هدف واقعی من این است که به شما راهکارهایی را معرفی کنم که اسباب توانمندی تان شود و به شما کمک کند تا به اعتماد نفس برسید. میخواهم به شما ابزاری داده باشم تا به کمک آن آنچه را میخواهید، فراهم آورید. میخواهم کاری کنم که صاحب پنداره بشوید، رویاها و امیدها و آرزوهایتان را محقق سازید، مسئولیت زندگی تان را به دست گیرید، از شادابی و سرزندگی خود لذت ببرید، در زندگی شخصی و حرفه ای خود رشد کنید، دقیقا بدانید که چه می خواهید. می خواهم اختیار زندگی خودتان را به دست گیرید.
دریچه های ذهن خود را به روی این حقیقت بگشایید که تولید ثروت و تنعم با تصمیمات درونی و دانش بیرونی شما رابطه دارد. وضعیت اقتصادی ملی آن قدرها اهمیت ندارد. باید به فراسوی این باور برویم که باید تحت تاثیر اقتصاد قرار بگیریم. وفور و تنعم موضوعی مربوط به ذهن است. موقعیتی بیرونی نیست که سرنوشت شما را رقم بزند. این اطلاعات میتواند به شما کمک کند که خواستار تنعمی باشید که به واقع شایسته دریافت آن هستید. محدودیتی برای آنچه میتوانیم خلق کنیم وجود ندارد، زیرا منابع پیرامونی ما نامحدود است.
اجازه بدهید مطلب را با تعریف ثروت شروع کنیم. ثروت تنها پول نیست، زیرا درآمد مالی زیاد لزوما به شما احساس شادی و خوشبختی نمیدهد. ثروت یعنی اینکه با خود در صلح باشید و در کاری که میکنید احساس موفقیت کنید.ثروتمند بودن یعنی آنکه از زندگی ، از خوانواده و از شغل خود لذت ببرید.
کاترین پاندر زنی است که تحسین وتعریف فراوانی برای خود کسب کرده است. او که کتابهای متعددی در زمینه ی موفقیت نوشته است، در یکی از این کتابها مینویسد: “موفقیت چیزی بیش از کسب درآمد است. موفقیت در داشتن امنیت مالی خلاصه نمیشود. موفقیت بستگی به این دارد که زندگی خود را اداره میکنید، از انرژی خود چگونه استفاده می نمایید. موفقیت یعنی اینکه خود و دیگران را دوست بدارید. یعنی آنکه قدر نعمتهای خود رابدانید و از خود و از زندگی تان به همین شکلی که هست لذت ببرید”. بالا رفتن سطح “آگاهی از موفقیت” به شما امکان میدهد به اعتماد به نفس، اطمینان خاطر و عزت نفس بیشتری برسید. این ویژگی های جدید به شما کمک میکنند تا به ثروت و امنیت مالی برسید.
اگر بخواهیم تعریفی ارائه دهیم باید بگوییم “موفقیت” به معنای شکوفا شدن، رسیدن به نتایج مطلوب، و رسیدن به همه آن چیزهایی است که در زندگی می خواهید. موفقیت بیش از ثروت و امنیت مالی است . رالف والدو امرسون موفقیت را قانون جبران میداند. درست همانطور که مشابه ها یکدیگر را جذب میکنند، هر آنچه را در ذهن، احساس و تصویر ذهنی خود بکارید همان را در زندگی به دست می آورید. واقعیت این است که شما در زندگی خود تحت تاثیر برنامه ریزی های گذشته خود به موقعیت فعلی رسیده اید.
نظام آموزشی و تحصیلی ما به ایجاد موفقیت یا تنعم و وفور اشاره ای ندارد و به همین جهت باید برای ایجاد ثروت به حدس و گمان متوسل شویم. تا زمانیکه کتاب نخوانید به نوارهای آموزشی گوش ندهید، در همایشهای مختلف شرکت نکنید، و یا در زندگی مربی ای نداشته باشید که به شما اطلاعات ارزشمند بدهد، تنها به حال خود باقی می مانید.ممکن است به این نتیجه رسیده باشید که صرفا اگر بخت و اقبال با شما یار باشد، اگر زیاد کار کنید و یا سرمایه گذاری های عاقلانه بکنید، میتوانید به ثروت و تنعم برسید. البته همه اینها به موفقیت شما کمک میکنند، اما من میخواهم تجارب خود را با شما در میان بگذارم. میخواهم دانش خود را بعنوان طالب جدی رسیدن به موفقیت برایتان مطرح سازم. من تا حدی که امکان داشته هر کتابی را در زمینه موفقیت مطالعه کرده ام، به سخنان همه متخصصان گوش داده ام، در همایشهای مختلف شرکت کرده ام، روشها و شیوه های مختلفی را آزموده ام. آنچه میخوانید نقطه نظرات شخصی من و تجربیاتی است که مرا در کار رسیدن به اهدافم یاری داده است و شما هم اگر بخواهید میتوانید از آنها استفاده کنید.
برای این که بتوانیم از این اطلاعات بهره ای به دست آوریم باید ذهنمان به روی مفاهیم جدید باز باشد. در واقع این مفاهیم جدید نیستند. فقط آنها را به ما آموزش نداده اند. در شروع کار و قبل از هر چیزی باید باورهای کهنه را کنار بگذاریم . این باور ها دیگر کمکی به ما نمیکنند. میدانید هرچه ذهن بازتری داشته باشید، فرصت مناسب، اندیشه، احساسات و ادراکات بیشتری نصیب شما می شود.
امروزه بسیاری از موفق های زمانه میگویند که در زمان رکود اقتصادی بیش از زمان رونق اقتصاد درآمد به دست می آوردند. این اشخاص میگویند که در زمان رکود اقتصادی مردم اجناس خود را ارزانتر میفروشند. عامه ی مردم تحت تاثیر نوشته ها و گفته های رسانه ها قرار میگیرند و به صحبت متخصصان که میگویند اقتصاد در وضعیت بسیار بدی قرار دارد گوش میدهند. وقتی صحبت متخصصان را بپذیرید و فقر عمومی را باور کنید، ندانسته فرصتهای مناسب برای کسب درآمد ورسیدن به خوشبختی را از دست می دهید.
همه ما قربانیان برنامه نویسان گذشته هستیم. تصویر ذهنی ما در دوره سه تا هفت سالگی را آموزگاران، والدین ، دوستان همسال و جامعه شکل میدهند. از جمله پیامهای منفی که روزانه دریافت میکنیم این موارد است: ثروتمندان پیوسته ثروتمند تر می شوند، دنیای بی رحمی است، پول ریشه همه بدبختی هاست، همه مشکلات برای من اتفاق می افتد، دیگران همیشه خوشبخت تر از من هستند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
کلیدواژه ها :