اگر زندگی روی خوشی به آنها نشان ندهد، باز هم دلایل کافی برای زندگی خوب و شاد را دارند.
حتما دور و بر شما هم از این آدمها پیدا میشود. کسانی که به خاطر ریختن چند قطره چایی روی لباس سفیدشان برای خودشان و دیگران مصیبت درست نمیکنند. کسانی که صبح امتحانشان را خراب کردهاند یا با رئیس بحث تندی داشتهاند، اما موقع ناهار حال دیگران را به خاطر ناراحتی خودشان نمیگیرند و همچنان میتوانند با تعریف کردن یک اتفاق جالب حال و روحیه خودشان و دیگران را عوض کنند. آنها به خاطر رنجهایی که کشیدهاند یا تلاشهای زیادی که برای خودشان و اطرافیانشان کردهاند، خودشان را تافته جدا بافته نمیدانند. بالای منبر نمیروند تا بگویند برای رسیدن به چیزی که انتخاب خودشان بوده، چه چیزهایی را تحمل کردهاند و غرش را هم سر دیگران نمیزنند.
حتما رازی در این آدمها وجود دارد: آنها خارقالعاده نیستند و قدرت جادویی برای کنترل شرایط ندارند اما یک توانایی ویژه دارند که به وسیله آن میتوانند در شرایط مختلف یک رفتار پایدار و مثبت داشته باشند. خوشبینی یک نوع برداشت از زندگی است. شما آن را به ارث نمیبرید. یک مهارت است که با تمرین و ایجاد یک عادت رفتاری به دست میآید. خوشبینها مهارت زیادی در کنترل احساساتشان در برابر شرایط خوشایند یا ناخوشایند زندگیشان دارند.
آیین آرامش
روانشناسها معتقدند تمرینهای کنترل احساسات، آرام بخشی و مدیتیشن باعث ایجاد طرز تفکر مثبت و روحیه شاد میشود. فعالیتهای ورزشی، تمرینهای مدیتیشن و یوگا راههای موثری برای ایجاد نگاه خوشبینانه به زندگی هستند وکمک میکنند تا بهتر و درستتر فکر کنیم.
ملیسا بلیکمن، مدیر بخش پزشکی دانشگاه جان هاپکینز معتقد است: «زمانی که ما عادت مثبت فکر کردن را به حاشیه ذهنمان میرانیم، نمیتوانیم فکرمان را مدیریت کنیم. وارد جزئیات امور میشویم و آنوقت برایمان سخت خواهد بود که الگوی درستی برای مقابله با ناکامیها و سرخوردگیهایمان پیدا کنیم.»
اندیشههای مثبت بیدار شوید!
برخی از محققان کاشت بذر خوشبینی را راه مدیریت چالشهای زندگی دانستهاند. خوشبین بودن باعث میشود در برابر موقعیتهای متفاوت و چالشی زندگی انعطاف پذیر بشویم و در نتیجه رضایت بیشتری از خودمان داشته باشیم.
یکی از این محققان میگوید: «احساسات مثبت بیشتر از اینکه نتیجه دقت و تمرکز در رفتار ما باشد در پی جریان روزمره زندگی به وجود میآیند. احساسات مثبت در لحظه فکر را گسترش میدهد و فرد میتواند شرایط را بهتر درک کند و قدرت ایدهپردازی اش را بهتر کند. گسترش چشمانداز فکری به او کمک میکند تا تواناییهای فردیاش را کشف کند و آنها را بهتر کند.»
از غم گریزی نیست
خوشبینها یک عصای جادویی برای تبدیل غم به شادی ندارند. آنها هم از شرایط نامطلوبی که در آن قرار میگیرند ناراحت میشوند اما هنر آنها واقعگرایی است. همان خانم ملیسا بلیکمن که پیشتر حرفش را زدیم، میگوید: «چالشهای فراوانی سر راه همه ما قرار میگیرد. خوششانسیها و بدشانسیهای زیادی را تجربه میکنیم اما خوشبینها میتوانند به جای غرق کردن خودشان در شرایط ناگزیر به مغزشان فرمان بدهند که این هم باید بگذرد. خوشبینها میدانند که از طریق چالشهای قبلی است که آدم امروز شدهاند.»
من همیشه مقصر نیستم
چیزی که باعث میشود بعضی از افراد در برابر ناکامیها سرخورده نشوند این است که همیشه خودشان را مقصر اصلی نمیدانند. ما همیشه به خودمان انتقاد میکنیم آن هم به بدترین شکل ممکن. اما خوش بینها خودشان و محدودیتهای اجتنابناپذیرشان را پذیرفتهاند. آنها میپذیرند زمانی که رئیس یا استاد دانشگاه بخاطر یک سوتفاهم با آنها در میافتد و تلاش برای رفع سوتفاهمها فایدهای ندارد بهخاطر برداشت غلط دیگران به خودشان سرکوفت نزنند. شاید بهخاطر این سوءتفاهم آنها یک موقعیت خوب کاری یا تحصیلی را از دست بدهند اما به جای لعنت و ناسزا گفتن به دنیا و متهم کردن دیگران و خودشان از این فرصت عبور میکنند تا فرصتهای بهتری پیدا کنند. آنها میدانند که برای زندگی شادتر، باید کمی بیشتر خودشان را بپذیرند.
یک راه ساده برای احساس رضایت این است که خودمان را دوست داشته باشیم و سپاسگزار وجود خودمان باشیم.
خروج از چاه رابطههای بیمار
چیزی که هستیم تا اندازهای انعکاسی از چیزهایی است که دور خودمان جمع کردهایم. میدانستید که استرس و نگرانی مسری است؟ چیزها و آدمهای اطراف میتوانند باعث احساس خوب یا بد در آدم بشوند. سیستم حمایتگر و پشتیبان خوب، همان چیزی است که خوشبینها دارند و ما نداریم. با علم به این مساله، خوشبینها حلقهای از روابط اجتماعی سالم ایجاد میکنند تا کمتر در معرض تنش قرار بگیرند. مجموعهای از چیزها و آدمهای حمایتگر نگرش ما را از زندگی زیر و میکند.
جشن پیروزی های کوچک
آدمهای خوشبین برای دستاوردهای بزرگ و پیروزیهای کوچک وزن یکسانی قائل هستند. آنها میدانند که چیزهای کوچک دلایل لازم برای شاد بودن هستند.
سپاسگزاری باعث افزایش خوشبینی میشود و این عادتی است که خوشبینها با تمرین زیاد به آن دست پیدا میکنند. ما باید سپاسگزار لحظههای کوچک باشیم تا بتوانیم تصویری از لحظههای بزرگ زندگی داشته باشیم. مثلا همین که مادر، دوست یا همکارمان از ما تعریف کوچکی میکند کافی است تا تمام روز را با وجود همه سختیاش با خوشحالی سپری کنیم.
عینک خوش بینی و پرش از روی مانع
بعضیها خیال میکنند که خوشبینی مانع درک درست موانع میشود و راه رسیدن به اهداف بالاتر را میبندد. آنها فکر میکنند که وقتی زیادی خوشبین باشی، نمیتوانی ضعف یا مانع سر راه را تشخیص بدهی و برای بهبود وضعیت تلاش کنی.
البته هر کسی میتواند سر راه موفقیت مانعی ببیند، اما یک خوشبین واقعی، مسیر رسیدن به هدفهایش را با وجود موانع ادامه میدهد. او به خاطر موانع از تلاش دست نمیکشد. اگر میان خوشبینی و واقعگرایی تعادل برقرار کنیم، میتوانیم آهسته و پیوسته راهمان را ادامه بدهیم. کسانی که در این خط تعادل حرکت میکنند، کنترل بیشتری بر روابط و نتایج عمل و رفتارشان دارند. آنها وقتی با یک چالش یا مشکل مواجه میشوند نمیگویند: «من انتخاب دیگری ندارم جز اینکه تسلیم شوم». خوشبینها افراد خلاقی هستند و برای هر چیزی ایده تازهای دارند.
البته اراده و کنترل ما روی شرایط زندگیمان همیشه یکسان نیست. زمانی که رسیدن به موفقیت نیاز به زنجیرهای از شرایط اجتماعی و محیطی دارد تسلیم شدن، احساس سرخوردگی و ناامیدی طبیعی به نظر میرسد اما هنوز یک انتخاب دیگر وجود دارد؛ انتخاب کنیم که آیا میخواهیم نسبت به همه چیز بدبین باشیم یا خوشبین.