عبدالرحیم جعفری موسس امیرکبیر درگذشت
عبدالرحیم جعفری،یکی از اسطورۀهای فرهنگ فارس و بنیانگذار موسسه انتشاراتی امیرکبیر در ایران در سن ۹۶ ساله گی درگذشت.
انتشار نخستین دایره المعارف به زبان فارسی، انتشار نخستین شاهنامه نفیس در ایران، انتشار نخستین قرآن تمام رنگی در ایران و در مجموع چاپ ۲۷۰۰ عنوان کتاب که گلچینی از بهترینهای اندیشه، علم، ادبیات، تاریخ و فرهنگ در زمانه خود بودند، تحولی بود که جعفری در نشر ایران و هنگام مدیریت امیرکبیر – تا پیش از مصادره شدن انتشارات و اموالش پس از انقلاب ایران- به وجود آورد.
او کار کتاب را از یک حرفه سنتی در حجرههای بازار به یک صنعت سودآور فرهنگی تبدیل کرد.
ساماندهی انتشار کتابهای درسی، افزایش سرانه مطالعه در ایران با توسعه کتابهای جیبی، ایجاد تحریریه بزرگ با حضور نویسندهها، پژوهشگران و ویراستاران ایران که پیش از او در نشر ایران سابقه نداشت، تنها بخشی از خدمات او هستند.
غلامحسین مصاحب، محمد معین، سیمین بهبهانی، احمد محمود، صادق هدایت، مرتضی کیوان، نجف دریابندری، بهمن فرزانه، لیلی گلستان، کامران فانی، و محمد بهرامی از جمله شاعران، نویسندگان و پدیدآورندگانی بودند که در سالهای فعالیت امیرکبیر با این موسسه همکاری داشتند.
راه اندازی کتابفروشیهای زنجیرهای امیرکبیر در تهران و برخی شهرستانها (که اگر امیرکبیر مصادره نمیشد شاید همچنان این روند ادامه مییافت)، توسعه بزرگترین چاپخانه خاورمیانه (چاپخانه افست که همچنان نیز به کار خود ادامه میدهد) و راه اندازی استودیوی تولید کتابهای شنیداری، بخش دیگری از کارنامه کمتر دیده شده جعفری است.
همایون صنعتی زاده، مدیر و بنیانگذار انتشارات فرانکلین در گفتگویی که چندماه پیش از مرگ وی در ۱۳۸۸با او داشتم، آقای جعفری را یکی از با ارادهترین افراد در حوزه نشر کشور میدانست. او گفت: “دوستی و شناخت پنجاه سالهای که من از تقی جعفری دارم من را به این باور رسانده است که اگر تنها یک نفر باشد که بتواند همین امروز نشر ایران را از این وضعیت نابسامان نجات دهد او جعفری است. نگاه کنید جعفری کار خودش را از کتابفروشی روی پلههای مسجد شاه (در بازار تهران) آغاز کرد و چنان کار را توسعه داد که در ایران کسی به گردپای او نمیرسید.”
او گفت: “امیرکبیر از بزرگترین ناشران خاورمیانه بود و این حرف گزافی نیست. شما وضعیت امروز ناشران لبنان و مصر را نگاه نکنید، ۴۰ یا ۵۰ سال پیش وضعیت نشر در این کشورها به شکل امروزی نبود. در کشورهای عربی نشر صنعتی به آن شکل وجود نداشت. ناشرهای کوچکی بودند که در محدوده کوچکی فعالیت میکردند. من به خیلی از این کشورها سفر کرده بودم و وضعیت نشر آنها را از نزدیک تماشا کرده بودم. واقعا امیرکبیر ناشر بزرگی بود و برنامههای بزرگی هم برای نشر ایران داشت و آن زمان جعفری خودش را با ناشران اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده مقایسه میکرد و میخواست ناشری باشد در کلاس ناشران امروز جهانی.”