فرهنگ میراث یک ملت
فرهنگ، همچون مجموعه‌ای از دستاوردهای هنری، فکری و اخلاقی خودنمایی می‌کند که میراث یک ملت را تشکیل می‌دهد که یک بار برای همیشه حاصل آمده و وحدت آن ملت را پایه‌گذاری می‌کند.
فرهنگ تلقی جمعی انسان از زندگی
»نحوه تلقی ذهن جمعی انسان از جهان هستی و خویشتن و مناسبات خود با جهان و همنوعان خویش و به‌طورکلی، نوع تصور و تصدیق جمعی انسان در باب زندگی و معنا و جهت آن، فرهنگ نامیده می‌شود که در قالب رفتار اجتماعی و مناسبات خاص، خویش و بیگانه و در ارتباط با طبیعت ظهور و بروز پیدا می‌کند.
فرهنگ جدا کننده انسان از حیوان
«فرهنگ» … «ویژگی زندگی انسان یا جنبه‌های جداکننده انسان از حیوان است.
فرهنگ حاصل مبارزه انسان با محیط
فرهنگ حاصل مبارزه انسان‌ها با محیط داخلی و خارجی در طول تاریخ است و به نوبه خود عاملی مهم در مبارزات و شکست و پیروزی جامعه است.»
فرهنگ حاصل تجربه تاریخی ملل
… فرهنگ به عنوان مجموعه‌ای از آداب و رسوم، عادات، سنت‌ها، عقاید، باورها و رفتارهای یک ملت در نظر گرفته شده است که دارای ابعاد گوناگون مادی و غیرمادی می‌باشد. در واقع فرهنگ‌ها از تجربه تاریخی ملل، سنت‌های آنها و اسطوره‌های جمعی‌شان منبعث می‌شود.
فرهنگ مجموعه تجلیات ذهنی انسان اجتماعی
… فرهنگ به معنای خاص عبارت است از مجموعه تجلیات ذهنی انسان اجتماعی مانند علم، فلسفه، ادبیات، هنر با تمام مظاهر متنوع آن مانند شعر و نقاشی و مجسمه‌سازی و تئاتر و سینما و موسیقی و… نطق و خطابه و غیره.
فرهنگ مجموعه رفتار آداب و رسوم
در یک ترجمه عینی می‌توان فرهنگ را به مجموعه رفتار و آداب و رسوم اکتسابی یک جامعه تقسیم کرد.
فرهنگ و دانش مکتبی
مراد ما از فرهنگ مجموعه آن دسته از رفتارهای بشر است که ریشه در دانش مکتب وی دارد (لازم به ذکر است حتی فطریات و دانش اکتسابی پای به مرحله تعیین می‌گذارد)
فرهنگ فعالیت حیات مادی و معنوی بشر
… چون مقصود از فرهنگ، کیفیت شایسته برای پدیده‌ها و فعالیت‌های حیات مادی و معنوی انسان‌هاست، لذا پذیرش و منعکس ساختن آن دسته از حقایق و نمودها و فعالیت‌های بشری که کاملاً منشأ و عوامل ضروری طبیعی دارد و از قوانین جبری پیروی می‌کند، جزء فرهنگ محسوب نمی‌شود، مانند خوردن غذا و آشامیدن آب، ولی آمیختگی این‌گونه اعمال با دعا، چنان که در جوامع اسلامی و بعضی از جوامع دینی دیده می‌شود، جزیی از مفهوم فرهنگ است. هم‌چنین دفاع از حیات و آماده کردن محیط زیست و ارتباط با واقعیات از طریق علمی و فلسفی یا به وسیله‌ی حواس نیز داخل در مفهوم فرهنگ است.
تعریف فرهنگ بر اساس حوزه معنایی آن
بر… اساس [حوزه معنایی]، فرهنگ هر جامعه، در یک زمان مشخص، مجموعه معانی مورد قبول آن جامعه است که برای حمایت از آن، در نهایت، از اجبار فیزیکی (زور) سود می‌جوید، برای درونی کردن آنها تلاش می‌کند و (نهادهای آموزشی به وجود می‌آورد)؛ نهادهای خود را بر اساس آن معانی شکل می‌دهد و نمادهای نشان‌دهنده آن معانی را تقویت می‌کند. در این‌جا، فرهنگ معنای خاصی می‌یابد و به مجموعه‌ای از معانی در حوزه وسیع فرهنگ (به عنوان یک مقوله) اطلاق می‌شود.
فرهنگ آمیزه‌ای از ارزش‌ها و اعتقادات
فرهنگ ترکیبی از ارزشها و اعتقادات مشترک، فعالیتهای زندگی روزمره و تجاربی است که مفهومی احساسی دارند.
چند عنصر مهم در تعریف فرهنگ
«فرهنگ مجموعه‌ای از پدیده‌ها و قابلیت‌های مادی و معنوی اکتسابی است که انسان‌ها در جامعه‌ای خاص برای پاسخ‌دهی سازمان یافته به نیازهای ناشی از رابطه خویش با محیط طبیعی و با محیط انسان ساخت، به وجود آورده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کنند» در این تعریف چندین عنصر مهم وجود دارد. نخست تاکید بر «مجموعه» بودن فرهنگ که به آن یک دینامیسم درونی داده و آن را در رابطه‌ای پویا از لحاظ درونی و از لحاظ بیرونی (در رابطه با سایر فرهنگ‌ها) قرار می‌دهد، سپس تاکید بر دو بعد مادی (اشیاء و ابزارها) و معنوی (باورها و عقاید) در فرهنگ که همان شناخت علمی و شناخت نظری و یا به عبارت دیگر تکنولوژی و ایدئولوژی انسان‌ها هستند، سوم تاکید بر رابطه میان فرهنگ با یک «جامعه خاص» یا همان مفهومی که ما در معنی «هویت فرهنگی» می‌شناسیم، چهارم تاکید بر پاسخ‌دهی سازمان یافته به نیازها. که در اینجا به مفهوم کارکرد گرایانه فرهنگ بازگشته‌ایم و سرانجام پنجم تاکید بر اکتسابی بودن و انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر که اهمیت آموزش را در آن نشان می‌دهد.
فرهنگ کلی در درون جامعه
… از نظر لغوی، فرهنگ را مترادف با علم، و دانش و آگاهی دانسته‌اند. به آثار علمی و فرهنگی یک ملت هم فرهنگ می‌گویند. همچنین به مجموعه رفتارها و اعتقادات یک قوم فرهنگ گفته می‌شود. به طورکلی فرهنگ کلی در درون یک جامعه است و شامل ارزش‌ها اعتقادات و آداب و رسوم، هنر و حتی علم و فن می‌شود.
فرهنگ نظامی از زیرمجموعه‌های مختلف
فرهنگ خود نظامی است مرکب از زیرمجموعه‌های مختلف که می‌توانند در هر حوزه به نوعی تعین و تشخص برسند.
فرهنگ پدیده‌ای جمعی است
… با گذشت زمان، معنا و مفهوم فرهنگ متحول شد و این واژه کاربردهایی متعدد و متفاوت پیدا کرد. امروزه معنای گسترده‌تر فرهنگ معطوف است به هر آنچه که انسان را از حیوان متمایز می‌کند. از این لحاظ فرهنگ در مقابل طبیعت یا بیولوژی قرار می‌گیرد (۱۳: ۱۹۹۹، Worsley) و معطوف است به هر آنچه به صورت غیرژنتیکی منتقل می‌شود. رفتار فرهنگی به صورت ژنتیکی منتقل نمی‌شود، بلکه باز تولید و انتقال آن بر عهده جامعه است (Gellner, 1995: 46. ) پس فرهنگ به معنای وسیع آن همیشه پدیده‌ای جمعی است.
فرهنگ تولیدی است تاریخی
اگر فرهنگ، داده‌ای از پیش تعیین شده نیست – میراثی که از نسلی به نسل دیگر بدون تغییر انتقال یابد – به دلیل آن است که تولیدی است تاریخی، یعنی تولیدی است که در تاریخ و به بیانی دقیق‌تر، در تاریخ روابطی که میان گروه‌های اجتماعی وجود دارد، قرار می‌گیرد.
گستردگی معانی فرهنگ
اصطلاح فرهنگ از نظر تنوع مفاهیم و وسعت معانی و سیر تاریخی و برداشت ادبی چنان ابعاد گسترده‌ای یافته است که دیگر نمی‌توان آنرا به محدوده مفهوم و معنی «دانش و تربیت» منحصر دانست.
عناصر تشکیل دهنده فرهنگ
… فرهنگ جوهره، خصیصه و سرشت جمعی توارث گونه‌ای است که در حیات اجتماعی یک جامعه سیالت داشته و در هنجارهای مذهبی و اخلاقی، روش و منش اجتماعی، تفکرات علمی و فلسفی و سرانجام نمادها و نمودهای هنری تجلی پیدا می‌کند. به موجب این تعریف عناصر تشکیل‌دهنده فرهنگ عبارتند از: مذهب، اخلاقیات، فلسفه و هنر در تمامی اشکال آن چون معماری، موسیقی، نقاشی، مجسمه‌سازی، ادبیات و غیره.
اصول مهم در مبنای فرهنگ‌ها
بعضی از صاحب‌نظران عقیده دارند که مفهوم فرهنگ شامل بایستگی‌های ضروری زندگی، مانند علوم طبیعی یا علوم انسانی نمی‌شود، بلکه فقط شامل شایستگی‌هایی است که می‌تواند مبنای فرهنگ‌ها قرار بگیرد. در این دو مورد دو اصل مهم را باید در نظر گرفت:
اول، این که هر اندازه فرهنگ از واقعیات جبری و زندگی طبیعی بالاتر برود و از حقایق تکاملی ذات برخوردارتر باشد، انسانی‌تر می‌گردد؛
دوم، اصل روحی بسیار والا است که بر طبق آن انسان همواره می‌خواهد همه‌ی شؤون و فعالیت‌های زندگی او باردار ارزش کمالی باشد. با نظر به این دو اصل است که عده‌ای از صاحب‌نظران انسان‌شناس معتقدند که باید فرهنگ همواره به عنوان یک عامل آرمانی و پیشرو در حرکت تکاملی انسان، نقش اساسی را به عهده داشته باشد.
ویژگی‌های فرهنگ
… فرهنگ مجموعه باورها و تلقی‌ها و پندارهایی است که دارای دو ویژگی‌اند؛
۱ – این باورها و پندارها باید در سطح جامعه، نسبتاً عمومی باشند،
۲ – برای اعتقاد پیدا کردن به این باورها معمولاً باید به روش استدلالی عمل کنیم.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :