دهخدا مردی بدون هیچ وقفه کاری
کاری را که دهخدا تنهایی آغاز کرد، تبدیل به یک موسسه و همکاری افراد بسیاری شد.
به ادعای خودش در تمام مدت تدوین لغتنامه، هیچ وقفهای در کار نینداخت جز در زمان درگذشت مادرش و چند روز بیماری.
علی اکبر دهخدا، در سال ۱۳۲۴، برگهدانهای مربوط به “لغتنامه دهخدا” را به مجلس شورای ملی وقت اهدا کرد. رقم این برگهدانها (فیش) به ۳ تا ۴ میلیون رسیده بود. او اطلاعات لازم برای تدوین لغتنامه را در این برگهدانها جمعآوری کرده بود. در سال ۱۳۲۴ با پیشنهاد عبدالحمید زنگنه، نماینده وقت مجلس شورای ملی، و امضای برخی نمایندگان دیگر از جمله محمد مصدق، طرحی دو فوریتی در مجلس چهاردهم به تصویب رسید که طبق آن، هزینههای لازم برای چاپ و نشر لغتنامه تامین میشد.به این ترتیب، “سازمان لغتنامه دهخدا” شکل گرفت.
دهخدا فراز و نشیبهای سیاسی بسیاری در زندگی پشت سر گذاشته بود. شکلگیری انقلاب مشروطیت را به چشم دیده بود و خود در آن دخیل بود. او با به قدرت برگشتن محمدعلی شاه در قامت شاهی مستبد و ضد مشروطه و انحلال مجلس شورای ملی در سال ۱۲۸۷ طعم تبعید و دوری از وطن را چشیده بود.با سقوط محمد علی شاه، از پاریس به ایران بازگشت و به عنوان نماینده مجلس انتخاب شد اما وقوع جنگ جهانی اول، مسیر زندگی دهخدا را سمت و سویی دیگر سوق داد.جنگ جهانی اول و دخالت دولتهای خارجی در ایران باعث شد که دولت وقت ایران سقوط کند، دهخدا مجبور شد به کرمانشاه برود و قریب دو سال در آن خطه به سر برد. در این تبعید تازه بود که فکر تدوین لغتنامه به ذهن دهخدا خطور کرد. جمعآوری و یادداشت برداری را آغاز کرد و بیش از چهل سال از عمر خود را تا زمان مرگ وقف این لغتنامه کرد.
از آنجا که دهخدا همیشه همیال سیاست بود، فکر تدوین لغتنامه را هم باید منتج از رویکرد او به سیاست دانست. چنانکه خود گواه داده است، باید به “سلاح وقت”، یعنی آموختن “علوم امروزی” مسلح شد تا بیگانه و مستبد بر ما “آقایی روا” ندارند.اما “آموختن آن اگر به زبان خارجی بود؛ البته میسر نمی شد و اگر بر فرض محال میسر میگردید، زبانها که اساس ممیزات ملت است، متزلزل میگشت؛ پس بایستی آن علوم و فنون را ما ترجمه کنیم و در دسترس مکاتب بگذاریم و این میسر نمی شد جز بدین که اول لغات را لازم داشت. این بود که من به فکر تدوین لغت نامه افتادم”.
دهخدا با لغتنامههای قدیمی ایران همانند لغتنامه فرس به همت اسدی طوسی، شاعر و سراینده گرشاسپنامه، در قرن ۵ هجری قمری با حدود ۳۰۰۰ کلمه و برهان قاطع تالیف محمد حسین بن خلف تبریزی در قرن یازدهم با ۲۰۰۰۰ هزار کلمه آشنا بود. اما آنچه دهخدا در سر داشت به گفته خود این بود که “همه لغات فارسی زبانان تاکنون احیا و در جایی جمعآوری نشده و چه بسا لغات زیادی است که در کتب دیگر، خصوصا در اشعار آمده است که ما آنها را در اینجا [لغتنامه] نقل کردهایم.”
او با توجه به نارساییهای لغتنامههای پیشین اضافه میکند: “هزاران لغت فارسی و غیرفارسی در تداول به کار میرود که تاکنون کسی آنها را گرد نیاورده یا اگر گرد آورده به چاپ نرسانیده است. ما بسیاری از این لغات را به تدریج از حافظه، نقل و سپس آنها را الفبایی کردهایم.”
کاری را که دهخدا یک تنه آغاز کرد، تبدیل به یک موسسه و همکاری افراد بسیاری شد. به ادعای خودش در تمام مدت تدوین لغتنامه، هیچ وقفهای در کار نینداخت جز در زمان درگذشت مادرش و چند روز بیماری.
دهخدا کار لغتنامه را از ۱۲۹۵ شمسی آغاز کرده بود و با وجود آماده بودن برخی جلدها، اما عملا به چاپ نرسید. سال ۱۳۱۹ یک جلد نزدیک به پانصد صفحه در چاپخانه بانک ملی به چاپ رسید اما تا زمان تصویب مجلس دوره چهاردهم در سال ۱۳۲۴ و تصویب بودجه هیچ جلدی چاپ نشد. مجلس چهاردهم در ابتدا مبلغ بیست و پنج هزار ریال برای چاپ تخصیص داد تا لغتنامه در چاپخانه مجلس چاپ شود. موسسه دهخدا ابتدا در خانه او، سپس در سال ۱۳۳۴ به مجلس انتقال یافت. در سال ۱۳۳۶ با تصویب مجلس، موسسه دهخدا به دانشگاه تهران منتقل شد و دانشکده ادبیات عهدهدار چاپ لغتنامه شد. لغتنامه دهخدا تا سال ۱۳۵۹ به طور کامل در چاپخانه دانشگاه تهران به چاپ رسید.گفتنی است “سازمان لغتنامه دهخدا” بعدها به “موسسه لغتنامه دهخدا” تغییر نام داد. دهخدا در سال ۱۳۳۴ درگذشت.
