فرزندان من منبع عظیم شادی هستند. تعدادی از بهترین لحظات زندگی ام و لحظات کوچک شادی ام از وجود آنها ایجاد شده است. از خیلی ها شنیده ام که گفته اند، شادترین لحظات زندگی شان لحظه تولد فرزندانشان بوده است. البته، فرزندان منبع عظیمی از نگرانی، زودرنجی، هزینه، عدم آسایش و بی خوابی هم هستند. نتایج یک بررسی که روی گروهی از زنان در مورد هیجاناتی که آنها در طول روز تجربه می کنند، انجام شده است نشان میدهد آنها “مراقبت از کودک” را فقط اندکی دوست داشتنی تر از رفت وآمدهای هر روزه می دانسته اند. رضایت از زندگی زناشویی با تولد اولین فرزند کاهش می یابد و وقتی فرزندان خانه را ترک می کنند، دوباره افزایش می یابد. با وجود این من میخواستم این موضوع را که بچه دار شدن شادی نمی آورد، رد کنم. بچه دار شدن شادی لحظه به لحظه ایجاد نمی کند، بلکه نوعی شادی عمیقتر به وجود می آورد.
شادی داشتن فرزند، جزو شادی های مبهم است. این شادی ها مثل مه است. مه، شما را احاطه می کند و فضا را تغییر میدهد. اما وقتی میخواهید آنرا لمس کنید از بین میرود. شادی مبهم، از آن نوع شادی هایی است که شما میتوانید از فعالیتهایی به دست می آورید که اگر به دقت آنها را بررسی کنید، تصور می کنید که چندان شادی ای برای شما به همراه نمی آورند، در حالیکه شما را تا حدی شاد می کنند.
در هر زمانی حس منفی میتواند، حس مثبت را از بین ببرد و ممکن است فکر کنید که کاش کار دیگری انجام داده بودید. اما تجربه داشتن فرزند در من شادی مبهم عظیمی ایجاد می کند. این شادی مرا احاطه می کند ، من آنرا در همه جا میبینم، گرچه این حقیقت وجود دارد که اگر در یک لحظه خاص برآن تمرکز می کنم، تشخیص آن دشوار است.
پیش از آنکه بچه دار شوم، آنچه در مورد فرزندپروری مرا بیش از همه نگران می کرد، برگشت ناپذیری آن بود. همسر، شغل، کار، مکان زندگی و بیشتر تصمیم های بزرگ زندگی قابل تغییر است.تغییر ممکن است دشوار و دردناک باشد اما غیرممکن نیست. در حالیکه داشتن فرزند غیر قابل بازگشت است. گاهی اوقات دلم، برای آزادی و فراغت دوره ای که فرزندی نداشتم، تنگ میشود. اما هرگز از بچه دار شدن پشیمان نیستم، بلکه بیشتر نگران آن هستم که مادر خوبی باشم.
هدفم برای ماهی که به فرزندپروری اختصاص داشت، این بود که با فرزندانم مهربانتر باشم و با آنها بیشتر شوخی کنم. میخواستم در خانه فضایی آرامش بخش، شاد، و حتی مسرت بخش ایجاد کنم و میدانستم که نق زدن و فریاد کشیدن راه رسیدن به این هدف نیست. من دوست داشتم رفتارم در جایگاه یک مادر، این خوشبختی را بیشتر کند. دوست داشتم جلوی فوران ناگهانی عصبانیتم را بگیرم. دوست داشتم کمی سرزنده تر باشم. میخواستم سعی کنم از آن لحظه به بعد خاطرات شاد را حفظ کنم.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :