این مادر گفت که در وقت جنگ‌های داخلى دهۀ ١٣٧٠ در مکروریان سوم خانه داشتند، از شدت جنگ و شلیک راکت‌ها همه فرار می‌کردند؛ اما آن‌ها چون پول فرار به خارج از کشور را نداشتند، ناگزیر در میان دود و آتش جنگ زندگى می‌نمودند.
وى افزود که یگانه وسیلۀ دفاع از آن‌ها خانه‌شان با دیوارهایى مستحکم بود که در وقت شلیک راکت در پناه آن می‌زیستند و گوش‌های خود را با کف دست‌های خود محکم می‌گرفتند.
اما وی را وابستگى به شش طفل خُردسال مجبور می‌سازد تا مبارزه با محرومیت‌های زندگى رابیشترو بیشتر تجربه کند.
لیلا که ۴٠ بهار و خزان زندگى را با تمامى زشتی‌ها و زیبایی‌های آن پشت سر گذاشته ، سه دختر و سه پسر هفت‌تا دوازده‌ساله دارد.
لیلاى درد دیده، علاوه کرد که در یک صبح خونینى که در بلاک‌های پیش رو و عقبى خانه‌شان چند راکت اصابت کرد و چند تن را کشته و مجروح ساخت، خانواده آن‌ها مجبور شدند تا یک مقدار لوازم خانه را گرفته می‌خواستند به‌سوی منطقۀ مصون شهر فرار نمایند، که ناگهان راکتى در چند قدمی‌شان اصابت نمود.
این خانم افزود که صداى راکت را شنید؛ اما بی‌هوش شد و دیگر ادامه داستان معلول شدنش را به یاد ندارد و وقتی‌که در بیمارستان به هوش آمد، مانند ده‌ها تن دیگر به پاهایش نگاه کرد که قطع‌شده بود.
سه سال از معلول بودنش سپری‌شده بود که مردى به خواستگارى وى آمد و او را با همان معلولیت، شریک زندگی‌اش ساخت.
لیلا که اشک در چشمانش حلقه‌زده بود، گفت: “تنها چیزى که مرا مقاومت داد تازندگى را ادامه دهم محبت شوهر مهربان، وابستگى به فرزندان و دیدن ده‌ها تن دیگر بود که بدون دست و پاى زندگى می‌کنند.”

این مادر، شش فرزند را در سال‌های نخست معلولیت، شوهرش کمک می‌کرد؛ به بیمارستان می‌برد، براى وى و فرزندانش غذا مى پخت، خانه را پاک می‌کرد و لباس ها را می شست تا خانمش احساس محرومیت نکند.
اما دست جنایتکاران، به زودى شوهر مهربانش را در رویداد انتحارى که درنزدیک سفارت هند در کابل رُخ داد، از وى گرفت.
این حمله در سال١٣٨٧ به وقوع پیوست و چهل کشته و بیش از یکصد زخمی برجا گذاشت که اکثر آنان زنان، مردان، کودکان وجوانان بودند و حتى جسد برخى از آن‌ها پارچه پارچه شده و قابل تشخیص نبود.
شوهر لیلا درآنجا عریضه نویسى می‌کرد و روزانه از یکمقدار پولى که به دست مى آورد، اعاشه و اباته اطفال و خانواده اش رامیکرد و از اینکه توانسته بود یک معلول راشریک زندگیش سازد، همیشه از خداى خود شکر مى نمود که کار ثوابى را انجام داده است.
نسرین “اوریاخیل” وزیر کار، امور اجتماعى، شهدا و معلولین می‌گوید که وزارت، حقوق افراد داراى معلولیت را تأمین می‌کند و مرکز معلومات”دیتابیس” جدیدى که ساخته می‌شود؛ نام تمام افراد داراى معلولیت و معیوبیت در آن درج خواهد شد.
وى که هفته گذشته در مراسم توزیع ٢۴٠ آپارتمان براى معلولین در کابل صحبت می‌کرد، افزود: “اکثریت افرادى که معلول می‌شوند افراد غریب هستند، آن‌ها کسانى اند که در خط اول جنگ رفته معلول می‌شوند؛ اولاد پولدار و معتبر در جبهه نمی‌روند و کارکرد عملى که به دردشان بخورد ندارند.”
قرار آمار کمیسیون معلولین و معیوبان و بازماندگان شهدا در ولسى جرگه، بیش از ٨٠٠ هزار افراد معلول و معیوب در کشور وجود دارند، که ۴١ درصدشان را زنان تشکیل می‌دهند؛ اما وزارت کار و امور اجتماعى و شهدا و معلولین می‌گوید که از این جمله، تنها ١٢٠ هزار تن آن‌ها نزد وزارت ثبت‌اند.
افراد داراى معلولیت و معیوبیت؛ همواره از معاش کم، بیکارى و به دیدۀ حقارت نگریستن از سوى برخى افراد جامعه، رنج‌برده و از دولت می‌خواهند که به مشکلات آن‌ها رسیدگى نماید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :