اعتماد کردن به دیگران چه سودی برای شما دارد ؟
در این روزگار کمی شک و تردید کردن تا اندازه ای امری حتمی است. اما این که بخواهیم مدام عیب جویی کنیم و بد بین باشیم فقط موجبات ناخوشنودی خود را فراهم آوردیم. اگر ایمان داشته باشید زمانی که بیمار هستید بالا خره خوب خواهید شد، عالی است، اما حتماً قبول دارید که باید به پزشک خود هم ایمان داشته باشید.
کسانی را می شناسم که پیوسته می گویند: به پزشک ها اعتمادی ندارند. اما اغلب این اشخاص وقتی با یک تالم و درد شدید روبه رو شوند نظرشان نسبت به پزشک تغییر می کند. اما کسانی که معمولا به سر وقت پزشک نمی روند، به زحمت و دردسر می افتند.
شاید این اشخاص زمانی تجربه بدی داشته باشند، شاید زمانی پزشک بیماری انها را به نادرستی تشخیص داده است. خوب که چی؟ آیا این دلیلی است که به همه پزشکان بد بین شویم؟ البته که نه.
متاسفانه دکتر های بد هم وجود دارند، درست همان طور که وکلا و حقوق دان ها و دندان پزشک های بد هم وجود دارند. اما در هر رشته ای شمار خوب ها و با صلاحیت ها بیشتر از بدها و بی صلاحیتهاست.
همه حرف من این است که مسئله و مشکل خود را نزد یک متخصص با صلاحیت ببریم این بهترین راه و گاه تنها راه دریافت کمک است.
به هم نوعان خود ایمان داشته باشید، ممکن است یک حرف کلیشه ای باشد، با این حال خوب است انسان بتواند به دیگران احتماد داشته باشد. بسیاری از مردم پیوسته بر سر موضوعات کوچک و بی اهمیت که هرگز اتفاق نخواهد افتاد، غرولند می کنند. و تنها دلیلش این است که به دیگران اعتماد ندارند.
پرزیدنت جیمز گارفیلد زمانی گفت: « من در زندگی دشواری های متعددی را پشت سر گذاشته ام اما بدترین این حوادث هرگز به سراغم نیامد» چرا نگرانی های بی جهت را به نگرانی های قبلی اضافه کنیم؟ به مغز تان فرصتی بدهید تا به مسائل جدی تر رسیدگی کند. نگران این که قصاب سرتان کلاه بگذارد نباشید. نگران نانوا و مامور پارکینگ نباشید اغلب اشخاص قابل اعتماد هستند و کارشان را به صادقانه ترین شکل ممکن انجام می دهند. از این رو به این اشخاص اعتماد کنید.
ممکن است این حرف ها در نظرتان جزئی و بی اهمیت برسند اما پیشنهاد من این است که همین حالا از اعتماد نکردن به اشخاص دست بکشید. هزینه ای که برای اعتماد نکردن به دیگران می پردازید، هرگز جزئی و بی اهمیت نیست. دکتر فرانک کرین گفت: اگر بیش از اندازه اعتماد کنید، ممکن است فریب بخورید اما اگر به اندازه کافی اعتماد نکنید، در رنج و شکنجه دایم به سر خواهید برد.
آیا فکر می کنید دیگران از شما سوء استفاده می کنند؟
این ایده را می توانید در تمامی زمینه های زندگی مورد استفاده قرار بدهید. برای مثال به کار و حرفه اتان توجه کنید. نیازی به این نیست که به حسادت ها و بی اعتمادی هایی که در بعضی از ادارات و دفاتر وجود دارد، اشاره کنم. اما چرا بعضی ها عمیشه فکر می کنند که مورد سوء استفاده واقع می شوند. علتش بی اعتمادی به همکاران و سرپرستان است.
اگر شما هم در شمار کسانی هستید که پیوسته فکر می کنید دیگران از شما سوء استفاده می کنند، اگر فکر می کنید همه ضد شما هستند، به درون خد نگاه کنید. دوست من، امکانش وجود دارد که تقصیری و اشکالی متوجه شما باشد. ممکن است اشکالی در شما وجود داشته باشد که باید از شر آن خلاص شوید. شاید اولین احساسی که باید از شر آن خلاص شوید، این احساس است که خودتان را تقصیر کار ارزیابی می کنید. اگر این طور باشد، هرگز نمی توانید خودتان را خلاص کنید.