مجیب مهرداد در کمتر از یک دهه، چهار دفتر شعر نشر کرده است که در ادبیات شعری معاصر افغانستان، از نظر کمیت کار و از نظر کیفیت شعری چشم‌گیر و قابل تأمل است. مهرداد از چهره‌های شاخص شعر معاصر ماست که کارنامۀ ادبی نسبتاً مختص به خود را دارد.
با روی‌کار آمدن نظام سیاسی کنونی، نسل ما وارد حوزۀ جدید کار ادبی شد. نسلی که کودکی و نوجوانی‌اش در جنگ سپری شده بود، در دورۀ جنگ پرورده شده بود، خسته‌گی جنگ و خشونت را در وجودش حس می‌کرد و از دل این خشونت‌ها با دل‌خوشی‌های نسبتاً آرمان‌گرایانه‌یی بیرون آمدند که جدی‌ترین دل‌خوشی‌شان آزادی‌های فردی بوده است.
شاید اشخاصی در میان نسل ما باشند که نسبت به کارهای هنری‌شان دچار خوش‌بینی کاذب شده باشند و خود را در جایگاه مطلوب ادبی تصور کرده باشند. اما من بر این باورم که نسل ما در مرحلۀ ورود به کار ادبی نسبتاً جدی قرار دارد؛ به این معنا که فعالیت‌های ادبی ما تا کنون جنبۀ ذوقی داشته است و دل‌خوشی ما هم این بوده که مردم ما را شاعر و نویسنده خطاب می‌کنند.
برای این‌که شاعر و نویسنده از مرحله خودشیفته‌گی و ذوق‌زده‌گی عبور کند، نیاز است تا کار ادبی را به عنوان مسؤولیتی انسانی و هستی‌شناسانه در نظر بگیرد و با شاعری و نویسنده‌گی به طور جدی درگیر شود. لازمۀ کار هنری ماندن، توقف‌کردن و ایستاده‌گی در عرصۀ ادبیات است. نسل ما در چنین مرحله‌یی قرار دارد؛ یعنی مرحلۀ تثبیت.
تصور من این است که در آینده اشخاصی از نسل ما از عرصۀ کار ادبی بیرون خواهند رفت و موقعیت مدیران برگزاری برنامه‌های ادبی را خواهند گرفت. مهرداد و هر کدام‌ از ما، با وصف تمامی کارهایی که تا کنون انجام داده ایم اما هنوز هم در مرحلۀ ذوق¬ و شیفته‌گی کار ادبی قرار داریم. متأسفانه، بی‌ثباتی سیاسی و شرایط وخیم اجتماعی در افغانستان سبب شده تا شاعران و نویسنده‌گان ما نتوانند وارد حوزۀ جدی کار ادبی شوند.
خواستم با این مقدمه چینی موقعیت کلی نسل‌مان را بشکافم و بگویم که با وصف کارهای که انجام داده ایم، در صورتی که شاعر و نویسنده‌یی از نسل ما نتواند به کارش ادامه دهد و در یک ایستگاه توقف کند، کارهایی هم که انجام داده چندان در حافظۀ نقد و تاریخ ادبیات نخواهد ماند.
در این خوانش به مقالۀ «بیان عینی و بیان ذهنی در شعر» از یامان حکمت که در کتاب مواجهه با متن، دربارۀ شعرهای مجیب مهرداد نوشته شده است، نظر داشته ام. خواننده‌های این نوشته را به آن مقاله نیز ارجاع می‌دهم؛ زیرا نقد و نظر لازم دربارۀ چشم‌انداز عینی و ذهنی شعر مهرداد در آن ارایه شده است.
شعر مناسبتی است که بین شاعر و زبان و جهانش اتفاق می‌افتد و چشم‌اندازی می‌دهد از نگرانی هستی‌شناسانۀ هنری انسان ـ شاعر از درجهان‌بوده‌گی. این درجهان‌بوده‌گی، در بودش مناسبتی است؛ مناسبتی که همه چیز را در گفت‌وگو و مکالمه باهم، فهمی از جهان‌بودن را ارایه می‌کند.
شعرهای این دفتر از نظر مناسبات بینامتنی بیشتر به زبان و دیدگاه شعرهای دهۀ شصت و هفتاد شعر افغانستان ارتباط دارد؛ زیرا رویکرد شعرهای این دو دهه، بیشتر نمادین و قهرمان‌پرور است.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :