چگونه میتوانيم يك برنامهريزی استراتژيك داشته باشيم؟
آينده را اگر ما نسازيم، ديگران برای ما خواهند ساخت. بهتر آن است که خود از معماران آينده باشيم.
(استفن. جی. هاينز)
برنامهريزی مهمترين امر مديريت و تغيير ورمز اساسي پیروزی است؛ تا آنجا كه ميگويند: اگر نخواهيم چيزی را تغيير دهيم چرا زحمت برنامهريزی را به جان بخريم؟
در سالهای دهه ۱۹۸۰شاهد تكوين استراتژیهای گسترده در زمينههايی چون مديريت كيفيت جامع، تفويض اختيار، فعاليت تيمهای كاری خودمختار، رهبری الهاميافته از ايدهآل، خدمت به مشتری، استفاده از اهرم سرمايهگذاری، تنوع در توليد و صرفهجويي در هزينهها بوديم.
امروزه تقريباً يك دهه بعد، در سالهای ۱۹۹۰، استراتژیهای نوتر شامل عوامل زير شده است:
– انعطاف پذيری و فرصتجويی در دستيابی به كيفيت برتر
-طرح ريزی مجدد فرآيند انجام كار
– تسريع در توليد محصول نو
– رعايت ملاحظات زيستمحيطی در توليد محصول
– توليد سفارش به صورت انبوه
مجموعه اين عوامل الگوی مناسبی برای تجسم اهداف استراتژيك عرضه میكنند. جالب است كه تلاشگران اين عرصه اعتقاد دارند كه حتی نقش برنامهريزی و مديريت سلامت و كارآ، برتر از نقش پول میباشد.
در دهه ۱۹۹۰ مشكلات اعتباری چنان اهميتي يافت كه در يادها خواهد ماند. اما طرفداران و مناديان برنامهريزی برای پول نقش فائقه قائل نيستند. آنها جسورانه مدعي مقابله با همه مشكلات از جمله مشكلات اعتباریاندو ميگويند اگرواقعاً پول مايه اصلي موفقيت است پس چرا جاپان و آلمان، مغلوبشدگان جنگ جهاني توانستند از ميان خاكسترهای جنگ سرافراز بدرآيند.
واقعاً در حال حاضر، این دو کشور، بزرگترین افتخاررا در عرصۀ اقتصادی در سطح جهان کمایی کرده اند. البته پیشرفت وانکشاف وتغییر وتحول در یک کشور، بستگی به ان دارد که رهبران آنچنین کشورها ،چگونه باید در راه پی ریزی برنامه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شان، تصمیم بگیرند و به ویژه برای تحکیم پایه های اقتصادی شان، برنامه ریزی نمایند ودر راه تحقق آن، شجاعانه عمل نمایند.
با توجه به اصول اوليه ذيل هر سازمانی میتواند به نحو موفق و مفيد از مزيتهای برنامه ريزی بهرهمند گردد:
اول، برنامهريزی جزء لاينفك مديريت و رهبری است و نمیتوان آن را به صورت فعاليت مستقل و يا امري متداول انجام داد و سپس به كنار نهاد. برنامهريزي بايد بخشي از يك نظام جامع استراتژيك باشد با هدف هدايت و راهنمايی فعاليتهای حرفهای و روزمره زندگی شما تا بتوانيد به مقصود و ايدهآل تان دست يابيد.
دوم، معمولاً افراد آنچه را خود در ساختناش سهيم هستند، بيشتر حمايت میكنند، از اين رو در قلمرو فعاليتهای مديريت و رهبري كه برنامهريزی استراتژيك نيز بخشی از آن محسوب میشود میبايست دخالت و مشاركت پيوسته كليه كاركنان در سطوح مختلف سازماني تضمين گردد، چرا كه تهيه برنامه در واقع حساسترين دستور كار يك سازمان در جهت ايجاد تغيير ميباشد، در غير اين صورت حتي برنامههاي خوب هم هرگز امكان اجرا نخواهند يافت. امروزه تنها امتيازی كه يك سازمان را در طولانيمدت در مقابل ساير سازمانهاي مشابه شاخص مينمايد داشتن يك «روش مديريت» مخصوص خود است. مديران اجرايی و مسئولان هر سازمان بايد بتوانند به طور فعال با مشاركت دادن كاركنان خود ايدهها، مهارتها و انگيزههاي آنان را به شيوههای موفق وموثر، شكوفا سازند.
سوم: تفكر صحيح سيستمی (انديشيدن معكوس) با تصور و تبيين آينده ايدهآل سازمان شروع ميشود و سپس با گذاری معكوس از مراحل استراتژيك، آن ايدهآل را به واقعيت مبدل میكند. چنين توجه و تأثيری بر حصول نتيجه مورد علاقه وجه تمايز برنامهريزی استراتژيك از ساير روشهای برنامهريزی است.
بخش اول: برنامهريزی برای برنامهريزی كردن.
در اين بخش بايستي با آموزش و سازماندهی به كاركنان سازمان آموخت كه ما بايد معلمان آينده باشيم نه مدافعان زوال. اين آماده شدن قبل از شروع برنامهريزی يعنی برنامهريزی براي برنامهريزی كردن را قدم اول ميناميم. در واقع اين مرحله يعني آموزش و سازماندهی است كه موفقيت برنامهريزی شما را حتي پيش از اقدام به تهيه برنامهريزی استراتژيك تضمين میكند.
بخش دوم: تهيه برنامه استراتژيك
اگر هميشه همان كاری را كه انجام دادهايد تكرار كنيد، هميشه همان را به دست خواهيد آورد كه تاكنون به دست آورده.
در اين بخش بايستی شما تصوري از آينده ايدهآل داشته باشيد كه برای رسيدن به آينده ايدهآل لازم است آينده ايدهآل را برای خود خلق كنيد.
وقتي به قدر كافي به تصوير آينده ايدهآل خود فكر كرديد میتوانيد نظرات خود را با گروه كوچك 4 الي ۵ نفره و يا مستقيماً با تيم اصلي برنامهريزي در ميان بگذاريد. هدف از انجام اين مهم دستيابي به اتفاق نظر در مورد تبيين آينده ايدهآل است. اغلب لازم است كه ابتدا نكات و نظرات مقبول گروه را تك تك روی كاغذ بياوريد و سپس به تبيين نهايی تصوير خود كه كوتاه، مثبت و الهامبخش است مبادرت ورزيد.