گوش دادن چه اهمیتی دارد ؟
گوش دادن یعنی چه؟ این دیگر چه سؤالی است؟ حتماً شوخی می کنید! گوش دادن همان کاری است که ما همیشه انجام می دهیم! مثل گوش دادن به رادیو، گوش دادن به تلویزیون، گوش دادن به حرفهای فرزندانمان، همین طور گوش دادن به حرفهای همسران، والدین، رؤسا، مشتریان و همکاران . ما تمام زندگی خود را صرف گوش دادن می کنیم اما آیا واقعاً همین طور است ؟
من فکر می کنم این طور باشد. چون معمولاً زمان زیادی را صرف سر و سامان دادن به دردسرهای ایجاد شده توسط کسانی می کنیم که درست وقتی باید گوش کنند حواسشان جای دیگری است. پس در طول مدتی که تظاهر به شنیدن می کنند واقعاً مشغول چه کاری هستند؟ حالا به شما می گویم چه کار می کنند. آنها صرفاً به این فکر می کنند که وقتی نوبت صحبت کردن آنها برسد، چه بگویند؛ یا به ناهار فکر می کنند؛ به یاد کاری می افتند که باید قبل از تعطیلات آخر هفته انجام دهند. البته آنچه را که به آنها گفته می شود می شنوند اما در واقع به آن توجه نمی کنند و چون واقعاً توجه نمی کنند، فرد مقابل کم کم احساس سرخوردگی می کند؛ پس تلاش بیشتری می کند تا نقطه نظر خود را واضح تر بگوید و همین موجب می شود فردی که ملزم به گوش سپردن است از این همه حرف خسته شود و لذا هر یک از آن دو بیشتر روی این امر تمرکز می کند که وقتی نوبتش رسید چه بگوید، چون فردی که در حال صحبت کردن است احساس می کند کم کم نوبت نفر بعدی خواهد رسید ، باز هم ناامیدتر می شود… حتماً می دانید که بعد چه اتفاقی می افتد.
واقعاً چرا گوش دادن و توجه کردن این قدر برای مردم مشکل است؟ شاید به خاطر این است که ما این روزها آنقدر گرفتار تشویش و سردرگمی هستیم که به طور ناخودآگاه بسیاری از گفته های دیگران را درست نمی شنویم. ترس امروزی ما از سکوت، بدین معناست که ما کم کم انضباط و مهارت لازم را برای توجه کامل به دیگران از دست می دهیم
چرا گوش دادن مهم است؟
اگر واقعاً گوش کنید، نتایج جالبی کسب خواهید کرد. بدین معنا که هرگاه شما واقعاً به حرفهای کسی گوش می دهید، این تجربه به قدری برای مخاطب بدیع و ویژه خواهد بود که منجر به یک عمر دوستی بین شما خواهدشد. من خودم این را تجربه کرده ام . زمانی که مشغول نوشتن این کتاب بودم نامه ای از فردی در امریکا دریافت کردم، از کسی که دو سال قبل صحبتی با هم داشتیم. او می خواست از این طریق بار دیگر آن گفتگو را تداعی کند و به من بگوید که آن مکالمه چقدر برایش مفید بوده است. فکر می کنید من چه کار کرده بودم که سزاوار چنین نامه ای باشم ؟ بله، من فقط به حرفهای او گوش کرده بودم.
یکی از همکاران این نکته را به طرز جالبی بیان کرد.(حمل بر تظاهر نشود ، من معمولاً در نوشته هایم اشاره ای به قدر دانی ها نمی کنم . اما این بار موقع شناسی او به قدری درست بود که نتوانستم در مقابلش مقاومت کنم. شاید موقع شناسی هم یکی دیگر از مهارتهای ارتباطی باشد) او وقتی برای اولین بار با موضوع مهارت شنیداری آشنا شد فکر نمی کرد این مهارت بتواند آن طور که ادعا می کنیم قدرت زیادی داشته باشد. اما یک روز بعد از ظهر که جلسه ای داشت در حالی که هنوز نیم ساعت به شروع جلسه مانده بود، تصمیم گرفت این مهارت را آزمایش کند.
به همین منظور ، وارد یک رستوران شد، پشت میز بار نشست و شروع به گفتگو با یکی از مشتریان کرد. او به دقت به حرفهای طرف مقابل گوش می کرد و خودش چیزی نمی گفت و فقط سعی داشت آنچه را که طرف مقابل می گوید خلاصه کرده و با تعبیری دیگر به خودش بازگرداند، یعنی به همان مهارتهای شنیدن فعال که لحظه ای بعد برایتان شرح خواهم داد عمل می کرد. وقتی بالاخره بلند شد که برود ، فرد مخاطب گفت:« متشکرم . سالها بود که چنین گفت و گوی جالبی با کسی نداشتم!»همان طور که می بینید کالین چیزی بیش از آنچه را که شنیده بود نگفت و این به شمه می گوید چقدر برای مردم مهم است که احساس کنند کسی به حرفهایشان گوش می دهد.
چرا این موضوع این قدر اهمیت دارد؟ برای اینکه این روزها کمتر پیش می آید که کسی به حرفهای دیگری گوش کند و چون مردم احساس می کنند که دیگران به حرفهایشان گوش نمی دهند لذا سعی می کنند برای ابراز موجودیت خود به راههای دیگری روی آورند. بچه ها دیوارها را خط خطی می کنند، بزرگسالان مشروبات الکلی مصرف می کنند، مدیران ناراضی شروع به شایعه پراکنی و گوشه و کنایه زدن می کنند و سیاستمداران فتنه جو طرفداران خود را تحریک می کنند که شورش کنند یا تظاهرات راه بیندازند. عدم تمایل به شنیدن و شنیده شدن، ریشه بسیاری از نارضایتی های عصر جدید است.
وقتی مردم ببینند که کسی به حرفهایشان گوش میدهد، احساس می کنند کسی هستند و وجود دارند . طرز تفکر و احساسشان برای دیگران مهم است یا خودشان افراد مهمی هستند. وقتی مردم احساس کنند که مهم هستند(البته نه به شکل کاذب و اغراق آمیز، چون خود این امر می تواند باعث مشکلات عدیده دیگری شود بلکه آن قدر مهم که ارزش توجه را داشته باشند) آن گاه احساس مسئولیت می کنند و مسئولانه عمل می کنند به همین دلیل است که شنیدن ، اهمیت به سزایی دارد.