معنای عزت نفس چیست ؟
واقعیت هایی وجود دارند که اجتناب از آنها امکانپذیر نیست. یکی از این واقعیت ها اهمیت عزت نفس است.
هر کاری که بکنیم نمیتوانیم نسبت به رشد و تعالی خود بی توجه باشیم. عزت نفس یک نیاز اولیه برای همه انسانهاست، بدانیم و ندانیم راه خود را درون ما می گشاید. آزادیم که دینامیسم عزت نفس را درک کنیم یا نسبت به آن همچنان نا آگاه باقی بمانیم. اما اگر این دومی را انتخاب کردیم باید عواقبش را هم بپذیریم.
میزان عزت نفس ما روی تمام جنبه های وجودی ما اثر می گذارد: طرز کارمان در کارگاه برخودمان با مردم، اندیشه پیشرفت و ترقی، میزان موفقیت و نیز در قلمرو شخصی اینکه ممکن است که دل به چگونه شخصی ببندیم، چگونه با همسرمان ارتباط برقرار کنیم، چگونه با فرزند و دوستانمان رفتار کنیم و به چه سطحی از سعادت و خوشبختی خواهیم رسید.
همبستگی مثبتی میان عزت نفس سالم و بسیاری از ویژگی دیگری که روی موفقیت و خوشبختی ما تاثیر دارد، وجود دارد. عزت نفس سالم با رفتار عقلانی، واقع گرایی، فراست، خلاقیت، استقلال، انعطاف پذیری، توانایی قبول تغیر، تمایل به اذعان اشتباهات و اصلاح آنها، خیرخواهی و همکاری و تعاون، در ارتباط مستقیم است. اما عزت نفس کم با رفتار غیر عقلایی، بی توجهی به واقعیت ها، نداشتن انعطاف، ترس از چیزهای بدیع و نا آشنا، سازگاری، بی تناسب و یا سرکشی نامعقول، رفتار تدافعی، سر سپاری بیش از اندازه، یا رفتار به شدت کنترل کننده و ترس از دشمنی با دیگران رابطه دارد.
عزت نفس زیاد وسیله ای در خدمت دستیابی به هدف است. رسیدن به هدف نیز از سوی دیگر به میزان عزت نفس می افزاید. فقدان عزت نفس به ایمنی آنچه آشنا و تغییر نکردنی است بستگی دارد. و اگر به آنچه آشنا و دیرینه است دل ببندیم و از چیزهای نو و بدیع اجتناب کنیم، بر کمی عزت نفس خود می افزاییم.
عزت نفس از دو بخش با هم مرتبط تشکیل شده است. یکی داشتن احساس اطمینان در برخورد با چالشهای زندگی: باور خودتوانمندی و دیگری احساس داشتن صلاحیت برای خوشبخت شدن: احترام به خود یا حرمت نفس.
این به این معنی نیست که کسی که از عزت نفس سالم برخوردار است آگاهانه به این مفاهیم فکر میکند، بلکه اگر از نزدیک و دقیقا به عزت نفس فکر کنیم، این دو جزء را در آن پیدا میکنیم. باور خودتوانمندی به معنای داشتن اطمینان به عملکرد ذهن است. یعنی اینکه باور کنیم توانایی فکر کردن، درک نمودن، آموختن، انتخاب کردن و تصمیم گیری داریم. یعنی اینکه بتوانیم حقایق و واقعیت های مربوط به نیازها و خواسته های خود را درک کنیم و به خود اعتماد و اتکا داشته باشیم.
احترام به خود یا داشتن حرمت نفس، به معنای اطمینان داشتن به ارزش خود است، یعنی انکه به خود حق بدهیم که زندگی کنیم و شاد باشیم. اگر کسی خود را برای برخورد با چالشهای زندگی نابسنده بداند، اگر کسی به خود اعتماد نداشته باشد، اگر به ذهنش اطمینان نکند، میگوییم از عزت نفس کافی برخوردار نیست. اگر کسی برای خود احترام قائل نباشد خود را شایسته عشق و احترام دیگران نداند، اگر خود را زیبنده خوشبختی احساس نکند، از اندیشه ابراز وجود کردن بترسد، باز هم او را به نداشتن عزت نفس متصف می سازیم. باور خود توانمندی و حمت نفس در ستون مهم عزت نفس سالم هستند و اگر هرکدام از این دو وجود نداشته باشند، عزت نفس خدشه دار شده است. اینها جوهر اعتماد به نفس هستند.
کسی که از باور خودتوانمندی برخوردار است احساس میکند که زمام امور زندگی خود را در دست دارد. این شخص دارای سلامت روان است و میتواند در ارتباط با دیگران موفق ظاهر شود.
عزت نفس هر کسی در شرایط نوسانی است. درست همانطور که سایر جنبه های روانی نیز در شرایط نوسان است. اگر بخواهیم عزت نفس را در عبارتی خلاصه کنیم باید بگوییم عزت نفس به معنای احساس داشتن صلاحیت و توانمندی برای کنار آمدن با چالشهای زندگی و خود را شایسته برای رسیدن به خوشبختی در نظر گرفتن است.
“داشتن عزت نفس زیاد، یعنی این احساس که خود را مناسب زندگی بدانیم.” برعکس عزت نفس اندک، یعنی خود را مناسب شرایط زندگی احساس نکنیم. خود را بعنوان یک انسان اشتباه و نامناسب در نظر بگیریم.