آیا تاکنون به این نکته توجه کرده اید که وقتی خوشحال هستید، تمام دنیا به نظرتان بهتر از آنچه که هست جلوه می کند. هیچ چیز تغییر نکرده مگر زاویه دید و نحوه برداشت شما از مسائل.
دقیقا چه چیزی موجب خوشحالی شما می شود؟ پول؟ یگ زندگی کاملا اجتماعی؟ یک شغل پردرآمد با پاداش فراوان؟ آیا هیچ وقت از این تعجب نکرده اید که چرا برندگان مسابقات فوتبال ادعا می کنند پولی که به دست آورده اند هیچ تاثیر مثبتی بر زندگی آنها ندارد و فکر می کنند که اگر صاحب ثروت بادآورده ای بودند احساس خوشبختی بیشتری می کردند؟
روانشناسان سال ها عوامل مرتبط با احساس خوشنودی را مورد مطالعه قرار داده اند و نتایج حاصل از این مطالعه بسیار شگفت انگیز است. یک تئوری این است که پیشامدهای خوب زندگی که موجب بالا رفتن سطح خوشحالی ما می شوند با هر بار تکرار کمتر از بار قبل خوشنودمان می کنند.
روانشناس آمریکایی، هری هلسون، اظهار می کند که احساس خوشبختی دارای یک سطح انطباقی است. اگر زندگی مطابق خواسته های ما نباشد، در نتیجه احساس ناخشنودی می کنیم.
اگر آنچه که انتظار رخ دادنش را داریم به وقوع بپیوندد، نه احساس خوشنودی و نه احساس ناخوشنودی می کنیم و از طرفی اگر آنچه که رخ می دهد بهتر از انتظارات ما باشد معمولا احساس خشنودی می کنیم اما هر چه پیشامدهای خوب بیشتری در زندگی مان رخ بدهد، سطح انتظاراتمان نیز به همان نسبت بالا خواهد رفت و رسیدن به احساس خوشنودی را برایمان دشوارتر خواهد کرد.
بیشتر از خود حوادث و اتفاقات زندگی این دیدگاه ما نسبت به زندگی و اتفاقات آن است که موجب خشنودی یا ناخوشنودی ما میگردند.
یک فرد خوشبین همیشه نیمه پر یک لیوان آب نصفه را می بیند و یک فرد بدبین نیمه خالی آن را.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :