وقتی اشتیاقمان را می یابیم، وقتی تصمیم می گیریم که در چه زمینه ای میخواهیم به موفقیت برسیم، میتوانیم برای تحقق برنامه هایمان اقدام کنیم. بعضی از بهترین برنامه ها ساده ترین آنها هستند. بسیاری از مدیران امروزی، تحصیل کرده های مدیریت بازرگانی و نظایر آنها زیرکی بیش از اندازه دارند. افراد باهوش و با فراست کسانی هستند که با توجه به تغییرات موجود، جهت خود را اصلاح می کنند. آنها که الگوهای بسیار پیچیده را مورد استفاده قرار میدهند، کسانی که سیستم های انگیزه ای پیچیده دارند، کسانی که از ساختارهای ماتریسی استفاده می کنند، تنها در مرحله نخست کارشان هستند.
برای باور کردن اینکه میتوانیم هر اندازه بخواهیم کسب درآمد کنیم، برای باور داشتن رویاهایمان و برای اینکه اشخاص منفی را از زندگی خود کنار بگذاریم، به درجاتی از سادگی احتیاج داریم. اشخاص بیش از اندازه منطقی و یا باهوش و بافراست البته میتوانند موفق شوند. اما همین هوش و فراست اگر رویاهایشان را محدود کند میزان موفقیت آنها را محدود می کند.

داشتن یک هدف مشخص

کسانی که موفق نمیشوند فاقد هدفهای دقیق و مشخص هستند. هدفهایشان سطحی است، و به همین جهت یا موفقیتشان زیاد نیست و یا اصولا کارشان به شکست می انجامد.
بعضی ها اصولا هدفهایی را برای زندگی خود در نظر نمی گیرند. علتش این است که در سطح ضمی ر نیمه هشیارشان بحث و گفت وگوی فراوانی در جریان است. تقریبا تمامی انسانهای موفق برای دستیابی به رویاهای خود هدفهای دقیقی را مشخص میسازند و برای تحقق این هدفها برنامه ریزی می کنند. البته ممکن است استنادهایی براین قاعده وجود داشته باشد.
هدف مشخصی را در نظر بگیرید. میزان درآمدتان را مشخص سازید. چه زمانی میخواهید به این هدف برسید. برنامه ریزی کنید و درباره چگونگی دستیابی به این اهداف تصمیم گیری کنید. به این نتیجه می رسید که این تفاوت مهم میان اشخاص موفق و اشخاص ناموفق است. ما به همان اندازه که برنامه ریزی می کنیم موفق میشویم، نه بیشتر و نه کمتر.
کسی که هدف مشخصی نداشته باشد و یا کسی که اصولا هدفی را دنبال نکند به نتایج مبهم می رسد و یا اصلا نتیجه ای از کارش حاصل نمیشود. از سوی دیگر هر کس در زندگی هدف مشخصی را پیگیری کند و برای رسیدن به آن برنامه ریزی نماید، به آن دست پیدا خواهد کرد. موضوع بر سر ذهن نیمه هشیار ماست. برای رسیدن با این هدف لزوما نباید بیشتر تلاش کنید، حتی ممکن است کمتر هم کار کنید. اگر همراه هدف خود حرکت کنید، اگر جنبه های منفی را کنار بگذارید و برای دستیابی به اهدافتان برنامه ریزی کنید، با تلاش کمتر به خواسته های خود می رسید. رمز و راز کار، داشتن هدف مشخص است.
حتی میان سخت کوشها و کسانی که به موفقیت گرایش دارند، کثیری از اشخاص وجود دارند که به هدف بخصوصی توجه ندارند. اگر میخواهید سبک وطرز زندگی شما تغییر قابل ملاحظه ای داشته باشد، از خود بپرسید چه هدفی را برای خود در نظر بگیرید. اگر خواهان آینده روشن تری هستید، هدفهایتان را مشخص کنید، معین نمایید که برای رسیدن به هدفهایتان چه نیرو و زمانی را میخواهید اختصاص دهید. اگر برای خود هدف روشنی در نظر بگیرید و قدمهایی برای تحقق آن بردارید به زودی به این نتیجه می رسید که به خواسته خود رسیده اید.
هدفتان را ایده ثابت و واحدی در نظر بگیرید. این کار نه تنها به شما امکان میدهد که نیروی بیشتری را برای هدف خود صرف کنید، بلکه از بروز اشتباهات جدی جلوگیری می کند و بعبارت دیگر اجازه نمیدهد که انرژی شما پراکنده شود. داشتن هدف ثابت و نامشخص ناگزیر به موفقیت ختم میشود.
وقتی هدف معینی را در زندگی در نظر می گیرید به تلاش کمتری نیاز دارید. زندگی تان شفاف تر میشود. هر اقدامی که شما را به هدفتان نزدیکتر کند باید تشویق شود و از هر اقدامی که میان شما و هدفتان فاصله بیندازد باید حذر کنید. از خود راهنماییی بخواهید و ان را به دست آورید. هدفهای روشنی را در نظر بگیرید و مطمئن باشید که به آنها می رسید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :