غذای روح چیست؟
شاید افرادی را بشناسید که در امر تغذیه از رژیم سختی پیروی میکنند ولی بااینوجود، دچار انواع بیماریها میشوند و یا آر تریپ و روم مفاصل و غیره پیداکردهاند.
درباره غذاهای روحی نیز این مثال مصداق دارد و بین این دو تجانسی آشکار وجود دارد. به عبارتی، طرز عادات و نحوه تفکر ماست که غذا و یا بهتر بگوییم سوخت روحی ما را فراهم میسازد و جریان حیات ما را تداوم میبخشد. اگر شیوه اندیشیدن ما بهسوی ترس و نگرانی گرایش یابد، در این صورتغذای روحی ما یاس و ناامیدی و شکست و محکومیت و بیماری و فقر خواهد بود.
همه موجودات انسانی برای زنده ماندن نیاز به غذا خوردن دارند، چنانکه میدانیم بدون خوردوخوراک امکان حیات از بین میرود. پژوهشهای علمی این نکته را به ثبوت رسانده که دنیای جانداران وابستگی و تعلق شدیدی به این اصل پیدا میکند. مثال ساده آنکه جانوران از زیستن در نقاطی که فاقد امکانات تغذیه است خودداری کرده و به مناطق دیگر کوچ میکنند.
شگفت آنکه بدبختی و استیصال و فقر و درماندگی نیز غذاها و خوراکیهای خاص خود دارد که افکار منفی تأمینکننده و فراهم سازنده آن است.
آدمی میوه و ثمره غذای روح خویش است
عملاً انسان همان است که وارد روح خود میسازد. بهعنوانمثال اگر مائدهای که به روح خود میدهیم آسمانی و آمیخته با عشق، و نیکدلی و صفا و خوشبینی باشد، نتیجه اس تندرستی و موفقیت و بهروزی خواهد بود. پس مراقب باشید که غذای روحی خود را با دقت انتخاب کنید. و تنها آن غذاهایی را بدهید که سالم و مثبت باشند، دران صورت است که میتوانید مطمئن باشید نتایج مثبت آن را در زندگی خود شاهد خواهید گشت و هستیتان با خوشبختی قرین خواهد بود.
عکس قضیه نیز صادق است. کینه و بخل و حسد و دشمنی را میتوان از مواد زیانآور قلمداد کرد که مصرف و جذب آنها باعث اختلال هم در جسم و هم در روح خواهد شد. با داشتن روحیه منفی هرگز به موفقیت دست نخواهید یافت. استفاده از چنین غذای روحی که تا این اندازه مضر و خطرناک است، طبعاً سلامتی انسان را مختل میکند و او را آماده پذیرش انواع بیماریهای روانتنی میسازد.
اگر غذای شخص با عشق و مهربانی و شادمانی همراه شود، دران صورت است که تندرستی و شادابی و طراوت با خود خواهد داشت و آنگاه نانی که میخورید از مواد مسمومکننده بری خواهد شد.
همانطور که ما به غذای روزانه احتیاج داریم، به غذای روح نیز محتاجیم. در این مورد به آنچه روزانه وارد روح میشود نباید اکتفا کنیم. وقایع خارجی در احیا و تروتازه ساختن غذای روحی تأثیری نخواهند داشت مگر اینکه آنها را با حقایق آسمانی بیامیزیم و در سر جای دهیم و روح را با عشق او سرشار کنیم تا راه خود را در کشاکش حیات بیابیم و از تیرگیها به درآییم و شاهد معجزاتی شگرف در زندگی خود باشیم.