مسئولیت پذیر باشید

در این روش یاد می گیرید نه تنها مظلوم نباشید، بلکه ارتباط مؤثری را با دیگران آغاز کنید. ما اغلب سعی می کنیم به هر قیمتی شده از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم اما باید ترفندهایی را که به این منظور به کار می بریم بشناسیم . مثلاً سعی می کنیم اعمال خودمان را انکار کنیم . روزی یکی از دوستانم که بازرس پلیس بود برایم تعریف کرد که چطور یک جنایتکار را به جرم قتل مورد محاکمه قرار داده بودند. قاتل طی جلسات دادگاه ادعا می کرد: « اون خودش افتاد روی چاقوی من، باور کنید راست می گم » او نوزده بار این جمله را تکرار کرده بود. قبول مسئولیت اعمال و رفتار و تصمیماتی که اتخاذ می کنیم از جمله دشوارترین درسهای زندگی است. سرزنش کردن “دیگران” به خاطر افکار، باورها و عملکردهای ما کار آسانی است . پس از حادثۀ اخیر در یکی از جاده ها که طی آن عده زیادی از مردم جان سپردند برخی از بازماندگان حادثه با شبکه های تلویزیونی مصاحبه کردند. مردی می گفت:« همه جا را مه گرفته بود » پس یعنی این مه بود که باعث شد مردم با هم تصادف کنند؟ آیا واقعیت این نبود که مردم با سرعت زیاد و فواصل خیلی کم از یکدیگر رانندگی می کردند؟

احساس خود را انتخاب کنید

آیا ما خود را در قبال احساساتمان مسئول می دانیم؟ وقتی عاشق می شویم، از داشتن آن همه افکار لطیف و رویایی غرق لذت می شویم. اما وقتی افکار ناخوشایندی داریم به آنها بی اعتنایی می کنیم و خود را مسئول احساسی که اینگونه افکار در ذهنمان ایجاد می کنند نمی دانیم. چقدر راحت. اگر خود را با نوعی درون نگری منفی مورد سرزنش قرار می دهید و در جایگاه قربانی می گذارید ، اولین قدم برای رهایی از آن ، آگاهی از وجود آن است. سپس در همین حال که این افکار مخرب به ذهنتان راه می یابند، شکارشان کنید. تمرینهای آخر همین فصل در خصوص پرورش مهارتها می توانند در این زمینه به شما کمک کنند. آمیزه ای از اندیشمندی یعنی آگاه بودن از افکار و تجسمات درونی و آمادگی برای دست و پنجه نرم کردن با آنها می تواند ما را از چرخه قربانی بودن برهاند.

دیدگاه خود را گسترش دهید

نظاره کردن دنیا با دوربین کوچک یک زیردریایی، آن هم در حالی که در محفظۀ کوچک و در حالی که در محفظۀ کوچک و دربستۀ زیردریایی نشسته اید، کار بسیار آسانی است! تصور کنید این زیر دریایی خودتان هستید و چشمانتان همان دوربین کوچکی است که با آن وقایع سطح آب را می نگرید. اگر مدت طولانی به این کار ادامه دهید کم کم به جایی می رسید که متوجه نمی شوید این روزنه ها چقدر محدودند و برداشتهای شما از جهان چقدر مصنوعی شده اند. طولی نمی کشد که دنیا را فقط از همین دریچه کوچک خود نظاره می کنید، دنیایی که هر روز ترسناک تر می شود زیرا شما قادر نیستید معنی آنچه را که می بینید بفهمید. آنگاه این ترس موجب می شود تا با هر چیزی که برایتان ناآشناست دشمن شوید- و همین ترس و دشمنی ، چرخه ظالم و مظلوم را به حرکت در می آورد.چشمهایتان را باز کنید و سعی کنید تا جایی که می توانید تأثیرات وسیع دنیا را به سمت خود جذب کنید. آنگاه از قدرت و پیچیدگی آن لذت ببرید.

من ِ درونیتان را با منافع خود همسو کنید

کسی را می شناسم که مدیر یک سازمان غیرانتفاعی است. بیشتر همتایانش او را فردی خود بزرگ بین، قدرت طلب و متقلب می پندارند. اما حقیقت این است که او ویژگیهای زیادی دارد که باید به خاطر آنها به خود ببالد. او در خانواده ای نسبتاً محروم و در یک کشور فقیر بزرگ شده است و پس از سالها کار و تلاش، اکنون در رأس یک سازمان برجسته قرار دارد و تلاشهای مستمر او بارها و بارها باعث رشد و توسعه هر چه بیشتر کارمندان و میزان نقدینگی سازمان شده است؛ پس شایستگی تحسین را دارد. او این حق را به دست آورده که خویشتن مغروری داشته باشد. اما همین خویشتن مغرور به او اجازه نمی دهد که به راحتی آنچه را که برای دیگران واضح و عیان است ببیند. این مرد واقعاً با این معضل دست به گریبان است . من خودم بارها دیده ام که صحبت کسی را قطع کرده فقط به خاطر اینکه با فرد مهمتری مواجه شده است. زبان رفتاری او توأم با نوعی غرور و خود بزرگبینی است به گونه ای که رفتار او را آزاردهنده و حتی اهانت آمیز جلوه می دهد. همین امر موجب شده که به تدریج زمزمه هایی علیه او شنیده شود. صحبتهای بسیاری در مورد تکبر و نقطه ضعفهای او وجود دارد. این باعث شده کسی ادعاهائی را که او از دستاوردهایش عنوان می کند باور نکند. او قربانی خویشتن خود است. خویشتنی که نیروی لازم را برای رسیدن به این نقطه به او داده و حالا باید فروتنی و تواضع را بیاموزد، همان ویژگی شخصیتی که مختص تمام انسانهای بزرگ است.

تمرکز کنید

وقتی اتوموبیلتان درست در همان موقعی که به آن احتیاج داریم از کار می افتد به راحتی می توانیم به آن لگد بزنیم یا از بهره ای که روی کارت اعتباریمان می کشند عصبانی شویم چون نتوانسته ایم آن را به موقع پرداخت کنیم، یا چون نمی خواهیم زحمت استفاده از آچار پیچ گوشتی را به خود بدهیم یک پیچ سالم را ضایع می کنیم. موارد بسیاری از چرخه های ظالم/ مظلوم از بی دقتی ما نشأت می گیرند. در واقع از بی توجهی ما نسبت به کاری که انجام می دهیم و نسبت به نحوه انجام آن کار.کمی صرف وقت برای تعمیر اتوموبیل، توجه به پرداخت به موقع صورت حساب ، تمرکز لازم روی کاری که انجام می دهیم و فکر نکردن به خیلی چیزهای بی ربط دیگر. همه اینها کارهای ساده ای هستند، اموری واضح و بدیهی که می توانند مانع از نارضایتی و شکست ما شوند.

خودتان را خیلی جدی نگیرید

در یک مقیاس بزرگ، خیلی از شکستهای فردی ما خیلی مهم نیستند و می توان شرط بست که بیشتر این خود شما هستید که مسئول شکستهایتان هستید نه کسانی که در پیرامونتان هستند. پس سعی کنید شما هم با دیگران بخندید و به خودتان بخندید. خیلی چیزها وجود دارد که باید جدی گرفته شوند. مثل فقر، جنایت، سوءاستفاده از کودکان، شکنجه زندانیان و تخریب محیط زیست . اینها مسائلی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند، مسائلی که قربانیانی واقعی بر جای می گذارند. به خودتان بخندید و بیشتر به چیزهایی توجه کنید که واقعاً مهم هستند- این همان راهی است که نمی گذارد خودتان را تبدیل به یک قربانی کنید. به قول هنرپیشه ای به نام اتل بری مور: روزی که برای اولین بار از عمق دل به خودتان بخندید ، بالغ شده اید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :