آیا میدانید گوشهگیری اجتماعی در دانش آموزان ناشی از چیست؟
کودکی که به طور طبیعی با همسالانش تعامل ندارد و بیشتر وقتش را به تنهایی میگذارند، از لحاظ اجتماعی، گوشه گیر شناخته میشود. کودک گوشه گیر درموقعیّتهایی که با همسالان آشنا یا ناآشنا روبه رو میشود، از آنها کناره گیری میکند. بنابراین، گوشه گیری اجتماعی را میتوان « منزوی کردن خود از گروه همسالان » تعریف نمود.
گوشه گیری اجتماعی یکی از مشکلات مهم دوران کودکی و نوجوانی است که اغلب دیر شناخته میشود. زیرا افراد گوشه گیر برای مدرسه و اطرافیان مشکل آفرین نیستند و حتّی ممکن است به عنوان افرادی مؤدّب و مطیع مورد تحسین و تشویق دیگران قرار گیرند و از علاقه و حمایتهای عاطفی آنها برخوردار شوند.
مطالعات طولی که کودکان گوشه گیر را در طی زمان نسبتاً طولانی مورد بررسی قرار داده است (از جمله طرح WLP)، نشان میدهد دو سوم کودکانی که از لحاظ اجتماعی گوشه گیر بودهاند در طوی دورهی ۲ ساله هم چنان گوشه گیر باقی ماندهاند. بنابراین با توجّه به پایدار بودن گوشه گیری اجتماعی در طی زمان، به نظر میرسد شناسایی و درمان به موقع این مشکل از اهمّیّت ویژهای برخوردار باشد.
علاوه بر این، گوشه گیری اجتماعی در دوران کودکی با احساس ناامنی، برداشت منفی از خود، وابستگی و تسلیم شدن در برابر دیگران همراه است و بروز مشکلاتی نظیر افسردگی، اضطراب، تنهایی و اعتماد به نفس پایین را در اوایل دورهی نوجوانی و مرحلهی سنّی ۱۳ تا ۱۹ سالگی پیش بینی مینماید.

کودکانی که از لحاظ اجتماعی گوشه گیر هستند به احتمال زیاد توسّط همسالانشان به عنوان افرادی گوشه گیر و مضطرب در نظر گرفته میشوند و مورد علاقهی آنها نیستند (اولندیک و همکاران، ۱۹۹۰). کودکانی که در این دورهی سنّی از جانب همسالان طرد میشوند، شکست خود را به علل درونی نسبت میدهند و خود را فردی ضعیف و بی کفایت میپندارند. این برداشت موجب میشود نسبت به برقراری ارتباط اجتماعی و تعامل با همسالان در دورهی نوجوانی ذهنیّت منفی پیدا کنند و از همسالان کناره گیری نمایند.
کودکان گوشه گیر از طرف معلّمان هم به عنوان افرادی منفعل ارزیابی میشوند. پیامها و بازخوردهای منفی که از معلّمان و اطرافیان دریافت میکنند، احساس ناکارآمدی و بی کفایتی را در آنها تقویت میکند وبه مرور زمان بر عملکرد تحصیلیشان تأثیر منفی میگذارد. مطالعات نشان میدهد این کودکان بیشتر از همسالان عادی خود از مدرسه اخراج میشوند و در معرض ترک تحصیل قرار میگیرند.
پیامدهای گوشه گیری اجتماعی با توجّه به جنسیّت در دختران و پسران متفاوت است. در مطالعهای که روبین و همکارانش (۱۹۹۳) انجام دادند، دریافتند که پسران یازده سالهای که از نظر همسالانشان بسیار گوشه گیر توصیف شده بودند، خودشان را درمقایسه با پسران عادی، تنهاتر و دارای مهارتهای اجتماعی ضعیفتر ارزیابی کردند.
در دوران بزرگ سالی نیز مردان کم رو گوشه گیر دیرتر از افراد عادی شاغل میشوند، ازدواج میکنند و صاحب فرزند میشوند. تأخیر در یافتن شغل ثابت، خطر جدایی یا طلاق را در زندگی بزرگ سالی افراد گوشه گیر افزایش میدهد. این تأخیرها بیانگر مشکلات جدّی در سازگاری دوران کودکی است. (موریسون و ماستن، ۱۹۹۱).
نتایج تحقیقات فوق حاکی از آن است که آسیبهای ناشی از گوشه گیری اجتماعی در پسران و مردان به مراتب بیشتر از دختران و زنان است و زنان کم رو – گوشه گیر شیوهی رفتاری بیمارگونهای را نشان نمیدهند.
با توجّه به نقش مردان در سرپرستی و حفظ استحکام خانواده، تأمین سلامت روان و سازگاری پسران در دوران کودکی ضروری به نظر میرسد.
نشانهها
در طبقه بندیهای علمی، گوشه گیری اجتماعی یک اختلال تعریف شده در دوران کودکی نیست بلکه نشانه یا مشخّصهی اختلالهای بالینی دیگری است که در دوران کودکی و بزرگ سالی وجود دارد.
به عنوان مثال:
* کودکان مبتلا به مشکلات اضطرابی اغلب از لحاظ اجتماعی گوشه گیر هستند و ارتباط ضعیفی با همسالان دارند.
* در کودکان مبتلا به افسردگی، علاوه بر اعتماد به نفس پایین، تنهایی، طرد شدن از جانب همسالان، گوشه گیری اجتماعی نیز مشاهده میشود.
* در کودکان مبتلا به اختلالات روانی شدید، کم حرفی، گوشه گیری اجتماعی و عدم تمایل به داشتن روابط نزدیک مشاهده میشود.
* کودکان گوشه گیر کمتر نقش رهبری را ایفا میکنند و در تعامل با همسالان بیشتر مورد آزار و اذّیت قرار میگیرند.
* کودکان گوشه گیر درهنگام روبه رو شدن با موقعیّتهای سخت، وابسته به دیگران و ترسو هستند.
میزان شیوع
نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که گوشه گیری اجتماعی از شایعترین مشکلات دوران کودکی است. «لرنر و داگلاس» در مطالعهی خود در سال ۱۹۸۵ گزارش دادند گوشه گیری اجتماعی، شایعترین مشکل رفتاری کودکان پیش دبستانی ( ۳ تا ۵ ساله) به ویژه دختران بوده است.
در مطالعهی دیگر، (دادجی، ۱۹۸۹) مشخّص شده است که نداشتن روابط صمیمانه با همسالان و طرد شدن از جانب آنها که با گوشه گیری اجتماعی ارتباط دارد، از ویژگیهای شایع در تعدادی از کودکان مبتلا به اختلالهای روانی است.
تاجیک اسماعیلی (۱۳۷۴) نیز در پژوهشی که به منظور بررسی رفتار انزواطلبی در دانش آموزان پسر دورهی ابتدایی شهر تهران انجام داد، دریافت که ۲۱ درصد مشکلات رفتاری آنها به گوشه گیری اختصاص دارد.
عوامل فرهنگی
یکی دیگر از عوامل مهم در شکل گیری رفتار گوشه گیری اجتماعی، فرهنگ حاکم بر جامعه است. محقّقان نشان دادهاند که رشد رفتارهای اجتماعی مانند گوشه گیری تحت تأثیر ارزشهای فرهنگی و قراردادهای اجتماعی قرار میگیرد. بزرگسالان در هر جامعه، رفتار کودکان را با توجّه به هنجارها و ارزشهای فرهنگی، به هنجار یا نا به هنجار در نظر میگیرند (وایسر و همکاران، ۱۹۸۸) در فرهنگهای غربی رفتار محتاط و منفعل توسّط والدین و همسالان، منفی درنظر گرفته میشود و اشخاصی که این گونه رفتارها را نشان میدهند از لحاظ اجتماعی، نارس، ترسو و وابسته توصیف میشوند. در حالی که کودکان چینی از طرف والدین به وابستگی، احتیاط و کم رویی تشویق شده واین رفتارها، مورد تأیید جامعه و همسالان قرار میگیرد و به عنوان رفتارهای کارآمد تحسین میشود.
محقّقان به طور پیوسته گزارش کردهاند که کودکان، نوجوانان و بزرگ سالان چینی نسبت به همتایان خود در آمریکای شمالی، افرادی مضطربتر و حسّاستر هستند.
نتایج اخیر بیانگر آن است که محیط فرهنگی وارزشهای اجتماعی تأثیر متفاوتی بر درک و درمان رفتارهای محتاطانه، ترس وگوشه گیری در کودکان دارد.