اشتباه خود را بپذیرید !
وقتی (میشل) پسر یکی از دوستان نزدیک من هفت یا هشت ساله بود، در مدرسه با مشکلی رو به رو گردید. سایر بچه ها سر به سر او می گذاشتند. به نظر می رسید مدرسه ای که او در آن درس می خواند، باعث شده بود مدام سر به سرش بگذارند. همه ما می دانیم که بچه ها تا چه اندازه ممکن است رفتار ظالمانه داشته باشند. هر چه بیشتر اعتراض می کرد، هر چه بیشتر ناراحتی خود را بروز می داد و متقابلاً هر چه بیشتر سر به سر بقیه می گذاشت، او را بیشتر آزار می دادند و سر به سرش می گذاشتند. کار به جای کشید که میشل حتی نمی خواست به مدرسه برود.
من سرانجام با گفتن این مطلب به او که وقتی به مدرسه می رفتم این مسئله را چگونه حل کردم، توانستم به او کمک کنم. مثلاً اگر هنگاه توپ بازی اشتباه احمقانه ای می کردم، سر به سر گذاشتن بچه ها بلافاصله شروع می شد. من بلافاصله در مقام موافقت با آنها بر می آمدم و اشتباه را حتی بیش از آن اندازه که بود، بزرگ می کردم.
وقتی کسی به من می گفت: (بله، نمی دانستم که تا این حد بی عرضه هستم. این بدترین اتفاقی بوده که تا کنون در دنیای بیس بال رخ داده است.) در واقع من با کسانی که سر به سرم می گذاشتند موافقت می کردم و درباره آنچه اسباب مضحکه من شده بود، رفتار مبالغه آمیزی را به نمایش می گذاشتم. ( آیا از این اشتباه بدتر تاکنون دیده بودی؟)
میشل هر وقت آموزگارش او را پای تخته صدا می زد، منجمد می شد. لکنت پیدا می کرد، جواب های اشتباه می داد و یا خیلی ساده سکوت می کرد و حرفی نمی زد. وقتی به جایش بر می گشت و می نشست، سر به سر گذاشتن ها شروع می شد. به او می گفتند: خنگ، خنگ، میشل خنگ است. به او گفتم: با نظر بچه ها موافقت کند و موضوع را از حدی که هست، بدتر جلوه دهد. راستی که خنگ هستم. این احمقانه ترین کاری بود که تاکنون کرده بودم. یا احساس می کنم خنگ ترین بچه دنیا هستم. یا چطور ممکن است این همه احمق باشم؟ با او گفتم این کار را بکند، رفتارش را به طرزی مبالغه آمیز توصیف کند.
چرا این حرف را به شما میزنم؟ اگر شما والد یا یکی از بستگان کودکی باشید که راه نجات را با او در میان بگذارید. اما مهم این است که من تا وقتی هم که بزرگ شدم، از این روش استفاده نمودم. من آموختم به اشتباه کردن هایم اذعان کنم و به این نتیجه رسیده ام که این برنامه در زندگی به من کمک فراوان کرده است.
یکی از مشکلات مردم این است که وقتی اشتباه می کنند، به اشتباه شان اعتراف نمی کنند. از این بدتر حتی در مقام سرزنش کردن دیگران بر میآیند و آنها را به کار اشتباه متهم می سازند. این برخورد درستی نیست. این گونه نمی توانید برای خود مشتری جمع کنید.