صادق العظم معتقد است مشکل اصلی جوامع اسلامی آن است که نتوانسته‌اند اعتقادات دینی خود را با دنیای مدرن همساز کنند. به گفته او بیشتر مردم مسلمان رشد و رفاه دنیای مدرن را توأم با افکار و عقاید قرون‌وسطایی می‌خواهند.
روشنفکران دینی مدام بحث‌وجدل می‌کنند که چرا جوامع اسلامی در بحران و انحطاطی همه‌جانبه فرورفته‌اند، آن‌ها به همه‌چیز فکر می‌کنند جز این‌که اشکال این جوامع دقیقاً همین است که آن‌ها “اسلامی” هستند و همچنان به اعتقاداتی پایبند هستند که با روزگار آن‌ها سازگار نیست.
صادق جلال العظم، فیلسوف و اندیشور نامدار سوری، در مصاحبه‌ای درباره رشد بنیادگرایی می‌گوید: «اسلام‌گرایان حامل سمتوم‌های یک بیماری هستند. آن‌ها شکست مدرنیته عربی را منعکس می‌کنند: ناتوانی در رشد و پیشرفت جامعه، ایجاد رفاه و بهروزی و… اسلام‌گرایی نوعی دهن‌کجی به این مدرنیته‌ی شکست‌خورده است.»
صادق العظم مهم‌ترین و بانفوذترین چهره روشنگری در جهان عرب شناخته می‌شود. او در گفت‌وگویی کوتاه اما پرمایه با روزنامه “نویه زوریشه تسایتونگ” چکیده نظریات خود را به‌اختصار و روشنی بیان کرده است.
او نقد فرهنگی را مهم‌ترین وظیفه روشنفکران جوامع عرب می‌داند و معتقد است که این نقد باید به‌گونه‌ای بنیادی و دلیرانه از نقد آموزه‌ها و بنیادهای دینی ناسازگار با ساختارهای مدرن شروع شود.
صادق العظم خود این نقد را سال‌ها پیش با نگارش کتاب پراهمیت “نقد تفکر دینی” شروع کرد و به خاطر آن رنج‌ها و آزارهای زیادی از سوی متعصبان متحمل شد تا آنجا که گروه‌های افراطی به مرگ او فتوا دادند. امروزه با گسترش موج بنیادگرایی و آشکار شدن دامنه و ابعاد خطرناک آن، نظریات انتقادآمیز این متفکر پژواکی تازه یافته است.
صادق العظم مراجع دینی رسمی مسلط در جهان اسلام، مانند “الازهر” در مصر یا خاندان سعودی با تفکر جزمی وهابی را متهم می‌کند که با زور و تعصب از اصلاح دینی در اسلام جلوگیری کردند و نگذاشتند که این دین با نیازها و مقتضیات زمانه همساز شود. آن‌ها از بیم از دست دادن اقتدار خود و رانده شدن اسلام به عرصه خصوصی با هرگونه نوگرایی در اسلام مخالفت کردند.
این مراجع بیم داشتند که با رشد سکولاریسم اسلام نیز به همان سرنوشت مسیحیت در غرب دچار شود، از عرصه عمومی کنار گذاشته شود و درنتیجه اقتدار آن‌ها خدشه بردارد. هم‌وغم آن‌ها حفظ اقتدار معنوی و سیاسی بود.
صادق العظم مراجع رسمی جهان اسلام را متهم می‌کند که زمینه را برای رشد بنیادگرایی فراهم کردند، به‌گونه‌ای که ویروس آن به شکل یک “بیماری” در سراسر جوامع اسلامی منتشر شد. او تصریح می‌کند که فقه و اسلام سنتی لاجرم به “داعش” ختم می‌شود و هیچ مفری برای آن موجود نیست.
صادق العظم برقراری سکولاریسم، اصل جدایی دین از سیاست، را بسیار مهم اما غیر کافی می‌داند. او معتقد است که با حفظ اعتقادات اسلامی، بر پایه فقه و اصول شریعت، سکولاریسم غیرممکن است. او می‌گوید پیش از هر چیز خود این تفکر باید اصلاح و با مقتضیات دنیای مدرن سازگار شود.
نویسنده “نقد تفکر دینی” که خود را بیش از هر متفکری به امانوئل کانت مدیون می‌داند، معتقد است تنها چیزی که می‌تواند جوامع اسلامی را از بحران و آشفتگی کنونی نجات دهد، رفورم دینی بنادین است، کمابیش به همان‌گونه که پروتستانیسم کیش مسیحیت را برای پذیرفتن تمدن مدرن آماده کرد.
به نظر صادق العظم رفورم “اسلام سنتی” باید توسط روشنفکران مسلمان صورت بگیرد، ازاین‌رو او از نقش اندیشمندانی مانند نصر حامد ابوزید در مصر، محمد ارکون در ترکیه و محمد شحرور در سوریه ستایش می‌کند، اما دریغ می‌خورد که تلاش‌های فکری این افراد هرگز به‌صورت جریانی نیرومند و مؤثر درنیامد تا بتواند به‌گونه‌ای نهادین جوامع اسلامی را متحول کند.
به نظر او امروزه مهم‌ترین وظیفه روشنفکران و اصلاح‌طلبان جوامع اسلامی آن است که عقاید دینی خود را با موازین حقوق بشر و آزادی‌های فردی همخوان کنند.
او تأکید می‌کند که اسلام تاکنون مصلحی ژرف‌بین و دلیر مانند مارتین لوتر، پایه‌گذار مذهب پروتستان، به خود ندیده است.
صادق جلال العظم را پدر معنوی تمام نویسندگان غیرمذهبی و نوگرای عرب می‌دانند. این اندیشمند نامدار سوری در ۱۹۳۴ در دمشق به دنیا آمد. او نه‌تنها به فرهنگ اسلامی و عربی مسلط است، بلکه از فلسفه و تفکر غرب نیز شناختی عمیق دارد و آن را سال‌ها در دانشگاه‌های معتبر تدریس کرده است.
صادق العظم به خاطر تلاش روشنگرانه‌اش درراه گسترش دموکراسی و احترام به حقوق بشر، بارها موردستایش قرارگرفته است. در ۲۸ اوت امسال در شهر وایمار آلمان، مدال پر اعتبار گوته به او اهدا می‌شود.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :