توصیه هایی برای کسب درآمد
لزوما پول نیست که زندگی شما را تغییر میدهد، بلکه نحوهی استفاده از پولتان است که زندگی شما را متحول میکند و سبک زندگی شما را تغییر میدهد. این مساله به نوبهی خود باعث یک دعوت کلاسیک میشود، چون برای مردم این سوال پیش میآید که شما چه کاری دارید انجام میدهید.
اتفاقاتی که در زندگی شما روی میدهند، مسیر زندگی شما را تعیین نمیکنند، بلکه این چگونگی برخورد شما با این وقایع است که آیندهی شما را میسازد….جیم ران
نخستین چیزی که در زندگی مالی تجربه کردم، ورشکستگی بود! و دومین چیزی که میخواستم به دست آورم، ثروت!
شما در هر دوره ای از زندگی که به سر میبرید، اگر بخواهید می توانید آیندهی خود را تغییر دهید، تنها کافیست به طور درونی و قلبی، در پی دستیابی به آرزوهایتان باشید.
آینده شما، نوشته نشده است و هیچ قانونی برای نرسیدن به آرزوهایتان وجود ندارد، پس آیندهتان را خودتان تعیین میکنید و این چیزی است که ما آن را فرصت مینامیم.
میدانید چرا اغلب مردم هیچگاه اتفاق مهمی در زندگیشان نمیافتد؟ به خاطر اینکه هرگز به دنبال دانش “من چگونه میتوانم بهتر زندگی کنم؟” نبودهاند و در این زمینه کتابی نخواندهاند و به سمیناری نرفتهاند.
اتفاقاتی که در محیط بیرونی برای شما رخ میدهند، چندان اهمیت ندارند زیرا این اتفاقات به طور یکسان برای همه وجود دارد.
شانس و فرصت همواره با دشواری عجین است.
اگر میخواهید نتایج تان تغییر کند، این شما هستید که نخست باید تغییر کنید.
کار پاره وقت، واقعا ارزشمند است چراکه میتواند نحوه و سبک زندگی هر شخصی را تغییر دهد.
نخواه که مسایل آسان تر شوند و مشکلات کمتری داشته باشی، بلکه تلاش کن که تو توانمندتر شوی و مهارتهای بیشتری کسب کنی!
هیچگاه نخواهید چالشهای کمتری داشته باشید، بلکه بخواهید خرد و آگاهی بیشتری پیدا کنید. همواره آمادهی رویارویی با چالشها باشید، زیرا بدون آنها،هرگز رشد نخواهید کرد.
درک چالشها، کلید وسعت دادن آگاهی و خرد شماست تا بتوانید بر آنها چیره شوید.
با بالا بردن نتایج عددی، فقدان مهارتهای لازم را جبران کنید.
اگر تصمیم دارید ثروتمند شوید، قانون نسبتها را در نظر بگیرید وآن را در کسب و کار خویش به کار ببندید.
قانون کاشت و برداشت،در راستای قانون نسبتهاست.
بگذارید موضوعات به روال خود اتفاق بیافتند. دنبال چراهای این موضوعات نروید. پاسخ در ساختار و نتایج ماجراست. شما فقط هنگامی که کسی از ادامهی فعالیت خود دست بر میدارد، به خود بگویید: او یکی از کسانی است که به فعالیت خود ادامه نمیدهد.
شما نباید با خود بگویید چرا من در چنین وضعیت و شرایطی هستم.
نا امیدیهای خود را کنترل کنید.
اگر شما برای کاری به دنبال شخص مناسبی بگردید، نهایتا شخص مورد نظر را پیدا خواهید کرد.
شخص مقابل را قانع کنید که این محصول، بهترین محصول است و این جاست که مشتری، حاضر به خرید محصول میشود. این هنر سادهی فروشندگی است!
دو نوع معرفی وجود دارد: معرفی رسمی و معرفی غیر رسمی.
یکی از مهمترین بخشهای جذب افراد تازه، پیگیری است.
شما باید برای هر فرد تازه، هم پدر باشید و هم مادر!
تغذیه به وسیلهی ایدههای سازنده، محافظت و کمک در دفاع از صداهای معترض بیرونی که سعی در خارج کردن شما از راهتان را دارند! به این موضوع حمایت میگویند.
حضرت مسیح: راهی بیابید تا با آن بتوانید به انسانهای زیادی خدمت کنید، زیرا که خدمت به عدهی زیادی از انسانها، شما را به سوی بزرگی و عظمت هدایت میکند.
ممکن است عده ای بگویند که حداکثر کاری که من میتوانم انجام دهم اینست که تنها به رتق و فتق امور خود بپردازم البته این موضوع کاملا قابل قبول است اما شما از این طریق به بزرگی و عظمت دست پیدا نمیکنید.
دیگران را در حل مشکلاتشان یاری دهید. چراکه اگر این کار را انجام دهید، مشکلات شما نیز حل میشود.
موفقیت بستگی به میزان تمایل هر شخص در پیشرفت دارد.
زیگ زیگلر: پول همه چیز نیست اما از نظر اهمیت،هم ردهی اکسیژن است!
زیگ زیگلر: اگر به تعداد کافی،مردم را در جهت رسیدن به خواستههایشان حمایت کنید، آنگاه شما نیز میتوانید به خواستههای خود برسید!
کتاب مقدس میگوید: هنگامی که دو یا سه نفر در قصد مشترکی توافق داشته باشند، آنگاه هیچ چیز غیرممکن نخواهد بود.
عاملی که در کار کردن با دیگران به شما قدرت میدهد، بیان نقاط قوت یکدیگر است. مثلا اگر من یک عضو تازه وارد باشم و شما معرف من باشید، بیان نقاط قوت من توسط شما در یک جمع، باعث رشد و حرکت من خواهد شد و از من، انسان جدیدی خواهد ساخت.
تشویق کردن افراد، برای روند رو به رشد آنها، یکی از اسرار تجارت به حساب میآید. هرچند این تشویقها ممکن است در حد یک قدردانی ساده در جمع و یا معرفی و تمجید از آن فرد باشد.
تشویق کردن باعث ترغیب افراد به انجام کارهایی میشود که آنها را در حالت معمول انجام نمیدهند.
در تجارت، آنچه که از پول با اهمیت تر است، ابتکار و خلاقیت است.
ابتکار یعنی یافتن راه حلی دیگر. اگر راهی جواب نداد، راه دیگری بیابید.
بشر قادر است تمام آرمانهای خود را محقق سازد، چراکه این آرمانها به وجود آمدهاند تا درانسان، انگیزش و پویایی ایجاد کنند.
هر ارتباطی، نوعی معاملهی ساده است. ارتباط برقرار کردن، در ابتدا برای من آسان نبود. هنگامی که میخواستم نخستین معرفی کاری را انجام دهم، تمرکز ذهنی و روانی لازم را نداشتم. حتما همهی شما در چنین موقعیتی قرار گرفتهاید. دهانم را باز کردم، ولی برای مدتی هیچ چیزی نتوانستم بگویم! اما واکنش من این بود: دوباره سعی کردم!
رازی که امروز مرا به این جایگاه رسانده، این است: بارها، بارها و بارها تلاش کردم!
برقراری ارتباط و فن بیان را یاد بگیرید، این که چگونه میتوان با بیان کلمات مناسب، روی انسانهای دیگر تاثیرگذار بود.
انگیزش بخشی یعنی، ترغیب و تشویق افراد برای رسیدن به جایگاهی بالاتر از جایگاه کنونیشان؛ و این موضوع امکان پذیر است.
یک راهبر، با بیان این جمله که ” تو میتوانی این کار را انجام دهی” میتواند دیگران را ترغیب کند.
به کودکان و افرادتان این نکات را بیاموزانید:
کمک کنیم انسانها خود را آنگونه که هستند ببینند.اگراشتباهی مرتکب میشوند، آنها را باید متوجه اشتباهاتشان کنیم. هیچ کس نمیتواند با تکرار اشتباهاتش،امید به موفقیت داشته باشد.اشتباهات باید تصحیح شوند.
شما باید همانند زندگی عمل کنید و به شایستگیها پاسخ دهید نه به نیازمندیها.
به جای کار فردی، گروهی کار کنید.
گروه هرچه قدرتمندتر باشد، ستیزه جویی در آن کمتر خواهد بود!
کسی نمیتواند کس دیگری را تغییر دهد، بلکه این خود انسانها هستند که اگر بخواهند، میتوانند در خود تغییر ایجاد نمایند!
سرمایه در تجارت چندان اهمیتی ندارد، بلکه این مهارتهای شماست که آیندهتان را رقم میزند.
چیزی که همهی ما به آن نیاز داریم، پول کم و شجاعت زیاد است.
من از همان ابتدا، بزرگ منشانه رفتار میکردم،درست مثل ثروتمندان، چراکه به مهارتها، شجاعت، ابتکار، کوشایی و قابلیتهای خود ایمان و باور داشتم و میدانستم که ثروتمند خواهم شد.
بالاترین ارزش در زندگی، حساب بانکی، اتومبیل و یا خانه ای که در آن زندگی میکنید، نیست. بلکه بالاترین ارزش این است که خوب زندگی کنید.
فهرست کوتاهی برای زندگی بهتر:
۱-ثمربخشی
۲-دوستان خوب
۳-معنویت
۴-هیچ چیز را نادیده نگیرید
۵- نیروهای نامرئی
۶- از خدا کمک بخواهید
اگر شما نیز ایمان دارید،پس بیاموزید، عمل کنید و بیاموزانید.
وینستون چرچیل: حقیقت زندگی انکارناپذیر است. زندگی، رنج و سختی به همراه دارد ولی شوق به زیستن، آنها را بی اثر میکند.
اگر خوب زندگی کنید، درآمد خوب، وجههی خوب و شخصیتی جذاب خواهید داشت. پس پدیدههایی که باعث تغذیهی روح شما میشوند را نادیده نگیرید.
انسان شریف و پاکدامن کسی است که برای دیگر انسانها اهمیت قایل باشد.
هر کدام از ما رسالتی به عهده داریم.نوع بشر،این فرصت معجزه آسا را در اختیار دارد که بتواند در زندگی هم نوع خود، تحول ایجاد کند و او را از خواب غفلت بیدار سازد.
تنها عبارتی که لازم است با خود تکرار کنید،آن است که به خود بگویید: من در زندگی،در آن جایگاهی قرار ندارم که میخواهم باشم، یک چیزی در زندگی من درست نیست و آن نگرش اشتباه من است! به محض آن که این موضوع را فهمیدید، زندگی شما کاملا تغییر خواهد کرد.
مرور کردن تجربیات، باعث باارزش تر شدن آنها برای آینده میشود. من اسمش را میگذارم ” گوش دادن مجدد به نوار خاطرات “.
به ندرت اتفاق میافتد که میزان درآمد، از رشد شخصی، فراتر رود.
دوقلوهای کشندهی موفقیت، حرص و بی صبری هستند.
موفقیت یک چیز جادویی و سحرآمیز نیست. موفقیت دست یافتنی است.