امروزه پول برخلاف گذشته هاي دور به دغدغه اصلي بدل شده است بسياري از جوان ها مايلند که خيلي زود و بي درد سر به پول برسند پول ديگر مثل گذشته چرک کف دست خوانده نمي شود و بسياري آن را حلال مشکلات مي دانند.

تصور کنيد جواني که مي خواهد به استقلال مالي برسد چند سال بايد کار کند تا بتواند هزينه سنگين ازدواج خود را بپردازد، چند سال بايد کار کند تا پول پيش يا رهن خانه را پس انداز کند يا حتي جهيزيه بخرد يا براي ادامه تحصيل با فراغ بال به شهر و ديار ديگري برود، شايد به همين دليل هم هست که بسياري را در اطراف مان مي بينيم که مشغول چند کار دائم و پاره وقت به طور هم زمان هستند و البته دائم هم گله دارند که به جايي نمي رسند .راستش اين موضوع هر چند به ظاهر اقتصادي است و در حيطه مباحث اين صفحه نمي گنجد اما داراي پس زمينه هاي محکم رواني است. در واقع ما معتقديم تا آن ها در پس زمينه ذهن ما اصلاح نشوند اين تلاش هاي مادي به جايي نمي رسند. تا وقتي که معتقديد پول چرک کف دست است، برکت ندارد، پول پليد و ناپاک است، روح آدم را آلوده مي کند و يا اين که همه پولدارها حقه بازند و يک گوشه دلشان خالي است و با کار حلال نمي شود ثروتمند شد، يقينا نمي توانيد پولدار شويد يا از پولدار شدن خود لذت ببريد. اين که مرتب پيش اين و آن هم بگوئيد که بدهکارم و قرض دارم و به قول گفتني زار بزنيد هم جز آن که مناعت طبع شما را زير سوال مي برد قرض و بدهي بيشتري برايتان به ارمغان مي آورد.
پس چه بايد کرد؟ در نخستين گام بايد نگاه مان را به موضوع پول و ثروت عوض کنيم. نمي توانيم مدام آن را مذمت کنيم و بعد بخواهيم يک شبه ميليونر شويم! بايد ابتدا احساس ما احساس خوبي به پول باشد و به فوايدي که پولدار بودن ما مي تواند براي خود، خانواده، اطرافيانمان و حتي جامعه مان داشته باشد تمرکز کنيم. کارهاي جزئي که مي تواند دنيا و آخرت ما را بسازد و رسيدن به لبخند شادي دردمندي که با ياري ما به آرامش رسيده است و نيز شکرگزار بودن در قبال هر آن چه که هر چند اندک در ابتداي اين راه بدست مي آوريم و بعد هم پيدا کردن راه هاي درست و تمرکز بر روي هدفي که مي بايست با اهداف انساني و اخلاقي آميخته باشد. براي ثروتمند شدن بايد احساس خوبي نسبت به کار و حرفه خود داشته باشيد و از تمام وجود باور داشته باشيد که لياقت و شايستگي آن را داريد که ثروت را وارد زندگي خود کنيد. حتما در اطراف خود کساني را ديده ايد که پولدار بوده اند اما ورشکست شده اند و نيز افرادي که مرتبا پله هاي ترقي را چنان طي مي کنند که حتي اطرافيان شان هم از ياد مي برند که آن ها از کجا شروع کرده بودند! خيلي ها اوضاع نابسامان اقتصادي، رقابت شديد، نداشتن پشتوانه هاي مالي و حمايت هاي بانکي و حتي داشتن خانواده اي فقير و متوسط را مانع پولدار شدن مي دانند در حالي که هيچ يک از آن ها جزو علل اصلي به حساب نمي آيند و فقط پيش پا افتاده ترين بهانه هايي هستند که ما براي پنهان شدن پشت رخوت ها و بي حالي هاي دروني خود! بدان ها چنگ مي زنيم! براي همين هم هست که براي پولدار شدن مثل هر کار ديگري مي بايست ابتدا و در گام نخست يک طرح اوليه داشت، همين نداشتن طرح است که وقتي بسياري ناگهان پله هاي ترقي را طي مي کنند و پولدار مي شوند به ناگهان هم آن را از دست مي دهند. اگر مي خواهيد پولدار شويد بايد از همين حالا بدانيد براي چه و وقتي که پولدار شديد مي خواهيد به چه حسي برسيد و با آن پول چه کار کنيد و حتي تا کجا پيش برويد، حتي لازم است با برنامه ريزي دقيق مبلغ آن را هم مشخص کنيد. به قول هارواکر نويسنده کتاب اسرار ذهن ثروتمند، بيشتر مردم ترموستات هاي ذهن شان براي به دست آوردن هزار دلار، براي چند صد دلار و برخي حتي زير صفر تنظيم شده است و بدون آن که علتش را بدانند هيچ حرکتي از خودشان براي کسب پول انجام نمي دهند. در واقع بيشتر مردم به ظرفيت واقعي خود دست نمي يابند، بيشتر افراد موفق نيستند زيرا براساس آن چه که مي توانند ببينند حرکت کرده و از نظر فکر و عمل سطحي نگر هستند. اگر در جايي از کتابش مي گويد: «درختي را در نظر بگيريد فرض کنيم اين درخت نمايانگر زندگي است، بر روي اين درخت ميوه هاي متعددي وجود دارد. در زندگي ما، ميوه ها همان نتايجي هستند که از اعمال خود مي گيريم. پس ما به ميوه ها که همان نتايج اعمال خود هستند نگاه مي کنيم و از ديدن آن ها شادمان مي شويم. اما زماني که تعداشان کافي نيست، کوچک هستند و طعم خوبي ندارند چه بايد کرد؟ بيشتر ما متوجه ميوه يا نتيجه کار خود هستيم اما در حقيقت بايد به عواملي که اين ميوه ها را به وجود آورده است توجه کنيم. مثل بذر و ريشه ها. بذري که زير زمين است محصول رهايي زمين را ايجاد کرده است. اين ناديدني ها هستند که ديدني ها را مي سازند. يعني اين که اگر ما خواهان تغيير دادن ميوه ها هستيم، اول بايد ريشه ها را تغيير دهيم. اگر مايليد مواردي که در زندگي قابل ديدن هستند را تغيير دهيد، بايد آن چه که قابل ديدن نيستند را تغيير بدهيد.» بايد ذهن مان و درون مان را اصلاح کنيم و زمينه را اندک اندک براي پولدار شدن و به ثروت رسيدن فراهم کنيم بعد به راهکارهايي که نويسندگان و ثروتمندان ارائه کرده اند، بپردازيم.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :