سازگاری زنان
خانم ها نمی خواهند برجسته به نظر آیند، ترجیح می دهند چنان با اوضاع موجود سازگار شوند که اصلا به نظر نیایند. مرتکب این اشتباه می شوند که خیال میکنند از طریق مخفی ماندن می توان به هدف رسید. شعار آنها این است: هرگز آفتابی نشو! می کوشند به صورت دخترانی متواضع و سر به راه باقی بمانند و هنگامی که کسی به این دلیل از آنها سپاسگذاری نمی کند، گیج و سردرگم می شوند.
خانم ها باید بیاموزند که مخفیانه جویای سپاس نباشند بلکه در ازای لطفی که میکنند انتظار لطفی متقابل داشته باشند. آنها فداکاری می کنند و می پندارند که دیگران مدیون ایشان اند وسرانجام دین خود را ادا خواهند کرد. اما معمولا چنین نمی شود. خانم ها باید قبلا تکلیف شان را در این باره روشن کنند که آیا در حق کسی لطف می کنند چون بدون انکه توقع لطف متقابل داشته باشند، می خواهند چیزی به او هدیه دهند یا اینکه در ازای لطف شان خواهان سپاسگذاری و قدردانی هستند. فقط در این صورت است که می توانند موفقیت را بدرستی ارزیابی کنند.
بزرگترین مانعی که خانم ها باید از سر راه خود بردارند آن است که بخواهند محبوب همگان باشند، زیرا در ازای این درخواست اعتماد به نفس، استقلال و توان خود را واگذار می کنند و به جای آنکه خود را بازیابند، هر چه بیشتر از خود بیگانه می شوند. اگر کسی از آنها خوشش بیاید باورشان نمی شود. واقعا توقع ندارند کسی به انها احترام بگذارد و تا هنگامیکه به جای تکیه بر خواسته ها و اندیشه های خود به افکار دیگران تکیه کنند، وضع به همین منوال خواهد ماند.
زنانی که با خود در صلح هستند، میان توقعات خویش و انتظارات اطرافیانشان تعادلی برقرار ساخته اند. آنها اهل خطر کردن هستند. توجه خویش را به راهشان معطوف می دارند بدون آنکه مسخ افکار و عقاید دیگران شوند. مهم آن است که توانایی، شایستگی و استعداد هدفمند خویش را باور دارند.
متاسفانه کمتر زنی در راستای کسب استقلال گام برمی دارد. بیشتر زنان اسیر الگوهای قدیمی اند. به جای آنکه از زندگی لذت ببرند، ترجیح می دهند دخترانی سربه راه باشند. دلهره از تنبیه شدن بابت گستاخی و نقض قواعد قراردادی در ذهن بیشتر خانم ها وجود دارد. به خود می گویند: بقیه درباره ام چه فکری می کنند؟ چه رفتاری خواهند داشت؟ آیا ممکن است از دختر بد خوششان بیاید.؟
خانم ها گرفتار سربه راهی خود هستند. بدین سبب از بسیاری از لذت های زندگی محروم مانده اند و به ندرت به آنچه واقعا می خواهند دست می یابند. علت این محرومیت در گذشته دور نهفته است.
شیوه بارآمدن کودک تاثیر به سزایی بر رفتار آینده او می گذارد و طریق بزرگ شدن دختران و پسران تفاوت فاحشی با یکدیگر دارد. در سی سال اخیر دو اسلوب توضیحی روانشناختی ساخته و پرداخته شده که علل پیدایش و تثبیت سرکوب خویشتن را روشن می سازد. این دو اسلوب نشان می دهد که چرا خانم ها در موقعیت های نامطلوب قرار می گیرند.
درماندگی اکتسابی ، مفهومی بنیادی برای درک کشمکش های زنانه است. دشواری های روحی از قبیل افسردگی و اضطراب را می توان به صورت واکنش های درماندگی توضیح داد. مردم فقط بدین دلیل مانند درمانده ها واکنش نشان می دهند که باور دارند از پس دشواری های زندگی برنمی آیند.
مفهوم پیشگویی پیش آورنده، بدین معنی است که چون انتظار معینی وجود دارد، رخداد متناظر با آن اتفاق می افتد. تعریف دقیق پیش گویی پیش آورنده این است: چنانچه انتظاری در مورد رویدادی در آینده داشته باشیم، احتمال آنکه در موقعیت های واقعی مربوط به آینده، برای چنان رویدادی آمادگی داشته باشیم، افزایش می یابد. این فرایند عمدتا ناخودآگاهانه صورت می گیرد.
درماندگی اکتسابی و پیشگویی پیش آورنده در هم می آمیزند و یکدیگر را تکمیل می کنند. زنی که باور دارد از لحاظ فنی بی استعداد است ممکن است این نظر را از دوران کودکی کسب کرده و پذیرفته باشد. برخی از زنان بر پایه تجربه های خود تصور میکنند که نمی توانند با تکیه بر قوای خویش به نتیجه مورد نظرشان برسند و به یاری دیگران یا بخت و اقبال چشم می دوزند. آنها شایستگی خود را باور ندارند و تحت تاثیر الگوهای وابستگی فقط یک راه برایشان می ماند: ناچار می شوند خود را با خواسته های دیگران سازگار کنند. این کار به بهای از دست دادن آزادی و لذت زندگی تمام می شود.