هاروی مکی در کتاب شنا با کوسه ها می نویسد: “سرمایه داری پیوسته مخلوقات خود را میبلعد و مخلوقاتی جدید عرضه می کند.” او در ادامه مطالبش می گوید هر قدر هم که احساس کنید در موضع محکمی قرار دارید، در دنیایی که سرمایه داری پیوسته مخلوقات خود را میبلعد، مشاغل شما تغییر می کند، و همراه با آن م هارت هایی که به آن احتیاج دارید دستخوش تغییر می شود.
به نظر میرسد آنچه ما به لحاظ سنتی مسلم فرضش کرده ایم و برای بقای خود به آن متکی بوده ایم، دیگر قابل اعتماد نیست. باید در مفاهیمی قدیمی ای که برای موفقیت لازم میدانستیم تجدید نظر کنیم. مسئله دنیای در حال تغییر نیست. مهم این است که ما از این تغییر چه برداشتی می کنیم. به جای اینکه تحت تاثیر تغییرات کلافه شوید، آن را فرصتی برای رشد و رسیدن به موفقیت بیشتر در نظر بگیرید. زمان آن رسیده که کهنه ها را فراموش کنید. ما به الگوی جدیدی برای موفقیت نیاز داریم.
زندگی در دنیای امروز امکانات و توانمندی های فراوانی را در اختیارمان قرار میدهد تا استعداد هایمان را به شکلی که قبلا خوابش را هم نمیدیدیم به کار بگیریم. “هر بدبیاری، هر ناکامی، هر وضعیت ناخوشایند در خود بذر های مفیدی را جای داده است.” مجبور نیستیم با چیز های پیش پا افتاده و فقیرانه بسازیم. بحران ما را مجبور میسازد که پا از محدودیت های خود فراتر بگذاریم، به اعماق نگاه کنیم، به منابع بیشتری برسیم و از استعداد هایمان بیشتر استفاده کنیم.
برنامه نویسی های گذشته ما را برای زندگی در این روزگار به شدت در حال تحول آماده نکرده است. در گذشته دنیا از ما سازگاری میخواست، اما خلق کردن و آفرینش مستلزم تغییرکردن است. این گفته قدیمی که “اگر کاری را که همیشه میکردید، بکنید آنچه را همیشه به دست می آوردید، به دست خواهید آورد” دیگر در روزگار ما صدق نمی کند. امروزه برای کسب موفقیت باید قوانین بازی را تغییر دهیم. باید از سنت های قدیمی که دیگر موثر نیستند فاصله بگیریم و با دنیا برخورد جدی داشته باشیم.
عقل سلیم حکم می کند برای یک زندگی شاد از آنچه که با آن متولد شده اید استفاده کنید. یکی از این استعداد ها تلاش برای بقاست. اگر این استعداد را جلا بدهید و براق کنید کاری در حد کارفرمایی کرده اید. راهی برای استفاده از استعداد های جدید این است که به خود برچسب بزنید. خود را کارفرما در نظر بگیرید. کارفرما کسی است که وظایفی را عهده دار میشود و واحد تولیدی یا تجاری ای را سازماندهی می کند و با ابتکار قابل ملاحظه بر آن مدیریت می کند. خود اتکایی یکی از مهمترین م هارت هایی است که باید پرورش داده شود. برای رسیدن به موفقیت و شادی به جای منابع بیرونی به منابع درونی خود توجه داشته باشید.
راهکار شما باید این باشد تا رئیس شرکتی شوید که نامش “زندگی” است. باید شرکتی تشکیل دهید. شرکتی که تن ها یک کارمند داشته باشد و آن یک نفر هم شما باشید. باید مسئولیت صد درصد زندگی خود را بپذیرید.
امروزه احساس امنیت خاطر باید از درون شما و نه از کاری که می کنید، به دست آید. بزرگترین منبع شما برای آینده باید این باشد که از دانش فعلی خود استفاده کنید و آن را با وضعیت جدید وفق بدهید. باید گیرنده های قوی و نافذ داشته باشید. باید پیوسته چشم انداز زندگی تان را برای رسیدن به فرصت های جدید بررسی کنید. راهکار ها و هدف های آتی خود را تغییر دهید. ذهن خود را به روی اطلاعات جدید بگشایید. بیاموزید که با وضعیت پیوسته در حال تغییر امروز کنار بیایید.
باید بیاموزید که خود را با موقعیت جدید تطبیق بدهید. وقتی خود را کارفرما در نظر بگیرید، تطبیق دادن ساده تر میشود. این روحیه به شما امکان میدهد تا از فرصت های مطلوب استفاده کنید، در صورت لزوم از زیان های خود بکاهید و به امکانات و گزینه های بیستری که در زندگی خود دارید توجه کنید. به خود اجازه دهید که خود را با برچسب جدیدی مشاهده کنید. توانمندی ها و استعداد های خود را تقویت کنید. تا زمانی که با این ذهنیت به سر برید که برای خود کار می کنید، مهم نیست که به راستی برای خود کار می کنید و یا برای دیگران.
کارفرمایان موفق با باور داشتن به خود برای خود تولید حمایت می کنند. موفقیت یعنی اینکه شما بعنوان یک شخص در هر کاری که می کنید احساس غرور و افتخار کنید. موفقیت یعنی آنکه در هر موقعیتی کاری را که شروع کرده اید به انتها برسانید، حاضر باشید ساعت های طولانی کار کنید، دست هایتان را کثیف کنید، معتقد باشید که هیچ کاری کوچک نیست، بخواهید کاری کنید که به خود احساس موفقیت بدهید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :