من برای آن که احساس انرژی بیشتری کنم، یکی از دوازده فرمانم را به کار بستم: “آن طور که می خواهم احساس کنم، رفتار کنم.” این فرمان چکیده یکی از سودمندترین نظریاتی است که من در طول تحقیقاتم به آن برخورد کرده ام: گرچه ما تصور میکنیم که طبق آنچه احساس میکنیم، رفتار میکنیم، اما در حقیقتف اغلب اوقات، احساسات ما از نوع رفتارمان ناشی میشود. بطور مثال، تحقیقات نشان داده است که حتی یک لبخند تصنعی هیجانات شادتری به دنبال دارد و نتایج یک پژوهش حاکی است افرادی که به صورت خود بوتاکس تزریق میکنند، کمتر در معرض عصبانی شدن قرار می گیرند، زیرا نمی توانند چهره عصبانی به خود بگیرند. به گفته روانشناسان، “به نظر میرسد که رفتار در پس احساس می آید. اما در حقیقت رفتار و احساس با یکدیگر همزمان هستند و ما با تنظیم رفتار که بیشتر در کنترل اراده است، بطور غیر مستقیم احساسات را نیز که تحت چنین کنترلی قرار ندارند، تنظیم می کنیم.”
توصیه های بزرگان جهان چه در گذشته و چه در عصر حاضر، این نظریه را تاکید می کند که ما برای آنکه احساسات خود را تغییر دهیم، باید رفتارمان را عوض کنیم.
با وجود آنکه شیوه ی “آنقدر به چیزی تظاهر کنید تا بلاخره آنرا احساس کنید”، تصنعی به نظر میرسد، اما تجربه من نشان میدهد که بسیار موثر است. وقتی احساس میکردم از پا افتاده ام، پرانرژی تر رفتار میکردم. سریعتر راه می رفتم. پشت تلفن با سرعت بیشتری صحبت میکردم. بعضی اوقات، از این فکر که وقتی را با فرزندانم بگذرانم، به شدت احساس عذاب می کردم، اما یک روز بعدازظهر که خسته بودم، به جای آنکه سعی کنم بازی ای طراحی کنم که بتوانم روی کاناپه دراز بکشم، به طرف داخل اتاق آنها خم شدم و گفتم، “آهای بیایید در چادر بازی کنیم!”. این کار واقعا جواب میداد.من میتوانستم با رفتارهای پرانرژی ، سطح انرژی خود را افزایش دهم.
متوجه شده بودم که پاداش دادن به خودم برای رفتار خوب، عمل کردن به آنها را آسانتر میکرد. اما میتوانستم بفهمم که برای وفادار ماندن به تصیم هایی که مرتب آنها ر ا به خود یادآوری کنم.
از انرژی و رضایت حاصل از ایجاد نظم حیرت می کردم. کمدی که روزی منطره ای آزاردهنده بود، اکنون مرا غرق شادی میکرد. “ساموئل جانسون” می نویسد: “ما با توجه به چیزهای کوچک، هنر بزرگ کم کردن اندوه و رنج خود و تا حد امکان شاد بودن را می آموزیم.”

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :