بهانه های کاذب در خانم ها
بسیاری از خانم ها تصمیم هایی خود فریبنده اتخاذ می کنند: گمان می کنند یک خوشی ساده و زودگذر باعث می شود سربه راه نباشند. گمان میکنند بهتر است درباره این که شوهرشان حوصله بازبینی تکالیف مدرسه فرزندشان را ندارد، با او بحث نکنند تا مجادله ای پیش نیاید. گمان می کنند بهتر است از خیر برنامه هایی که برای تعطیلات داشته اند بگذرند تا بتوانند با شوهرشان در رستوران غذا بخورند. گمان می کنند خرید چیزهایی که دوست دارند، باعث هدر رفتن پولشان می شود. گمان میکنند چند ساعت اضافه کاری بی دردسر برایشان بهتر است.
اما آنچه از این افکار برمی آید فقط زیان است. چنین نگرشی به سنگینی بار زندگی و شدت فرودستی دامن می زند. وانگهی، آنچه در ارتباط تنگاتنگ با این گونه نتیجه گیری ها قرار دارد هوس از پذیرفتن مسئولیت اعمال خویش است. خانم های به اصطلاح سر به راه فقط از پذیرفتن مسئولیت اعمالشان هراسان نیستند، بلکه از اینکه حتی لحظه ای عشق یا محبت از آنها دریغ شود به وحشت می افتند.
چنین اندیشه های بازدارنده ای نشانه پیروی از قاعده های کهنه است. این اندیشه ها در واقع بهانه هایی برای تسلیم شدن و واگذار کردن حقوق خویشتن است.
نتیجه گیری خود فریبنده و دام های فکری مانع جریان زندگی می شوند. آنها تشکیل شده اند از قاعده های کوچک و بزرگ فراوانی درباره شیوه زندگی که به دست والدین و جامعه، در ذهن فرد جا گرفته اند تا او را مبدل به انسانی سر به راه و مطیع کنند. حتی خطاهای فکری کوچک نیز می توانند پیامدهای بزرگی داشته باشند.
کسی که در برابر هنجارهای جامعه قد علم می کند، با اقتدار اجتماعی مواجه می شود و این اقتدار، او را به طرد شدن و انزوا تهدید می کند. در نتیجه انواع و اقسام ترس هاو دلهره ها پدید می آیند که آنها نیز به نوبه خود باعث ایجاد دام های فکری می شوند.
ترس و دلهره دارای کنشی است که در زیر آستانه خودآگاهی انجام می گیرد. فروید مثال معروفی دارد که می گوید ترس از مار صورت تحریف شده ترس از اندام نرینگی است. البته در اینجا کاری به ارتباط میان دفاع جنسی و دلهره نداریم، اما این مثال نشان می دهد که کنش دلهره، برای تثبیت وضع موجود است. دلهره آدمی را از فعال بودن باز می دارد.