اصول و فنون مددکاری فردی چیست ؟
آنچه که امروز تحت عنوان مددکاری اجتماعی در جهان مطرح میشود، عبارت است از : “فعالیت ویژه ای که برخی از موسسات رفاه اجتماعی آن را به مراجعان خود عرضه میکنند، یعنی به آنها یاری میرسانند تا با مشکلاتی که در انجام کار و وظایف اجتماعی خود روبرو میشوند، با کارایی بیشتری مقابله کنند.” مددکاری اجتماعی برای ارائه خدمات حرفه ای خود از مددکاری فردی یا کار با فرد، مددکاری گروهی یا کار با گروه مددکاری جامعه ای یا کار با جامعه استفاده می کنند.
اولین درسی که مددکاران اجتماعی یاد میگیرند و در کارآموزیها تمرین میکنند، پایبندی و اعتقاد به اصول اساسی مددکاری است. این اصول که از آغاز با استفاده از قواعد مذهبی و اخلاقی تنظیم شده بود، به مرور با اضافه شدن اصولی تکنیکی و علمی دیگری تکمیل شد و امروزه با تفاوتهای جزیی در اکثر منابع مددکاری اجتماعی مورد تایید متفکران این حرفه است. در اکثر منابع کلاسیک و جدید برای مددکاری فردی، اصولی ذکر کرده اند که احترام به آنها از ضروریات حرفه ای بودن است، آنها عبارتند از:
۱-اصل فردیت قائل شدن برای مددجو
مددجو از برخی جهات مانند سایر انسانهاست، ولی از بسیاری جهات دیگر شبیه به هیچ کس نیست و خصوصیات خاص خودش را دارد. بنابراین یک برنامه کمکی مددکاری که در مورد یک مددجو مفید است، نمیتواند برای مددجوی دیگری هم مفید باشد و باید برای مددجوی دوم برنامه ای خاص مشکل او تهیه شود.
۲-اصل پذیش مددجو بعنوان یک انسان با تمام خصوصیتی که دارد.
اولین قدم مددکار برای ارائه خدمت حرفه ای آن است که مددجو را بعنوان انسانی دارای مشکل بپذیرد. انسانی با تمام خصوصیاتی که ممکن است از نظر مددکار مثبت یا منفی باشد.
۳-اصل ایجاد رابطه ی حرفه ای دو جانبه بین مددکار و مددجو
خط ارتباطی دوجانبه – پویا بین مددکار و مددجو تنها راه ارائه خدمت مددکاری است، مبحث رابطه حرفه ای، اهمیت ویژه ای دارد.
۴-اصل رازداری حرفه ای
اصل رازداری در تمام خدمات حرفه ای مثل پزشکی، پرستاری، وکالت، مددکاری اجتماعی و خدمات تربیتی، اصل مهم و رعایت آن ضروری است. در مددکاری اجتماعی رازداری فرد مددکار تا میزان مشخصی مجاز و مورد حمایت قانون است. حدود این اصل را در کلاسها و کارورزیها متذکر میشوند و نحوه برخورد با این مشکل را نیز به دانشجویان می آموزند. در صورتی که مددجو مرتکب برخی جرائم جنایی شده باشد، مددکار باید از مددجو بخواهد تا خود را به مسئولان قضایی معرفی کند، در غیر اینصورت قرارداد حرفه ای بین مددکار و مددجو قطع میشود و مددکار در مقابل مددجو مسئولیت حرفه ای ندارد و میتواند اطلاعات خود را در اختیار مراجع قضایی قرار دهد. مخفی کردن این گونه اطلاعات از جانب مددکار میتواند پیگید قانونی داشته باشد.
۵-اصل خودشناسی مددکار، یعنی اطلاع مددکار از کمبودها و نقاط ضعف خودش
مددکار اجتماعی قبل از اینکه مددکار باشد، یکی از اعضای جامعه است. او نیز در گذشته و حال مشکلاتی داشته و یا دارد که بر رفتار او بی تاثیر نیست. البته در صورت تسلط بر آنها، میتواند اثرات نامطلوب آنها را کنترل نماید. در نتیجه باید خود را به خوبی بشناسد و بر کمبودهای عاطفی و عقده های روانی خود آگاهی داشته باشد.
۶-اصل مشارکت مددجو در فعالیتها
وقتی مددجو به موسسه یا مددکار ماجعه میکند، مشکلی دارد. او به علت عدم اطلاع از خدمات موجود در جامعه و یا به علل دیگری قادر به استفاده از امکانات موجود برای رفع مشکلش نیست، نیازمند راهنمایی و کمک است. اصل حرفه ای مشارکت، به مددکار حکم میکند که مشکل مددجو را از طریق خود مددجو حل کند. اگر مددکار اجتماعی مشکل مددجو را بگیرد و خود به تنهایی حل کند، نه تنها چندان کمکی به او نکرده است، بلکه استقلال مددجو را گرفته و او را فردی متکی به مددکار ساخته است. میزان مشارکت مددجو در مراحل ارائه خدمت بیشتر شامل تهیه برنامه کمکی و اجرای طرح درمانی میشود.
۷-اصل کنترل احساسات مددکار
گاهی میزان حساسیت مددکار نسبت به مسائلی که در جلسه مصاحبه مطرح میشود و یا اعمالی که مددجو انجام میدهد، بیش از حد طبیعی است و در صورت عدم کنترل ممکن است که باعث عصبانیت مددکار شود. اگر چنین شود بر رابطه ی حرفه ای مددکار و مددجو لطمه میزند لذا مددکار باید بتواند احساسات خود را کنترل نماید.
۸-اصل احترام به احساسات مددجو
برخی شرایط به مددجو اجازه نمیدهد تا احساسات خود را بیان کند، در نتیجه مددکار هنگام مصاحبه باید شرایطی به وجود آورد که مددجو بتواند آزادانه و بی هراس از برملا شدن مطالبش و یا بدون وحشت از مورد شماتت قرار گرفتن، احساسات خود را بیان نماید. در چنین حالتی است که مددکار میتواند تصویر واقعی مددجو را ببیند.
۹-اصل عدم پیشداوری درباره مددجو و محکوم نکردن او
مددکار هرگز قبل از دریافت اطلاعات لازم، نسبت به شخص مددجو پیشداوری نمیکند، بلکه با کسب اطلاعات لازم به تشخیص مشکل او میپردازد. بعبارت دیگر در قضاوت خود از هر گونه تعصبات قومی، مذهبی و غیره دوری میجوید تا به تشخیص صحیح دست یابد. رعایت این اصل به مددکار کمک میکند تا بتواند میزان تاثیر اعمال مددجو در بروز مشکلاتش را بهتر تشخیص دهد و البته آن هم برای مطلع کردن مددجو است تا کمکی باشد به او برای درک میزان مسئولیتش.