خود را بشناسید
خود را درک کنید. نسبت به نقاط قوت و ضعف خودآگاهی داشته باشید. از قابلیتهای خود در دستیابی به هدفهایتان و از تواناییهای مثبت خودآگاه باشید.
عوامل محرکه
مسیر خود را نخست با شناخت خود آغاز کنید. به این پرسشهای اولیه پاسخ دهید:
شش واژه برای توصیف شخصیت خود در روابط شغلی انتخاب کنید.
و شش واژهای را انتخاب کنید که احساس میکنید همکارتان برای توصیف شما به کار میبرد.
و شش واژه دیگر که فکر میکنید یکی از دوستان و نزدیکان برای توصیف شما در خارج از محل کار از آنها استفاده میکند.
در هنگام کودکی چه آرزوهایی داشتید؟
اکنون چه آرزوهایی دارید؟
سه تا از اصولی را نام ببرید که به نظرتان ارزش این را دارد که به خاطرش مبارزه کنید.
سه نفر که بیش از همه تحسینشان میکنید.
در شغلتان چه چیزی بیش از همه ارضایتان میکند؟
برای گذراندن زندگی خود بیش از همه دوست دارید چهکاری کنید؟
چه چیزی شمارا عصبانی میکند؟
چه چیزی شمارا خوشحال میکند؟
پاسخها
فهرست را مطالعه کنید. آیا از مشاهده هر یک از پاسخها شگفتزده شدهاید؟ در دوران کودکی از بیان آرزوها، رؤیاها و هدفهای خود خجالت نمیکشیدیم، اما همینکه بزرگتر میشویم ارتباط خود را با هر سه آنها از دست میدهیم، اغلب تحت تأثیر مشکلات روزمره خود مرتب درجا میزنیم و تنها به هدفهای درازمدت فکر میکنیم. حتی ممکن است بینش و آگاهی خود نسبت به چیزهایی که ما را خوشحال میکنند را نیز از دست بدهیم، اما باید به خاطر داشته باشیم که دستیابی به آرزوها و خوشبختی نیاز به تلاش و فعالیت ، و فعالیت نیاز به طرحریزی دارد. با طرحریزی درست هر کاری امکانپذیر خواهد بود.
اطمینان خاطر
همه ما پیش از اینکه بتوانیم بر روی تصویر ذهنی خارجی خودکار کنیم نیاز به پرورش اطمینان درونی خودداریم. اگر آن اطمینان را نسبت به تواناییهای خود به دست نیاورده باشیم در آن صورت باید دروغگوهای ماهری باشیم، چون میخواهیم چیزی را مطرح کنیم که هیچ اعتقادی به آن نداریم.
مطمئن بودن نسبت به توانایی خودمان به معنای جسارت و پررویی نیست. کسی که از شما انتظار ندارد که راه بیفتید و از روی پشتبامها جنبههای مثبت شخصیتی خود را جار بزنید، اما آگاهی داشتن نسبت به این جنبهها، مطرح کردن ویژگیهای مثبتتان را بهمراتب سادهتر خواهد کرد.