چگونه میتوانید اعتماد به نفستان را بالا ببرید؟
همه ما یک تصویر ذهنی از چیزی که هستیم، ظاهرمان، اینکه در چه کارهایی خوب هستیم و نقاط ضعفمان چیست، داریم. این تصویر به مرور زمان در ذهن ما ایجاد میشود و شروع آن زمانی است که کودک بسیار کوچکی بودیم. واژه تصویر یا تجسم نفس برای اشاره به تصویر ذهنی فرد از خود استفاده میشود. بخش عظیمی از تصویر نفس ما به ارتباطاتی که با دیگران داریم و تجربیات ما در زندگی بستگی دارد. این تصویر ذهنی اعتمادبهنفس ما را تعیین میکند.
اعتمادبهنفس یعنی اینکه چقدر احساس ارزشمندی، دوست داشته شدن و پذیرفته شدن میکنیم، چقدر دیگران نظر خوب و مثبتی به ما دارند و چقدر ما احساس خوبی نسبت به خود داریم. افرادیکه اعتمادبهنفسی سالم دارند، ارزش خود را درک کرده و از تواناییها، مهارتها و دستاوردهای خود احساس غرور میکنند. افرادیکه اعتمادبهنفس پایینی دارند احساس میکنند که هیچکس آنها را دوست ندارد و نمیپذیرد و نمیتوانند در هیچ کاری موفق شوند.
همه ما گاهی اوقات مشکلاتی با اعتمادبهنفس خود پیدا میکنیم—مخصوصاً در دوران نوجوانی که تازه میخواهیم بدانیم که هستیم و چه نقشی در دنیا داریم. خوشبختانه چون تصویر ذهنی هر کس نسبت به خودش در طول زمان تغیر میکند، اعتمادبهنفس ما در همه زمانها در طول زندگی به یک اندازه نیست. پس اگر تصور میکنید که آنطور که باید اعتمادبهنفس ندارید، باید بدانید که میتوانید آن را تقویت کنید.
مشکلات مربوط به اعتماد به نفس
قبل از اینکه بتوانید بر مشکلات مربوط به اعتمادبهنفس غلبه کنید و اعتمادبهنفسی سالم داشته باشید، بد نیست بدانید که علت این مشکلات چیست. دو مسئله—اینکه دیگران چطور ما را دیده و با ما رفتار میکنند و اینکه خودمان چه دیدی نسبت به خودمان داریم—میتواند بر اعتمادبهنفس ما تاثیر داشته باشد.
والدین، معلمین و سایر افراد بر دیدگاه ما نسبت به خودمان اثر میگذارند—مخصوصاً وقتی کودک هستیم. اگر والدین بیشتر از اینکه فرزند خود را تحسین کنند از او انتقاد کنند، برای آن کودک دشوار خواهد بود که اعتمادبهنفسی سالم داشته باشد. ازآنجا که نوجوانان در دورانی به سر میبرند که مشغول شکل دادن ارزشها و اعتقادات خود هستند، نظر والدین، معلمهایشان و دیگران اثر عمیقی بر تصویر آنها از خود خواهد داشت.
آشکار است که وقتی کسی که پذیرش او اهمیت زیادی برایتان دارد مدام شما را تحقیر میکند، اعتمادبهنفس شما تخریب میشود. اما لازم نیست که این انتقاد فقط از سوی دیگران باشد. خیلی از بچهها یک منتقد درونی دارند، صدایی در درونشان که از هر کاری که میکنند اشکال میگیرد. و خیلیوقتها این بچهها آن صدای درونی را الگوی خود قرار داده و دیگر به نظر بقیه توجه نمیکنند.
به مرور زمان گوش دادن به این صدای منفی درونی میتواند به همان اندازهای انتقادات دیگران اعتمادبهنفس فرد را تخریب کند. بعضیها آنقدر به این صدای درونی عادت میکنند که اصلاً متوجه نمیشوند که مدام در حال تحقیر خود هستند.
انتظارات غیرواقعی هم میتوانند بر اعتمادبهنفس فرد اثر بگذارند. افراد تصویری از آنچه میخواهند بشوند در ذهن خود دارند. تصویر هرکس از فرد ایدآلش متفاوت است. بعنوان مثال بعضی افراد مهارتهای ورزشکاران را تحسین میکنند و بعضی توانایی دانشمندان را. آنهایی که تصور میکنند توانایی که تحسین میکنند را دارا هستند معمولاً اعتمادبهنفس بالایی دارند.
آنهایی که تصور میکنند خصوصیات و ویژگیهای موردعلاقهشان را ندارند، اعتمادبهنفس پایینی دارند. متاسفانه خیلی وقتها افرادیکه اعتمادبهنفس خوبی ندارند خصوصیات موردنظرشان را دارا هستند، فقط چون تصویر ذهنی آنها آنطور ایجاد شده است، قادر به دیدن آن نیستند.
چرا اعتماد به نفس مهم است؟
احساس ما نسبت به خودمان میتواند بر نحوه زندگی کردن ما تاثیر بگذارد. افرادیکه احساس میکنند دوستداشتنی هستند (به عبارت دیگر آنهایی که اعتمادبهنفس بالایی دارند) روابط بهتری هم دارند. این افراد تمایل بیشتری برای کمک گرفتن از دوستان و خانوادهشان دارند. افرادیکه باور دارند میتوانند به اهدافشان برسند و مشکلاتشان را حل کنند، در درس و تحصیل موفقتر هستند. داشتن اعتمادبهنفس بالا باعث میشود بتوانید خود را پذیرفته و زندگی خوبی داشته باشید.