فیلم “برخاسته از گور” به کارگردانی الخاندرو اینیاریتو ساده ترین داستان ممکن را دارد: مردی مجبور می شود پیاده برود، باز هم برود و بعد باز هم بیشتر برود. با این وجود نتیجه آن یک اثر سینمایی بسیار گیرا و جذاب است.
“بردمن” فیلم قبلی اینیاریتو که سال ۲۰۱۵ جایزه اسکار برای بهترین فیلم را دریافت کرد، انرژی‌بخش و سرگیجه‌آور بود و تماشایش مانند سوار شدن بر قطارهای سریع و پر فراز و فرود پارک‌های تفریحی و مضمون داستانش نگاهی طنزآلود به زندگی و رفتار تعدادی بازیگر خودشیفته تاتر در شهر نیویورک.
حالا تصور کنید که همان کارگردان با داستانی در مورد سرگردانی مردی از ساکنان مناطق وحشی آمریکا که خرس به او حمله کرده و مجبور است در برف و سرما کیلومترها در سرزمینی خطرناک پیاده برود و در این مسیر خود را از ساکنان بومی و سربازان بی رحم پنهان نگاه دارد، چه خواهد کرد.
جای تعجب ندارد که “برخاسته از گور” در سه رشته مهم جوایز گلدن گلوب را دریافت کند و آکادمی اسکار در دوازده رشته از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد نقش اول نامزدش کند.
داستان آن ماجراهای واقعی است که در قرن نوزدهم برای یک شکارچی پوست حیوانات به نام هیو گلاس اتفاق می افتد و فیلمنامه اش از کتابی به قلم مایکل پونک اقتباس شده است.
این تریلر با مضمون انتقام جویانه اش چنان قوی و تاثیر گذار است که بیننده را از ترس به زمین میخکوب، مو به بدنش سیخ می کند و در لحظاتی حتی شما را وادار می کند که جایی پنهان شوید.
البته در مجموع کمی طولانی است و در اواخر فیلم ممکن است چند بار به ساعت خود نگاه کنید و بپرسید این فیلم بالاخره کی به پایان خواهد رسید.
این فیلم در همان چند دقیقه آغازین خود بیشتر از سرتاسر اکثر فیلم ها صحنه های تکان دهنده دارد.
اینیاریتو استاد خلق ستیزه های خشونت آمیز است، چه بین یک بازیگر و یک منتقد تئاتر در فیلم “بردمن” و چه صحنه های نشان دادن درنده خویی در سگ جنگی که در اولین فیلم بلندش با عنوان “عشق سگی” محصول ۲۰۰۰ شاهد آن بودیم . اما این تازه ترین مورد از صحنه های ستیز که با ترکیبی از بازیگری زنده و جلوه های ویژه ساخته است، چنان قوی و تاثیر گذارند که در مقایسه با آن صحنه های ستیز در فیلم های قبلی اش مثل دعواهای کودکانه به نظر می رسند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید: