از میان برداشتن عادات فکری بد
شما باید از بسیاری از عادات فکری خود دست بشویید. علت عادت کردن به این انگاره های فکری این است که مدت طولانی اجازه داده اید این اندیشه ها بر زندگی شما حکومت کنند. اینکه سالها فکر کرده اید موضوع یا مطلبی حقیقت دارد، دلیل بر این نیست که رفتار ما درست و منطقی باشد. به سبب تنبل بودن و دنبال کارهای ساده گشتن، که ما بسیاری از کار ها را باور می کنیم بی آنکه روی آنها فکر کنیم و یا درست و بدشان را کنترل نماییم. روبرت لی ویت می گفت: اشخاص برای تصمیم گیری به حقایق توجه ندارند. آنها ترجیح می دهند به جای داشتن یک دوجین حقیقت، احساس خوشایندی داشته باشند.
اگر بر سر در رستورانی بنویسید: غذای پخت شده در منزل، خیلی ها فکر می کنند غذایی که در منزل پخت می شود بهتر است و حال آنکه بزرگ ترین رستوران ها و هتل ها آشپزهای مردی دارند که از زنانشان که در خانه آشپزی می کنند، دست پخت بهتری دارند.
خیلی فکر می کنند راننده های کامیون ها و تریلی ها بهتر می دانند که در کدام رستوران بین راهی غذا بخورند. اما آیا به این موضوع فکر کرده اید که در بسیاری از مواقع آنها صرفاً به این دلیل در یک رستوران غذا می خورند که سایر رستوران ها بسته اند؟
حرف من در اینجا این است که باید پیوسته باورهای خودمان را مورد سوُال قرار دهیم تا به طرزی موثر بیندیشیم. نیازی به این نیست که از جمله نا باوران و دیر باوران افراطی باشیم با این حال توصیه من این است که همپای جمعیت حرکت نکنید. روی اندیشه های کلیشه ای فکر کنید و مطمئن باشید که خود را از شر برخی عادات فکری نجات خواهید داد.
ما در زمینه های فکری هم، مانند زمینه های دیگر تولید عادت می کنیم و این عاداتی که فرا می گیریم لزوماً عادات های خوبی نیستند. اینکه به عقاید تان متکی باشید و روی آنها پافشاری کنید، گاهی اوقات خوب است، اما فراموش نکنید که ادولف هیتلر بر سر عقیده ای که هیچ لطفی نداشت، باقی ماند.
به اعتقاد من بهتر است در مواقعی باورها و عقاید خود را بررسی کنیم و شجاعت آن را داشته باشیم که اگر نادرست هستند، آنها را نادرست بخوانیم. هیچ اشکالی ندارد اگر به این نتیجه برسید که آنچه را که همیشه درست می پنداشتید نادرست بوده است. برعکس، این نشانه آن است که می خواهید برای خودتان واضح و آشکار فکر کنید.