اندیشیدن یعنی چه؟ اگر از من می پرسید، باید بگویم که تعریف فکر کردن بسیار دشوار است. به یکی از فرهنگ های لغت که مراجعه کردم دیدم برای فکر کردن ۳۰ معنی و تعریف وجود دارد.

در میان تعاریف مختلف به نظرم سه تعریف جالب تر از بقیه رسید:

۱٫ به ذهن مراجعه کردن، مراقبه کردن، تعقل نمودن، دلیل آوردن، اندیشیدنِ ادامه دار به منظور دستیابی به یک تصمیم، درک کردن یا حل نمودن
۲٫ به ذهن آوردن، بازیابی و به خاطر آوردن
۳٫ پیش بینی کردن یا انتظار داشتن.
این سه تعریف، تا حدی تصویر جامعی درباره معنای اندیشیدن به دست می دهد. اندیشیدن در لحظه حال کردن مسئله است، به گذشته فکر کردن برای به یاد آوردن است و به آینده فکر کردن هم پیش بینی نمودن است.
البته هر سه، فعالیت مهمی هستند. زندگی ما پیوسته تحت تاثیر روشی که با آنها مسائل خود را حل و فصل می کنیم، قرار می گیرد. به خاطر آوردن برای حل مسئله بسیار اهمیت دارد، آنچه را که به یاد می آوریم، در شمار تجارت ما هستند، دانش ما را تشکیل می دهند و مشخص است اگر تجربه قبلی داشته باشید، مسائل را بهتر و راحت تر حل می کنید. پیش بینی کردن به آینده نگریستن و برنامه ریزی از قبل است. برای اینکه مسلئل را حل کنیم و یا تصمیم بگیریم، باید به نتایج آن فکر کنیم. فکر کردن به نتایج، همان پیش بینی کردن است.
بدون درگیر شدن در این بحث درباره اینکه آیا کسی که کاملاً راضی است، خوشبخت است؛ مایل ام به این نکته اشاره کنم که ما برای برطرف کردن یک نیاز، فکر می کنیم کسی که صدرصد راضی است، نیازی به فکر کردن ندارد و این کار را هم نمی کند. از آنجایی که همه ما تعاریف خودمان را درباره معنای خوشبختی داریم، در این بحث زیاد به جایی نمی رسیم. اما به اعتقاد من، کسی که فکر می کند نمی تواند به راستی خوشبخت باشد، شاید راضی باشد اما خوشبخت نمی تواند باشد. ای بی الکوت می گفت:اندیشه یعنی حیات، یعنی زندگی، زیرا کسانی که فکر نمی کنند به معنای واقعی زندگی نمی کنند. فکر کردن است که انسان را می سازد.

اندیشیدن واضح و موثّر بزرگ ترین سرمایه هر انسانی است. به ما پیوسته خاطر نشان می سازند که یکی از امتیازات انسان بر حیوان، توانایی انسان در فکر کردن است. اغلب حیوانات می توانند از خودشان مراقبتکنند و این کار را با کارایی تمام انجام می دهند. اغلب حیوانات روی زمین بهتر و سریع تر از انسان حرکت می کنند. در دریا و در هوا هم بهتر حرکت می کنند. بعضی از آنها بیش از انسان عمر می کنند و از انسان قوی تر هستندو تنها توانایی انسان در اندیشیدن است که انسان را از سایر حیوانات مجزا می کند.
متاسفانه جمع کثیری از مردم به این مهم توجه ندارند. در نظرشان فکر کردن چیزی است که خود به خود صورت خارجی پیدا می کند و بنابر این وقتی را صرف تمرین کردن آن نمی کنند. متاسفانه این دور باطلی ایجاد می کند که همه ما درباره اش شنیده ایم. اگر شما درباره تمرین فکر کردن کوتاهی کنید، اگر به درستی و به روشنی فکر نکنید، امکانش هست که از آن اطلاعی نداشته باشید زیرا هرگز به آن فکر نمی کنید و اگر به این حقیقت توجه نداشته باشید که به طور موثر فکر نمی کنید، هرگز به ذهن تان خطور نمی کند که کاری در این خصوص باید انجام دهید. آیا متوجه این دور باطل و این چرخه معیوب شدید؟

هنر فکر کردن موثّر

فکر کردن موثّر یک هنر است و هنر هم باید با تمرین و با استفاده کردن از آن زنده بماند. از این حیث می بینیم که فکر کردن با نقاشی کردن یا موسیقی نواختن تفاوتی ندارد. جرج برنارد شاو زمانی با مراجعهبه خودش گفت: به ندرت کسانی پیدا می شوند که سالی بیش از یک بار یا دوبار فکر کنند. من با هفته ای یک یا دو بار فکر کردن، در سطح جهان معروف شده ام. متاسفانه باید با نظر برنارد شاو موافقت کنم. کاری به یک یا دو بار فکر کردن در هفته ندارم. من از امتیاز آشنایی مستقیم با برنارد شاو محروم بودن، اما این را می دانم که به ندرت به اشخاصی بر می خوریم که به طور موثّر و شفاف فکر کنند.
در بسیاری از مواقع اندیشیدن ها درست نیست. البته این از اصلاً نیندیشیدن بهتر است، اما چیز خوبی هم نیست. وقتی بدانیم که درست نمی اندیشیم، می توانیم صحیح آن را پیدا کنیم و اقدامی اصلاحی صورت بدهیم. در این فصل و در فصل بعد به طور مفصل در این خصوص صحبت کرده ام.
یکی از دلایل نیندیشیدن عصر و دورانی است که در آن زندگی می کنیم. بسیاری از مردم دست کم روزانه یک سره اوقات خود را صرف کار های روزمره و پیش پا افتاده ای می کنند که اصولاً نیازی به فکر کردن ندارد. و یا اینکه دست کم فکر می کنند خیلی نیازی وجود ندارد. بخش قابل ملاحظه ای از اوقات این اشخاص هم رو به روی تلوزیون تلف می شوند. در این کار نیز به فکر کردن وجود ندارد. بسیاری اشخاص ساعاتی از اوقات فراغت خود را به سینما می روند. فیلمی را تماشا می کنند و بعد وقتی بیرون می آیند، احتمالاً زمان خواندن روزنامه- بخش ورزش برای مردان و بخش مد و آگهی های تجارتی برای زنان- فرا می رسد و کمی بعد هم باید بخوابند.

خوب در این باره چه می توانیم بکنیم؟ من نمی گویم تماشای تلوزیون را تحریم کنید، نمی گویم به سینما نروید و یا روزنامه نخوانید. فکر نمی کنو بدون اینها هم در شرایط مطلوبی به سر ببریم. به جای آن من به اهمیّت فکر کردن تاکید می کنم و معتقدم که وقتی را باید صرف فکر کردن بکنیم. بله من می گویم وقتی را صرف فکر کردن بکنید. آیا فکر نمی کنید توانایی فکر کردن موثّر، دست کم شایسته آن است که به آن فرصتی به اندازه خواندن روزنامه ها بدهیم؟

من فکر می کنم این گونه است.

به خاطر داشته باشید که استفاده از مغز بیش از زنده نگه داشتن آن انرژی می خواهد. بنابر این از استفاده کردن از آن نترسید. زندگی در حکم مبارزه یاران است، چرا مسلّح در این مبارزه حرکت نکنیم؟ سعی کنید از عالی ترین مکانیزمی که در اختیار دارید- یعنی مغزتان- استفاده کنید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :