آیا آشنایی با مراکز ایدههای موفق و استیون جانسون دارید؟
استیون جانسون، نام ناشناخته ای در دنیای کسب و کار و موفقیت نیست. درباره ایدههای موفق و زندگی موفق، سخنرانیها و نوشتههای زیادی از ایشان ارائه شده است که در این گفتار، به مرور یکی از برترین سخنرانیهای وی در سالهای اخیر میپردازیم.
ایدههای موفق از کجا میآیند؟ ایدههای خوب، چه سرگذشتی دارند و از کجا نشأت میگیرند؟ در چه مکانهایی فایدهها بیشترین فرصت خلق شدن و رشد کردن را دارند؟ چگونه باید فکر کرد و خلاقانه عمل کرد؟ اینها، پرسشهایی است که همواره ذهن انسانها درگیر آن است که چگونه ایده خوب را خلق کنند، پرورش دهند و در نهایت، در عمل، از این ایده خوب و موفق برای راه اندازی کسب و کار و پر بازده، استفاده کنند.
بزرگان کسب و کار جهان، همواره از ایدههای خوب و خلاقانه، در پیش برد کسب و کارشان صحبت میکنند و حتی روان شناسان نیز، فکر مثبت و انرژی مثبت یک فرد خلاق را، عامل مهم برای فرصت آفرینی و خلق ایدههای جدید میدانند. سیگنالهای کیهانی انرژی مثبت، همواره آماده اند تا همان گونه که در مستند راز و قانون جذب گفته شد، مغزها و ذهنهای خلاقانه افراد مثبت را درنوردیده و آن ها را برای خلق کردن، کمک کنند. استیون جانسون Steven Johnson، تلاش میکند ما را با این پرسشها، شنا کند.
جانسون معتقد است، برخی از ایدههای موفق، از کافی شاپ ها آمده است و حتی برترین ایدهها و سیستمهای صنعتی و فضایی، که روزی نگاه نظامی بران میرفت، امروزه برای یافتن کافی شاپ در محل زندگی شما، کاربرد روزانه دارد. البته پروژه دارپا DARPA وزارت دفاع آمریکا در زمان ریاست جمهوری آیزنهاور، رییس جمهور وقت ایالات متحده امریکا نیز، که روزگاری، نگاه نظامی بر آن میرفت، امروزه، پهنه جهانی وب WWW را با ۲٫۵ میلیارد کاربر و دهها میلیون پرتال و گردش مالی هزاران میلیارد دلاری خلق کرد.
استیون جانسون، از فعالان دنیای موفقیت و ایده پردازی، در یکی از جالبترین سخنرانیهای سالهای اخیرش که در اواخر ۲۰۱۰ میلادی در کنفرانس تد صورت گرفت، درباره این موضوع صحبت کرد که ایدههای موفق، از کجا میآیند و چگونه بایدان ها را توسعه داد. در واقع، ایدههای خوب و موفق، یک فرآیند را مانند فرآیند توسعه محصول و خدمات طی میکنند و افرادی که بتوانند این فرآیند را به خوبی درک کنند، قطعاً ایدههای موفق تری را ارائه میکنند. آقای جانسون، درباره ایدهها، صحبت جالبی دارد.
(ایدههای خوب از کجا میآیند؟ این پرسشی است که جانسون در پی پاسخ به آن است)
پیش از شروع بحث، توجه شما را به این ویدئوی ۴ دقیقه ای جالب جلب میکنیم.
جانسون، میگوید، خیلی از ایدهها دور میز شام یا نهار یا صبحانه خلق میشوند و یا در کافی شاپ ها ه افراد در محیطی کوچک، مشغول نوشیدن قهوه یا چای یا اسپرسو هستند به وجود میآید. او، کافی شاپ ها را مکان ازدواج ایدههای افراد با هم میداند که تعبیر جالبی است. کافه سنترالن وین اتریش، یکی از مشهورترین کافههای اروپااست که پاتوق افراد مشهوری چون هیتلر، مارکس و بتهوون بود و شاید بسیاری از ایدههای این افراد، در زمان نوشیدن قهوه در این مکان مشهور، شکل گرفته باشد.
ایشان، درباره مفهومی به نام شم تدریجی معتقد است:
یکی از مشکلاتی که مردم دارند، این هست که آنها دوست دارند داستانهای اختراع خود را خلاصه کرده در قالب زمانی کوتاه تری بیان دارند. بنابراین آنها لحظات «یافتم!» ها را بازگو میکنند. اینطور می خواهند بگویند که ” من آنجا بودم، آنجا ایستاده بودم، و یکدفعه همه چیز به روشنی در مغزم آمد.” اما در واقع، اگر شما به عقب برگشته و نگاهی به یادداشتهای قدیمی بیندازید، معلوم میشود که بسیاری از ایدههای مهم، دوران طولانی برای پرورش داشتند.
من آنرا «شمّ ِ تدریجی» یا (Slow hunch) مینامم. ما اخیراً” زیاد در مورد شمّ یا غریزه و لحظاتی که غیر مترقبه و در یک چشم بر هم زدن رخ میدهند، شنیدیم، اما در حقیقت بسیاری از ایدههای بزرگ، بعضی وقتها برای مدت دهها سال، در پس فکر افراد باقی میمانند. آنها وجود یک مسئلهٔ جالب را حس میکنند، اما هنوز کاملاً” ابزار لازم برای کشف آنرا ندارند. تمام وقت را صرف مسائل خاصی میکنند، اما چیز دیگری در آنجا مانده که کاملاً” قادر به حل آن نیستند.
(قابل ذکر است، ایده پرتال اوبر، به صورت تصادفی وقتی در پاریس، تاکسی به آسانی در اختیار آقای کالانیک (مدیر اوبر) قرار نگرفت، به ذهن ایشان رسید)
جانسون درباره نقش کافی شاپ ها در بروز ایدههای نوین، میگوید:
من مدت زیادی را در طول پنج سال گذشته، درباره قهوهخانهها فکر کردم، چراکه به نوعی در تلاش و تحقیق برای یافتن پاسخ این سؤال بودم که ایدههای خوب از کجا میآیند. چه محیطهایی هست که منجر به انواع نوآوری منحصر به فرد، و خلاقیت استثنائی میشود؟ نوع محیط چیست؟ فضای خلاقیت چیست؟ و کاری که انجام دادهام این است که هم به محیطی مثل قهوهخانه، توجه کردم؛ و هم به محیط رسانهای مثل شبکه جهانی وب (WWW)، که به طور فوق العاده ای مبتکرانه بوده است.
من به تاریخ اولین شهرها برگشتم، من حتی به سراغ محیطهای زیستی هم رفتهام، مثل صخرههای مرجانی یا جنگلهای استوایی، که نوآوری منحصر به فرد زیستی را در بر داشتند؛ و چیزی که تا کنون به دنبال آن بودم یک الگوی مشترک است، یک جور اثر رفتاری که در همه این محیطها به کرات نمایان باشد. آیا الگوهای متناوبی وجود دارند که ما از آنها بیاموزیم، که آنها را انتخاب و به نوعی در زندگی خودمان، یا تشکیلات خودمان، یا در اطراف خودمان به کار ببریم تا آنها را سازنده تر و مبتکرانه تر کنیم؟ و فکر میکنم که چند تایی از آنها را پیدا کردم.
(استیون جانسون معتقد است که ایدههای موفق، یک شبه خلق نمیشوند)
وی اضافه میکند:
ما ایدهها را از دیگران میگیریم، از افرادی که از آنها میآموزیم، از کسانیکه در کافی شاپ به آنها برخورد میکنیم، آن ایدهها را به شکلهای تازه ای به هم وصل کرده، و چیزی نو خلق میکنیم. در واقع اینجا جائیست که نوآوری پدید میآید. و این بدان معنی است که باید برخی الگوهای خود را دربارهٔ شکل واقعی اختراع و اندیشهٔ عمیق تغییر دهیم. منظورم آینه که این یک بعد قضیه است. دیگری قضیه نیوتن و سیب است، زمانیکه نیوتن در کمبریج بود. این مجسمه ای از آکسفورد است. شما آنجا غرق در افکار خود نشستهاید، و سیب از درخت میافتد، و شما تئوری جاذبه را بدست میآورید.
در حقیقت، فضاهایی که به لحاظ تاریخی منجر به نوآوری شدهاند بدین گونه هستند. این نقاشی معروف «هوگارث» از یک جور شام سیاسی در یک میکده است، اما کافی شاپ ها در آن روزها به این شکل بودند. این همان محیط آشفته ای است که ایدهها احتمالاً” گرد هم میآمدند، جائیکه مردم احتمالاً” برخوردهای تازه، جالب، و غیر قابل پیش بینی داشتند – افرادی با پیشینههای مختلف. بنابراین، اگر ما سعی داریم سازمانهای مبتکرانه تر بسازیم، میبایست فضاهایی بسازیم که، در کمال تعجب، کمی بیشتر شبیه آن فضا باشند. این جایی است که دفتر کار شما میبایست شبیه آن باشد، بخشی از پیام من اینجاست.